X
تبلیغات
رایتل
تـلـاش کنـیـم بـرای گـمـنـامـی
 
 


الهی نصیرمان باش تا بصیر گردیم، بصیرمان کن تا از مسیر بر نگردیم و آزادمان کن تا اسیر نگردیم

یا هادی المضلـّین ؛ پروانگان شمع عزای تو می شویم

امام علی بن محمدالهادی علیه السلام دهمین پیشوای شیعیان درنیمه ذی الحجة سال .212 در اطراف مدینه در محلی به نام «صریا» متولد شد.آن حضرت و فرزند گرامی ایشان امام عسکری علیه السلام به دستور خلیفه عباسی به سامرا (عسکر) برده شدند و تا آخر عمر در آنجا تحت نظر قرار داشتند از این رو به عسکریین شهرت یافتند.

 

امام دهم با القاب متعددی از جمله : نجیب، مرتضی، هادی، نقی، عالم، فقیه، امین، مؤتمن، طیب  و عسکری که مشهورتر از همه "هادی" و "نقی" است نامیده شده اند وکنیه مبارک ایشان ابوالحسن است. از آنجا که کنیه امام کاظم و امام رضا علیهماالسلام نیز ابوالحسن بود،  امام هادی علیه السلام به ابوالحسن ثالث مشهور شدند. پدر بزرگوارش امام جواد علیه السلام و مادر گرامیش سمانه ، بانویی با فضیلت و با تقوا بود.امام هادی علیه السلام در سن 8 سالگی بعد از شهادت امام نهم علیه السلام به امامت رسیدندو درمدّت33سال امامت خود با چند تن از خلفای عباسی (معتصم، واثق، متوکل، منتصر، مستعین و معتز) معاصر بود.حضرت هادی(ع)  با کسی زندگی کرد که امیرالمؤمنین(ع) در نهج‌البلاغه او را شقی‌ترین خلفای بنی‌عباس شمرده است. حضرت هادی با کسی بود که نه فقط حضرت را زندان می‌کرد و در  مقابلش قبر می‌کند و در زندان تاریک او را نگاه می‌داشت؛ بلکه آب  به قبر ابی‌عبدالله الحسین(ع) بست و آنجا را شیار کرد و قبر حسین(ع) را خراب نمود، و هرکه به زیارت حسین می‌رفت، دست او را قطع می‌کرد. راستی باید گفت متوکل عباسی از شقی‌ترین خلفای  بنی‌عباس است. متوکل کرامتها و معجزه‌ها از حضرت می‌دید؛ ولی تنبه برای او پیدا نمی‌شد، تا بالاخره به واسطه توهینی که به حضرت نمود،‌  از دنیا رفت.متوکل چون فتح ‌بن خاقان را به وزارت خود منصوب  کرد، امر نمود که همه بزرگان در رکاب او و  فتح بن خاقان پیاده راه می‌روند. راوی می‌گوید: «حضرت هادی را دیدم که در آن  هوای گرم پیاده می‌رود. به ایشان گفتم: نباید شما را به چنین کاری وادارند. حضرت فرمودند: اینها قصدشان از این کار استخفاف من است؛ ولی نمی‌دانند که من از ناقه صالح کمتر نیستم.» می‌گوید این جمله را نزد بزرگی گفتم. او گفت متوکل بیش از سه روز زنده نیست؛ زیرا خداوند درباره قوم صالح می‌فرماید: چون ناقه را پی کردند، بیش از سه روز زندگی نکردند. سه روز تمام نشده بود، که منتصر عباسی پسر متوکل با چند نفر از غلامان خود وارد جلسه متوکل شدند و فتح‌ بن خاقان را با متوکل پاره‌پاره کردند.


فضایل امام هادی ( علیه السلام )

از آن بزرگوار  روایت شده که فرموده اند: مَنْ یَتّقِ اللّهَ یُتَّقی وَمَنْ یُطِعِ اللّهَ یُطاعُ؛ «هرکه از خدا بترسد و تقوا پیشه خود کند، همه از او می‌ترسند و از او  حساب می‌برند،‌ و هر کس که اطاعت خداوند کند، همه از او اطاعت می‌کنند.»این جمله، جمله‌ای است که به تجربه اثبات شده است. علاوه بر اینکه آیات و روایات فراوانی آن را تأیید می‌کند،
خداوند متعال می‌فرماید: اِنَّ الَّذیِنَ آمَنُوا وَعَمِلُواالصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدّاً. « همانا کسانی که ایمان به خدا دارند و کار شایسته می‌کنند، پروردگار عالم قطعاً محبت آنها را در دلها می‌ریزد ـ همه مطیع آنها می‌شوند، بر دلها حکومت می‌کنند. ـ»

I امام علی النقی ع :همانا ولایت ما اهل بیت براى شیعیان و دوستانمان پناهگاه أمنى مى باشد که چنانچه در همه امور به آن تمسّک جویند، بر تمام مشکلات فایق آیند.

 . امام صادق می‌فرماید: مَنْ اَصْلَحَ بَیْنَهُ وَبَیْنَ اللّهِ اَصْلَحَ اللّهُ دُنْیَاهُ و آخِرَتَهُ.«هرکه میان خود و خدای خود را اصلاح کند، پروردگار عالم، دنیا و آخرت او را اصلاح خواهد کرد.»امام دوم می‌فرماید: مَنْ اَرَادَ عِزّاً بِلاَعَشِیَرةٍ وَهَیْبَةٍ بِلاسَلْطَنَةٍ فَلْیَخْرُجْ مِنْ ذُلِّ مَعْصِیَةِ اللّهِ اِلَی عِزً طَاعَتِهِ.«هرکه بدون اینکه عشیره و طایفه داشته باشد، عزت و شخصیت و ابهت در میان مردم بخواهد، بدون‌اینکه قدرت و سلطه‌ای داشته باشد، باید از ذلت معصیت به درآید و لباس عزت اطاعت خداوند بپوشد.»

رسول گرامی(ص) می‌فرماید: مَنْ خَاف‌َ مِنَ اللّهِ خَافَ عَنْهُ کُلُّ شَیْءٍ وَمَنْ لَمْ یَخَفْ مِنَ اللّهِ خَافَ عَنْ کُلِ شَیءٍ «هرکه از خدا بترسد، همه از او می‌ترسند و هر که از خدا نترسد، از همه چیز می‌ترسد.» . مورخین از خود حضرت هادی(ع) مطالبی نقل می‌کنند که فرمایش آن بزرگوار را تأیید می‌کند، که به یک نمونه از آن اشاره میکنیم :کاتب معتز می‌گوید: «شبی پیش متوکل رفتیم و او را غضبناک دیدیم. او به چند نفر از غلامان ترک خود  امر کرد که حضرت هادی را بیاورند و مرتب زیرلب می‌گفت: او را می‌کشم، بدن او را می‌سوزانم.ناگهان حضرت هادی با کمال شهامت و وقار وارد شد. متوکل تا چشمش به حضرت افتاد، بلند شد و استقبال کرد، تواضع کرد؛ با گفتن یَابْنَ رَسُولِ اللّهِ؛ یَابْنَ عَمَّ؛ و یا اَبَاالْحَسَنْ؛ به آن حضرت احترام کرد! صورت حضرت را بوسید و پهلوی خود نشاند و پرسید: این وقت شب کجا بوده‌اید؟ حضرت فرمودند: تو دنبالم فرستاده‌ای! گفت: دروغ گفته‌اند! آنگاه به ما گفت که: ایشان را مشایعت کنید. ما با احترام، حضرت هادی را به خانه رساندیم.»
فضایل امام هادی در بیان دیگران

از نظر حسب و فضایل و علم ایشان، بهتر است از زبان خود حضرت نقل کنیم. یحیی‌ابن اکثم از حضرت هادی  از معنای این آیه شریفه: وَلَوْ اَنَّ‌ مَافِی اْلاَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ‌ اَقْلاَمُ وَالْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ‌ اَبْحُرٍ مَانَفِدَتْ کَلِمَاتُ اللّهِ؛ یعنی: «اگر آنچه درخت در زمین است قلم شود و دریا مرکب شود و هفت مرتبه دریا به وجود آید، کلمات خداوند تمام‌‌شدنی نیست.» پرسید که: مراد از کلمات الله چیست؟ حضرت هادی فرمودند: نَحْنُ کَلِمَاتُ اللّه الَّتی‌ِ لاَتُدْرَکَ فَضَائِلُنَا وَلاَتُسْتَقْصَی ... ماییم کلمات خداوندی، که فضایل آنان درک شدنی و  تمام‌شدنی نیست

ابوعبدالله جنیدی از دانشمندان مسلمان می گوید: سوگند به خدا، او بهترین مردم روی زمین و برترین آفریده های الهی است. متوکل در نامه ای که برای امام علیه السلام می نویسد خاطر نشان می کند: میرالمومنین عارف به مقام شماست و حق خویشاوندی را نسبت به شما رعایت می کند و طبق آنچه مصلحت شما و خانواده تان می باشد عمل می کند. ابن صباغ مالکی درکتاب «فصول المهمه» سیمای تابناک امام هادی (ع) را چنین ترسیم  می کند: «فضل و دانش امام دهم شیعیان بر قّله های بلند عالم بشریت نقش بسته بود و رشته های مشعشع آن بر اختران آسمان سر می سایید. نیکی ها و اخلاق پسندیده او را نمی توان به شمار آورد. او جمیع صفات نیک و مفاخر معنوی را یک جا با خود داشت. ابعاد وسیع و منبع فیاض حکمت و دانش او بر لوح سرشتش ثبت شده و بدین سبب او از  ناشایسته ها و آلایش ها به دور و برکنار است. امام هادی (ع)  دارای نفس زکیه و عزمی راسخ و همتی عالی بود که هرگز احدی از مردم را نمی توان در مقایسه با او همتا و همسان دانست.»


تلاشهای امام هادی(ع) در زمینه های فرهنگی

 مبارزه با غُلات
از جمله گروههاى باطل و منحرفى که در دوران امامت امام نقی هادی(ع) فعال بودند، «گروه غلات» را باید نام برد که افکار و عقاید پوچ و منحط و بى اساسى داشتند و خود را شیعه وانمود مى‏کردند. آنان درباره امام غُلّو نموده و براى او مقام الوهیّت قائل مى‏شدند و گاهى نیز خود را منصوب از طرف امام قلمداد مى‏کردند و بدین وسیله موجبات بدنامى شیعیان را در میان فرقه‏هاى دیگر فراهم مى‏کردند. امام نقی(ع) از این گروه اظهار تبرى نموده با آنان مبارزه مى‏کرد و تلاش مى‏نمود که با طرد آنان، اجازه ندهد لکه ننگى بر دامن تشیع بنشیند.

امام در پاسخ یکى از شیعیان درباره «ابن حسکه» که از سردمداران غلات آن دوره بود درباره عقاید باطل او، چنین نوشت: «ابن حسکه - که لعنت خدا بر او باد - دروغ گفته است، من او را از دوستان و پیروان خود نمى‏دانم، او را چه شده است؟ خدا لعنتش کند! سوگند به خدا، پروردگار، محمد(ص) و پیامبران پیش از او را جز به آیین یکتا پرستى و امر به نماز و زکات و حج و ولایت نفرستاده و محم(ص) جز به سوى خداى یکتاى بى همتا دعوت نکرده است.ما جانشینان او نیز بندگان خداییم و به او شرک نمى‏ورزیم. اگر او را اطاعت کنیم مشمول رحمت او خواهیم بود و چنانچه از فرمانش سرپیچى نماییم، گرفتار کیفرش خواهیم شد. ما بر خدا حجتى نداریم، بلکه خدا است که بر ما و بر تمامى آفریده هایش حجت دارد. من از کسى که چنین سخنانى مى‏گوید، بیزارى مى‏جویم و از چنین گفتارى به خدا پناه مى‏برم، شما نیز از آنان دورى گزینید و آنان را در فشار و سختى قرار دهید و چنانچه به یکى از آنها دسترسى پیدا کردید، سرش را با سنگ بشکنید.»
مبارزه با صوفیه؛ واقفیه 

صوفیان با نمایاندن چهره ای زاهد، عارف، خداپرست، بی میل به دنیا و پاک و منزه از پستیها و آلایشهای دنیایی در اماکن مقدسی چون مسجد پیامبر(ص) گرد هم می آمدند و به تلقین اذکار و اوراد با حالتی خاص می پرداختند؛ به گونه ای که مردم با دیدن حالت آنها می پنداشتند با پرهیزکارترین افراد روبه رو هستند و تحت تأثیر رفتارهای عوام فریبانه آنان قرار می گرفتند. امام هادی(ع) با واکنشهای به هنگام، این توطئه عقیدتی را خنثی ساخت.

«واقفیه» از دیگر فرقه های دوران امام هادی(ع) بودند که امامت علی بن موسی الرضا(ع) را نپذیرفته و پس از شهادت پدر گرامی ایشان، امام موسی بن جعفر(ع) متوقف در ولایت پذییی ائمه شده و در امامت و رهبری جامعه دچار ایستایی شدند. آنان با انکار امامان پس از امام کاظم (ع) و موضع گیری در مقابل امامان، حتی مردم را از پیروی ایشان منع می کردند. امام هادی(ع) نیز برای اثبات جایگاه امامت و پیشوایی خود به آنان، دست به رویارویی فرهنگی زد و آنها را نیز بسان غلات و صوفیان، مشمول لعن و نفرین خود کرد تا آنان را به مردم بشناساند.

  یحیی ابن اکثم پرسید که: مراد از کلمات الله چیست؟ حضرت هادی فرمودند: نَحْنُ کَلِمَاتُ اللّه الَّتی‌ِ لاَتُدْرَکَ فَضَائِلُنَا وَلاَتُسْتَقْصَی ... ماییم کلمات خداوندی، که فضایل آنان درک شدنی و  تمام‌شدنی نیست
شاگردان مکتب امام هادی (ع)

گرچه عصر زندگى امام نقی(ع) عصر اختناق و استبداد بود اما امام(ع) براى فعالیت فرهنگى در سطح گسترده آزادى عمل نداشت و از این نظر فضاى جامعه با عصر امام باقر(ع) و به ویژه امام صادق(ع) تفاوت فراوان داشت؛ اما آن حضرت در همان شرائط نامساعد، علاوه بر فعالیتهاى فرهنگى از طریق مناظرات، مکاتبات، پاسخگویى به سؤالها و شبهات، و تبیین بینش درست در برابر مکاتب کلامى منحرف، راویان و محدثان و بزرگانى از شیعه را تربیت کرد و علوم و معارف اسلامى را به آنان آموزش داد و آنان این میراث بزرگ فرهنگى را به نسلهاى بعدى منتقل کردند.
شمار شاگردان آن امام همام را بالغ بر 185 تن بر شمرده اند که همگی از دانشمندان و بزرگان علمی روزگار خود به شمار می آمدند که از جمله می توان به ایوب بن نوح ،فضل بن شاذان، حسین بن سعید اهوازی، ابوهاشم جعفری، ابن السّکیت اهوازی، حسن بن علی ناصر ( نیای مادری "سید مرتضی")،عثمان بن سعید (نخستین نایب خاص امام زمان(عج) و از همه معروف تر عبد العظیم حسنی اشاره کرد که حضرت در  شأن او فرمود: "اگر قبر عبد العظیم حسنی را زیارت کنید، گویا قبر حسین بن علی(ع)را زیارت کرده اید."

زیارت جامعه کبیره؛ یادگاری از امام هادی(ع)

درباره زیارت جامعه کبیره که اقیانوسی مواج از معارف الهی و مضامین عالی مشتمل بر معرفی مقام ائمه علیهم السلام است؛ همین بس که به  تعبیر علامه مجلسی(ره) زیارت جامعه کبیره از نظر سند و روایت از صحیح‌ترین و قوی‌ترین زیارات ائمه(ع) است که در حرم هر یک از ائمه معصومین(ع) آن زیارت را می‌خوانیم.
همچنین امام هادی(ع) آنقدر برای زائران و دوستداران و شیعیان خیر می‌خواهند که فرمودند: از خدا خواسته‌ام که هر کس این دعا را در کنار قبر من بخواند ناامید برنگردد: « یا عُدَّتى عِنْدَ الْعَُدَدِ وَ یا رَجآئى وَالْمُعْتَمَدَ وَ یا کَهْفى وَالسَّنَدَ یا واحِدُ یا اَحَدُ وَ یا قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَدٌ اَسْئَلُکَ الّلهُمَّ بِحَقِّ مَنْ خَلَقْتَ مِنْ خَلْقِکَ وَلَمْ تَجْعَلْ فى خَلْقِکَ مِثْلَهُمْ اَحَداً صَلِّ عَلى جَماعَتِهِمْ وَافْعَلْ بى کَذا وَ کَذا ؛ اى ذخیره من در برابر ذخیره‌ها و اى امید من و تکیه‌گاهم و اى پناهگاه، و پشت و پناهم اى یگانه‌ یکتا و اى که درباره خود فرمودى: بگو خدا یکى است، از تو خواهم. خدایا به حق هر کس از آفریدگانت خلق کردى و هیچ کس را مانند آنها در میان آفریدگانت قرار ندادى درود فرست بر گروه آنها و درباره من چنین و چنان کن.(در اینجا حاجات خود را بگویید)»

شهادت امام هادی (ع)

امام هادی (ع) در شهر سامراء در روز دوشنبه سوم ماه رجب سال 254 هـ ق بر اثر زهری که به او خوراندند به شهادت رسید در آن وقت 41 سال و چند ماه از عمرش گذشته بود ، مدت امامت او 33 سال و چند ماه طول کشید . جنازه آن حضرت در خانه اش در سامراء به خاک سپرده شد و امام حسن عسگری (ع) بر او نماز خواند و او را به خاک سپرد .


منابع : کتاب منتهی الآمال ؛ شیخ عباس قمی
کتاب زندگی نامه چهارده معصوم تالیف : آیت اله مظاهری
کتاب شرح زندگانی امام باقر (ع) مرکز پژوهش های دانشگاه آزاد اسلامی
http://www.almazaheri.org

http://www.mehrnews.com/fa/
http://www.tebyan.net
http://imamhadi.ir
http://www.sibtayn.com/fa/



نویسنده : شَــریــد
تاریخ : پنج‌شنبه 4 خرداد‌ماه سال 1391