X
تبلیغات
رایتل
تـلـاش کنـیـم بـرای گـمـنـامـی
 
 


الهی نصیرمان باش تا بصیر گردیم، بصیرمان کن تا از مسیر بر نگردیم و آزادمان کن تا اسیر نگردیم

نـگـاهی به تحـریف در تــاریـخ عــاشــورا (1)

تحریف های عاشورا

 معنی تحریف

تحریف از ریشه «حرف» است.  یعنی منحرف کردن چیزی از مسیر و وضع اصلی خود که داشته است یا باید داشته باشد.به عبارت دیگر تحریف نوعی تبدیل و تغییر است ولی تحریف مشتمل به چیزی است که کلمه تغییر و تبدیل نیست.در لغت نامه های فارسی ذیل واژه تحریف این معانی آمده است : تغییر دادن ، تبدیل کردن، وارونه ساختن، جابه جا نمودن ، کم و زیاد کردن ، از حالت اصلی درآوردن و به طرز و وضع دیگری انداختن، کج ساختن ، تقلب کردن و ... تحریف در اصطلاح ، تحریف کلام آن است که آن را در گوشه ای از احتمال قرار بدهی؛ آنچنان که بتوان بیش از یک معنا (یک معنی اصلی) را به آن باز نمود .

 انواع تحریف

« تحریف انواعی دارد و از همه مهمتر این است که تحریف یا لفظی است و یا معنوی. تحریف لفظی این است که ظاهر یک چیز را عوض کنند، مثلاً شخصی سخنی به شما گفته است، شما یک چیزی از گفته او کم کنید، یک چیزی روی گفته او بگذارید، یا جمله های او را پس و پیش کنید که معنی ا ش فرق کند. بالاخره در ظاهر و در لفظ سخن او تصرف کنید، این را می گویند «تحریف لفظی». اما تحریف معنوی این است که شما در لفظ تصرف نمی‌کنید، لفظ همین است که هست، ولی این لفظ را طوری می شود معنی کرد که همان معنی صاف و راست و مستقیم آن است، مقصود گوینده هم همین بوده است، و طور دیگری می توان معنی کرد که خلاف مقصد و مقصود گوینده است. وقتی که می خواهید این کلام را برای او شرح بدهید آن را طوری معنی می کنید که مطابق مقصود خود شما باشد نه مطابق مقصد اصلی گوینده. این را می گویند تحریف معنوی». تحریف‌های عاشورا، برخی به «محتوا» بر می گردد، برخی به «شکل» و برخی به «افراد».


انگیزه های تحریف در تاریخ عاشورا

عوامل بسیاری در تولید تحریف ها همچنین در توسعه و باز تولید آنها دخیل بوده است  که اهم این موارد به ترتیب، توضیح داده می شود:

الف: راویان اموی و مورخان حکومتی

همیشه اغراض دشمنان، خود عاملی است برای این که حادثه‌ای را دچار تحریف کند. دشمن برای این که به هدف و غرض خود برسد، تغییر و تبدیل‌هایی در متن تاریخ ایجاد و یا توجیه و تفسیرهای ناروایی از تاریخ می‌کند و این نمونه‌های زیادی دارد و نمی‌خواهم از نمونه این مطلب بحثی کرده باشم، همین قدر عرض می‌کنم که در حادثه کربلا هم این عامل دخالت داشت. یعنی دشمنان در صدد تحریف نهضت حسینی برآمدند. و همان طوری که در دنیا معمول است که دشمنان، نهضت‌های مقدس را به افساد و اخلال و تفریق کلمه و ایجاد اختلاف متهم می‌کنند، حکومت اموی برای این که نهضت حسینی را چنین رنگی بدهد خیلی کوشش کرد و تبلیغات خود راشروع شد.

ب: اسطوره سازی و افسانه سازی 

و این در تمام تواریخ دنیا وجود دارد. در بشر، یک حس قهرمان پرستی موجود است که در اثر آن درباره قهرمان‌های ملی و دینی افسانه می‌سازند

در حادثه کربلا یک قسمت از تحریفاتی که صورت گرفته معلول حس اسطوره سازی است. اروپایی‌ها می‌گویند در تاریخ مشرق زمین مبالغه‌ها و اغراق‌ها زیاد است و راست هم می‌گویند

استاد مطهری با تجلیل از دقّت بینی و دردآشنایی محدّث نوری، دومین مثال را به نقل از ایشان چنین می آورد:

«حاجی نوری، این مرد بزرگ، در کتاب «لؤ لؤ و مرجان»، ضمن انتقاد از جعل این گونه افسانه ها می گوید: برای شجاعت حضرت ابوالفضل علیه السلام نوشته اند که او در جنگ صفّین ـ که اصلاً شرکت حضرت هم معلوم نیست، اگر شرکت هم کرده باشد پانزده سال عمر داشت ـ مردی را به هوا انداخت، دیگری را انداخت، نفر بعدی را، تا هشتاد نفر، نفر هشتادم را که انداخت هنوز نفر اوّل به زمین نیامده بود! بعد اولی که آمد، دو نیمش کرد، دومی نیز همچنین تا نفر آخر!!!

چ:قاعده تسامح در ادله سنن

قاعده تسامح در ادله سنن، در علم «فقه » می تواند کاربرد داشته باشد، این قاعده می گوید: اگر از خبر ضعیفی که جامع شرایط حجیت نیست، فهمیده شود که فلان کاری مثلا از فلان ثوابی برخوردار است و دلیل دیگری نداشته باشیم، ما باشیم و خبری ضعیف; در این صورت می توانیم به آن کار عمل کنیم و ثواب هم خواهیم داشت . گرچه آن خبر ضعیف در اصل، جعلی باشد و چنان سخنی هیچ گاه از معصوم علیه السلام صادر نشده باشد . 

حال برخی چنین استنباط کرده اند: ثواب که داشت، استحباب هم خواهد داشت و بعضی دیگر گفته اند: نه، تنها می تواند ثواب داشته باشد و بس .

علامه مامقانی (ره) در رد نظریه کسانی که تصور کرده اند قاعده تسامح، در باب سنن و قصص تاریخی و مواعظ اخلاقی می تواند کاربرد داشته باشد، سخنان مفید و متقنی دارد که نقل می شود: 

 «نسبت دادن خبری به معصوم علیه السلام بدون طریق معتبر، صحیح نیست . و ورود اذن و رخصت بر مسامحه در ادله سنن از پیامبر مختارصلی الله علیه وآله وسلم یا از ائمه اطهارعلیهم السلام ممنوع است و اخباری که قائلان به قاعده تسامح به آنها استدلال می کنند، از افاده مطلوب قاصر است . گرچه بیشتر علما در استدلال به آن توافق کرده اند; اما در موقع تامل و تحقیق، معلوم می شود که در فهم آن اشتباه کرده اند .»

د:هدف وسیله را توجیه می کند

شمار اخبار و احادیث جعلی، و تعداد داستانها و حکایتهای تخیّلی که با همین خیال خام ساخته و پرداخته شده است، بیشتر از آن است که گفته شود؛ شنیدن چند اعتراف از سازندگان و افسانه پردازان این قبیل تحریفات، کافی است تا عمق فاجعه را نشان دهد:

برای مثال، مقدمه کتاب «محرق القلوب» را می توان شاهد آورد، در آنجا می نویسد:

«نقل اخبار ضعیفه و غیر معتبره در حکایات و وقایع پیغمبر و اهل بیت او، جایز است و هرگاه خبر ضعیفی دلالت کند بر اینکه گریه بر امام حسین علیه السلام فلان قدر ثواب دارد و کسی آن خبر را بشنود و به نیّت رسیدن به آن ثواب بگرید، حق تعالی آن ثواب را به او کرامت می فرماید... به همین جهت، ما نیز در این کتاب، اخبار ضعیفه را با اخبار صحیحه آوردیم.»

محدّث نوری در باره نویسنده سخن بالا و مقتل مذکور، سخنی دارد که می تواند مفید باشد؛ او می نویسد:

«ناقل متدیّن [و [درستکار نباید به مجرّد دیدن خبری و حکایتی در کتابی، که به عالمی نسبت می دهند، قناعت کند؛ چه بسا شود که آن کتاب را در اوائل سنّ نوشته و هنوز به مقام تمیز دادن صحیح از سقیم و ثقه از غیر ثقه، نرسیده بود،... و از این جهت، اخبار موهونه و بی اصل و مأخذ و مخالف روایت ثقات، بلکه اخبار کاذبه یقینی در آن یافت می شود؛ مثل کتاب محرق القلوب، تألیف عالم جلیل آقا آخوند ملا مهدی نراقی که از اعیان علمای دهر و... بود، علاوه بر آن که بزرگان دین اعتراف به علوّ مقام علم و فضل او کرده اند. مؤلفات رشیقه او در فقه و غیره مثل «لوامع» و «مشکلات العلوم» و...، خود شاهدی است صادق و وافی در اثبات این مرام. با این حال یافت می شود در این کتاب، مطالب منکره که ناظر بصیر، متعجّب می شود از نوشتن چنان عالمی چنین مطالبی را!»


نـگـاهی به تحـریف در تــاریـخ عــاشــورا (2)



نویسنده : شَــریــد
تاریخ : پنج‌شنبه 10 آذر‌ماه سال 1390