X
تبلیغات
رایتل
تـلـاش کنـیـم بـرای گـمـنـامـی
 
 


الهی نصیرمان باش تا بصیر گردیم، بصیرمان کن تا از مسیر بر نگردیم و آزادمان کن تا اسیر نگردیم

با نام «حَسَن»، باب یازدهم کتاب امامت نگاشته شد

ولادت باسعادت آن حضرت در مدینه طیبه در سنه دویست و سى و دوم هجرى در مـاه هشتم ربـیـع الثـانى بوده و شهادت آن بزرگوار هشتم ربیع‌ الاول سال 260 از هجرت به دست معتمد عباسی اتفاق افتاده است. بنابراین عمر آن بزرگوار بیست و هشت سال، و مدت امامت وی شش سال بود. اسـم شریف آن حضرت حسن و کنیه اش ابومحمّد و اشهر القابش زکى و عسکرى است و به آن حـضـرت و هـمـچـنـیـن بـه پـدر و جـدش عـلیهما السلام ( ابن الرضا ) مى گفتند و نـقش خاتمش : ( سُبْحانَ مَنْ لْهُ مَقالِیدُ السَّمواتِ وَ الارْض ) و به قولى ( اَنَا للّهِ شَهیدٌ ) بوده  و تسبیحش در روز شانزدهم و هفدهم ماه است .

  

و این است تسبیح آن حضرت :( سُبْحانَ مَنْ هُوَ فى عُلُوِّهِ دانٍ وَ فى دُنُوِّهِ عالٍ وَ فى اِشْراقِهِ مُنیرٌ وِ فى سُلْطانِهِ قَوِىُّ سُبْحانَ اللّهِ وَ بِحَمْدِهِ ) .

والده مـاجـده آن حـضـرت نـامـش ( حـدیـث ) و بـه قـولى ( سـلیل ) بوده و او را ( جده ) مى گفتند و در نهایت صلاح و ورع و تقوى بوده  است . امام عسکری ـ علیه السلام ـ در مدت کوتاه امامت خویش با سه نفر از خلفای عباسی که هر یک از دیگری ستمگرتر بودند، معاصر بود، این سه تن عبارتند از: 

1 - المعتزّ بالله (252 - 255) 2 - المهتدی الله (255 - 256) 3 - المعتمد بالله (256 - 279) 

خلفای عباسی که روز نخست به نام طرفداری از علویان و به عنوان گرفتن انتقام آنان از بنی امیه قیام کردند، آنچه را که قبلاً به مردم وعده داده بودند، نادیده گرفته و مانند خلفای بنی امیه و بلکه بدتر از آنان ستمگری و خود کامگی را آغاز کردند.فشار و اختناق والیان جور روز به روز سخت‌تر می‌شد. حکومت عباسی به قدری از نفوذ و موقعیت اجتماعی امام نگران بود که امام را ناگزیر کرده بودند هر هفته، روزهای دوشنبه و پنجشنبه در دربار حاضر شوند.


استفاده از آگاهی غیبی برای اثبات امامت

بر اساس تحقیق یکی از دانشمندان معاصر، از کرامات و گزارشهای غیبی و اقدامات خارق العاده امام عسکری-علیه السلام-، «قطب راوندی » در کتاب «خرائج » جمعا چهل مورد، «سید بحرانی » در «مدینة المعاجز» صد و سی و چهار مورد، «شیخ حر عاملی » در «اثبات الهداة » صد و سی و شش مورد، و «علامه مجلسی » در «بحار-الانوار» هشتاد و یک مورد را ثبت کرده اند  و این، بخوبی روشنگر فزونی بروز کرامات و گزارشهای غیبی از ناحیه آن حضرت می باشد.

به نظر می رسد علت این امر شرائط نامساعد و جو پراختناقی بود که امام یازدهم و پدرش امام هادی در آن زندگی می کردند;زیرا از وقتی که امام هادی از سر اجبار به سامراء منتقل گردید بشدت تحت مراقبت و کنترل بود، ازینرو امکان معرفی فرزندش «حسن » به عموم شیعیان به عنوان امام بعدی وجود نداشت و اصولا این کار، حیات او را از ناحیه حکومت وقت در معرض خطر جدی قرار می داد. به همین جهت کار معرفی امام عسکری-علیه السلام-به شیعیان و گواه گرفتن آنان در این باب، در ماههای پایانی عمر امام هادی-علیه السلام-صورت گرفت،  به طوری که هنگام رحلت آن حضرت هنوز بسیاری از شیعیان از امامت حضرت «حسن عسکری » آگاهی نداشتند. 


امام حسن عسگری (ع) می فرمایند :

 « فقر با ما بهتر از توانگری با دیگران است . ما برای کسانی که به ما پناهنده شوند پناهگاهیم و برای کسانی که از ما هدایت بجویند نوریم . ما نگهدار کسانی هستیم که به ما متوسل شوند . هر کس ما را دوست بدارد ، در رتبه بلند با ماست و کسی که پیرو را ما نباشد به سوی آتش خواهد رفت.»

گویا عامل دیگری نیز در این زمینه بی تاثیر نبوده و آن اعتقاد گروهی از شیعیان به امامت «محمد بن علی » ، برادر حضرت عسکری، در زمان حیات امام هادی بوده است. این گروه بر اساس همین پندار او را در محضر امام هادی احترام می کردند، ولی حضرت با این پندار مبارزه می کرد و آنان را به امامت فرزندش حسن راهنمایی می نمود.


پس از شهادت حضرت هادی گروهی از خیانتکاران و نادانان، همچون «ابن ماهویه » ، این پندار را دستاویز قرار داده و به اغوای مردم و منحرف ساختن افکار از امامت حضرت عسکری پرداختند.

این عوامل دست به دست هم داده و موجب شک و تردید گروهی از شیعیان در امامت آن حضرت در آغاز کار گردیده بود، چنانکه برخی از آنان در صدد آزمایش امام بر می آمدند  و برخی دیگر در این زمینه با امام مکاتبه می کردند . این تزلزلها و تردیدها به حدی بود که امام در پاسخ گروهی از شیعیان در این زمینه با آزردگی و رنجش فراوانی نوشت:«هیچ یک از پدرانم، مانند من، گرفتار شک و تزلزل شیعیان در امر امامت نشده اند... »

از امتیازهایی که برای حضرت عسکری نقل شده و خودی و بیگانه به آن اقرار دارند، ابهت حضرت عسکری  است. گرچه در تاریخ ذکر شده است که همه اهل‌بیت دارای  ابهت خاصی بوده‌اند؛ فرزدق درباره امام سجاد(ع)  در نزد هشام گفت: یُغْضِی حَیَاءً وَ یُغْضَی مِنْ مَهَابَتِهِ فَلاَیُکَلَّمُ اِلاَّ حِیَنَ یَبْتَسِمُ.چشم فرو می‌بندد به جهت حیایی که دارد و چشم، فرو بسته می‌شود در مقابل او به  جهت مهابت و ابهتی  که دارد، و مخاطب نمی‌شود جز وقت تبسم او. حضرت عسکری مظهر ابهت پروردگار عالم بوده است. ابهت حضرت عسکری، مظهر ابهت اهل بیت علیهم‌السلام بوده است. ابهت حضرت عسکری، مصداق ابهت اسلام و انسان کامل بوده است. ابهت حضرت عسکری سرمشق برای همه بوده است. همه باید بدانیم که اگر رابطه ما با خداوند متعال کامل شد، ابهت خدایی  برای شخصی پیدا می‌شود.


ذکر بعضى از سخنان حکمت آمیز حضرت عسکرى ع

گناهان صغیر را کوچک مپندارید

از ابـوهـاشـم جـعفرى روایت است که گفت : شنیدم از امام حسن عسکرى علیه السلام که مـى فـرمـود: از گـنـاهـانـى کـه آمـرزیـده نـمـى شـود قول آدمى است که مى گوید کاش مؤ اخذه نمى شدم مگر به همین گناه ، یعنى کاش گناه من هـمـیـن بـود، مـن در دل خـود گفتم که این مطلب دقیقى است و شایسته است از براى آدمى که تـفـقـد کـنـد از نـفـس خـود هر چیزى را. چون این در دل من گذشت آن حضرت رو کرد بر من و فـرمـود: راسـت گـفـتـى اى ابـوهـاشـم مـلازم شـو آنـچـه را کـه در دل خـود گـذرانیدى پس به درستى که شرک در میان مردم پنهان تر است از جنبیدن مورچه بر سنگ خارا در شب تاریک و از جنبیدن مورچه بر پلاس سیاه .


ثمره دوست داشتن اهل البیت (ع)

«محمد بن حسن بن میمون » می گوید: نامه ای به امام عسکری-علیه السلام-نوشتم و از فقر و تنگدستی شکوه کردم، ولی بعدا پیش خود گفتم: مگر امام صادق-علیه السلام-نفرموده که: فقر با ما بهتر از توانگری با دیگران است، و کشته شدن با ما بهتر از زنده ماندن با دشمنان ما است.

امام در پاسخ نوشت:هرگاه گناهان دوستان ما زیاد شود، 

| امام عسگری (ع) فرمودند : از گناهانی که آمرزیده نمی شود قول آدمی است که میگوید کاش مواخذه نمی شدم مگر به همین گناه.

خداوند آنها را به فقر گرفتار می کند و گاهی از بسیاری از گناهان آنان در می گذرد. همچنان که پیش خود گفته ای، فقر با ما بهتر از توانگری با دیگران است. ما برای کسانی که به ما پناهنده شوند، پناهگاهیم، و برای کسانی که از ما هدایت بجویند، نوریم. ما نگهدار کسانی هستیم که (برای نجات از گمراهی) به ما متوسل می شوند. هر کس ما را دوست بدارد، در رتبه بلند (تقرب به خدا) با ماست، و کسی که پیرو راه ما نباشد، به سوی آتش خواهد رفت.


غلات

از ابـوسـهل بلخى روایت شده که گفت : نوشت مردى خدمت حضرت امام حسن عسکرى علیه السلام و از آن حضرت درخواست کرد که دعا فرماید بر والدین او و مادرش از غلات بـود و پـدرش مـؤمـن بود. توقیع شریف آمد: رحم اللّه والدک و دیگرى نوشت و درخواست کـرد دعـا بـراى والدین خویش و مادرش مؤ منه بود و پدرش ثنوى بود یعنى خدا را دو مى گـفـت و قـائل بـه تـوحید نبود، توقیع آمد: ( رَحِمَ اللّهُ والِدَتِکَ وَ التّاء منقوُطَة ) ؛ یـعـنـى خـدا رحمت کند والده تو را، و والده را ضبط فرمود که آخرتش تاء منقوطه است که به یاء تحتانیه خوانده نشود و ( والدیک ) شود



منابع : کتاب منتهی الآمال شیخ عباس قمی

کتاب زندگی نامه 14 معصوم ؛ تالیف آیت اله مظاهری

کتاب زندگینامه امام حسن عسگری ؛ مرکز پژوهش های دانشگاه آزاد اسلامی



نویسنده : شَــریــد
تاریخ : چهارشنبه 10 اسفند‌ماه سال 1390