X
تبلیغات
رایتل
تـلـاش کنـیـم بـرای گـمـنـامـی
 
 


الهی نصیرمان باش تا بصیر گردیم، بصیرمان کن تا از مسیر بر نگردیم و آزادمان کن تا اسیر نگردیم

آیین همسرداری در سیره بزرگان تشیع

امام صادق (علیه السلام) می فرماید:((خَمْسٌ مَنْ لَمْ تکُن فِیهِ لَمْ یَکُنْ فِیهِ کَثِیرُ مُسْتَمْتَعٍ قِیلَ وَ مَا هُنَّ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ؟ قَالَ(صلی الله علیه و آله و سلم) الدِّینُ وَ الْعَقْلُ وَ الْحَیَاءُ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ وَ حُسْنُ الْأَدَبِ وَ خَمْسٌ مَنْ لَمْ تکُن فِیهِ لَمْ یَتَهَنَّأِ الْعَیْشُ: الصِّحَّةُ وَ الْأَمْنُ وَ الْغِنَاءُ وَ الْقَنَاعَةُ وَ الْأَنِیسُ الْمُوَافِقُ))(93) پنج چیز است که اگر کسی آنها را دارا نباشد کثیری از بهره مندی ها(و داراییها ) را ندارد.گفته شد چیست آنها یابن رسول الله؟حضرت فرمود: دین، عقل، حیا،حسن خلق و حسن ادب در ادامه فرمودند: پنج چیز است که اگر کسی آنها را دارا نباشد زندگی اش به کام نباشد؛ سلامتی، امنیت، بی نیازی، قناعت و انیسی که موافق اوست.اگردو رکن خانواده ای این صفات دهگانه را داشته با شند مصداق این حدیث شریف شده وخانواده ای کامل هستند.

سیره امام خمینی (ره)

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif  خوش خُلقی با همسر : همسر، فرزندان و خدمت گزارانی که سالیانی دراز در کنار امام خمینی بودند، همگی به حُسن رفتار امام راحل در محیط خانواده گواهی داده اند. همسر امام در این باره می گوید:

امام، احترام ویژه ای برای من قائل بودند و حتی در اوج عصبانیت نیز هرگز نسبت به من بی احترامی و اسائه ادب نمی کردند. همیشه جای خوب را به من تعارف می کردند و همیشه تا من سر سفره نمی آمدم، شروع به خوردن غذا نمی کردند. به بچه ها هم می گفتند: صبر کنید تا خانم بیاید.

امام خمینی در بیان قدردانی از همسر خویش چنین گفته است: «فداکاری ای که خانم در زندگی کرده اند، هیچ کسی نکرده است. همسر امام در پاسخ به این پرسش که امام چگونه همسری است و در طول سال های زندگی با شما چگونه رفتار کرده است، می گوید:رفتار ایشان با من، بسیار خوب بوده است. من از ایشان، خیلی راضی هستم. همیشه احترام مرا داشته اند. هیچ وقت با تندی صحبت نمی کنند. اگر لباس و حتی چای بخواهند، می گویند: ممکن است، بگویی به من فلان لباس را بدهند! حتی گاهی خودشان چای خودشان را می ریزند. امام، محیط زندگی را و احترام به همسر و فرزندان را، بخشی از سلامت و سعادت جامعه آینده می دانند.حضرت امام [کارهای خانه] جارو کردن و ظرف شستن و حتی شستن روسری بچه خودمان را هم وظیفه من نمی دانستند و اگر به جهت نیاز گاهی به این کارها دست می زدم، ناراحت می شدند و آن را به حساب نوعی اجحاف نسبت به من می گذاشتند.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif  خانم فریده مصطفوی، دختر امام تأکید می کند:«هیچ وقت ما ندیدیم ایشان[امام] به خانم بگویند «فلان کار را انجام بده» و یا حتی «یک چای برای من بریز»... خیلی به ایشان[مادرم] اظهار محبّت و علاقه می کردند و مقید بودند این اظهار محبّت و علاقه را جلوی ما فرزندان هم علنی کنند. امام احترام فوق العاده برای خانم قائل بودند... در طول شصت سال زندگی، هیچ وقت یک لیوان آب از خانم نخواستند...


سیره آیت الله العظمی مرعشی نجفی

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif همسر ایشان درباره نوع رفتار این عالم بزرگوار با وی چنین می گوید : ((در تمام مدت شصت سالی که با ایشان زندگی کردم ، هیچ گاه با من رفتاری تند و خشونت آمیز نداشت.
تا آن زمان که قادر به حرکت کردن و انجام دادن کارهایش بود ، نمی گذاشت که دیگران کارهایش را انجام دهند . حتی هنگامی که تشنه می شد ، بر می خواست و به آشپزخانه می رفت و  آب می آشامید و از من درخواست نمی کرد .
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif ایشان افزون بر آنکه برای من همسری خوب و مهربان و دوست داشتنی بود دوستی صمیمی و همکاری غم خوار برای من نیز بود ایشان همواره در کارهای منزل به من کمک می کرد و بسیاری از اوقات ، کارهای آشپزخانه همانند درست کردن  غذا ، پاک کردن سبزی و شستن میوه و وسایل آشپزخانه را ایشان انجام می دادند))


سیره آیت اله العظمی بهجت (رضوان الله تعالی علیه)

فرزند گرامی ایشان جناب حجة الاسلام و المسلمین حاج شیخ علی بهجت در این باره می فرماید : ایشان (آیت الله بهجت) همواره مدارا را در مورد همسر خود در پیش می گرفتند ، در هر شرایطی صبر و تحمل ایشان بر هر چیز دیگری غلبه داشت ، حتی گاهی که مادر اظهار ناراحتی می کردند آقا اگر پاسخی هم داشتند نمی گفتند و در هر صورت ناراحتی را با ناراحتی جواب نمی دادند و البته در اکثر مواقع پاسخی جز سکوت نداشتند ، گاهی هم که کار مثلا بالا می گرفت آقا در مرحله اول می گفتند : «خب حالا غذایمان را بخوریم دیگر» و اگر این شیوه هم جواب نمی داد در مرحله شدیدتر تهدید می کردند و مثلا می فرمودند :« غذایم را به اتاق می برم و آن جا می خورم » .و نهایت امر این بود که در بالاترین حد ممکن غذا را در اتاق خود میل می کردند ،اگرچه همواره اصرار داشتند که با همسر خود بر سر سفره بنشینند.

فرزند آیت الله العظمی بهجت در ادامه درباره رفتار نیک و شایسته پدر بزرگوارشان با همسرشان این گونه می فرماید:گاه که مثلا کدورتی کوچک پیش می آمد و آقا شب به اتاق خودشان می رفت وقتی صبح می شد و می آمد به مادر می گفتند : خسته نباشید و از حال و احوال ایشان می پرسید! انگار نه انگار که اتفاقی افتاده گاهی فکر می کردم شاید ایشان فراموش می کردند که شب چه اتفاقی افتاده ولی وقتی از 50 یا 60 سال پیش سخن به میان می آمد کاملا جزء جزء آن را تعریف می کردند و این یعنی این که ایشان فراموشکار نیستند بلکه روح بلندشان اجازه نمی داد هیچ کدورتی را به دل بگیرند. گاه نیز برای ایشان وسائلی را می گرفتند و به عنوان هدیه می دادند ، به بچه ها هم سفارش می کردند که همواره با مادر باید مدارا کرد و نباید به هیچ وجه با تندی پاسخ شان را داد.


سیره آیت الله سید علی قاضی طباطبائی ( قدس سره )

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif  توجه به معنویت همسر: آقای سید محمد حسن قاضی که آن روزها را به یاد می آورد درباره قرآن خواندن مادرشان این گونه می گوید:« بله، مادرم به آقای قاضی می گفت: آخر شما چه آقایی هستی که من سال های سال در منزل شما هستم، و شما یک قرآن خواندن به من یاد ندادی، و البته این قرآن خواندن برای کسی که اصلاً سواد خواندن و نوشتن نداشته باشد خیلی دشوار است.آقا فرمودند : تو قرآن را باز کن، مقابل هر سطر یک صلوات بفرست و بعد بخوان.
 ایشان هم به همین صورت صلوات می فرستادند و قرآن می خواندند. بعداً ما که بزرگ شدیم و خواندن و نوشتن یاد گرفتیم، من می آمدم به مادرم می گفتم این آیه ای که من می خوانم کجای قرآن است؟ و ایشان پیدا می کرد و نشان می داد. یعنی خواندن و نوشتن بلد نبود ولی اشاره می کرد که فلان صفحه است و سطر آن را هم تعیین می کرد. »


سیره علامه طباطبایی(ره) با همسرشان

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif  فرزند علامه می فرماید: «پدرم... صاحب اختیار خانه و امور آن را مادرم می دانستند. مادرم به کارهای درس ما و رفت و آمدهایمان رسیدگی می کرد و همه مسائل را کنترل می کرد و به قدری با هدایت عمل می کرد که پدرم با فراغت خاطر تمام به امور علمی خود می پرداختند.» از سوی دیگر، روابط فیمابین علامه و همسرش از نوع روابط عادی میان سایرین نبوده است، بلکه می توان اذعان داشت که هر دو در یکدیگر ذوب شده بودند و ایمانی که همسر علامه به وی داشت ستودنی است.مرحوم علامه طباطبایی(ره) بارها از همسر خود به عنوان زنی صبور و شکیبا یاد کرده است و خود نیز در قدردانی از محبت هایی که همسرش به وی نموده بود کوتاهی نمی کرد و در این خصوص از رفتار خوب خود ذکری به میان نمی آورد و همه خوبی ها را به همسرش نسبت می داد.رفتارشان با مادرم بسیار احترام آمیز و دوستانه بود. همیشه طوری رفتار می کردند گویی مشتاق دیدار مادرم هستند. ما هرگز بگو مگو و اختلافی بین آن دو ندیدیم. به قدری نسبت به هم مهربان و فداکار و باگذشت بودند که ما گمان می کردیم اینها هرگز با هم اختلافی ندارند آنها واقعاً مانند دو دوست با هم بودند.»
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif  علامه طباطبایی در مورد همسرش می گوید: ما زندگی پرفراز و نشیبی داشته ایم. در نجف اشرف با سختی هایی مواجه می شدیم. من از حوائج زندگی و چگونگی اداره آن بی اطلاع بودم. اداره زندگی به عهده خانم بود. در طول مدت زندگی ما هیچ گاه نشد که خانم کاری بکند که من حداقل در دلم بگویم کاش این کار را نمی کرد، یا کاری را ترک کند که من بگویم کاش این عمل را انجام داده بود.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif  «مادر من حدود ۲۷ روز پیش از فوت در بستر بیماری بود و در این مدت پدرم از کنار بستر ایشان لحظه ای بلند نشدند. تمام کارهایشان را تعطیل کردند و به مراقبت از او پرداختند.»


سیره استاد شهیدمرتضی مطهری(ره)

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif  همسر ایشان می گوید:«در مدت ۲۶ سالی که با ایشان زندگی کردم، همیشه با یک حالت تواضع و آرامش با من رفتار می کردند، با صدای متین و چهره خندان، به طوری که من با یک ارادت و عشق خاصی کار می کردم و علاقه شدید ایشان به من و محبت هایی که می کردند، مرا در انجام کارهای منزل رغبت و شوق عجیبی می بخشید. من بسیار کم سن و سال بودم که به منزل ایشان آمدم. ولی با همه آن کمی سن، هیچ وقت یادم نمی آید که از ایشان ناراحتی و رنجی دیده باشم. بسیار مهربان و با گذشت بودند، و به آسایش و راحتی من و بچه ها اهمیت می دادند. آنقدر با من صمیمی و نزدیک بودند که رنج و ناراحتی مرا نمی توانستند تحمل کنند. یادم هست یک بار برای دیدن دخترم به اصفهان رفته بودم و بعد از چند روزی با یکی از دوستانم به تهران برگشتم. نزدیکی های سحر بود که به خانه رسیدم. وقتی وارد خانه شدم، دیدم همه بچه ها خواب هستند، ولی آقا بیدار است. چای حاضر کرده بودند، میوه و شیرینی چیده بودند و منتظر من بودند. دوستم از دیدن این منظره بسیار تعجب کرد و گفت: همه روحانیون این قدر خوب هستند! بعد از سلام و علیک، وقتی آقا دیدند، بچه ها هنوز خوابند. با تأثر به من گفتند: می ترسم یک وقت من نباشم و شما از سفر بیایید و کسی نباشد که به استقبالتان بیاید.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif یک وقت هم من و ایشان به سفر کربلا رفته بودیم. وقتی به خانه برگشتم، دو سه تا از بچه ها خواب بودند. ایشان ناراحت شدند و با بچه ها دعوا کردند که چرا وقتی مادرتان از سفر کربلا برگشته، همه شما به استقبالش نیامدید؟! بسیار مهربان بودند. بعد از چندین سال زندگی، همان مهر و محبت روزهای اول ازدواج بین ما برقرار بود. روزهای پنجشنبه و جمعه وقتی ایشان به قم می رفتند، من لباس هایشان را می شستم و مرتب می کردم. اتاقشان را منظم می کردم و منتظر می ماندم تا برگردند. خلاصه هرچه از صفا و محبت و تقوای ایشان بگویم، کم گفته ام. ایشان از تمام مسائل خانه خبر داشتند و در بیشتر کارها به من و بچه ها کمک می کردند. ایشان بزرگ ترین حامی و هادی من و بچه ها بودند. بیشتر صبح ها چای درست می کردند. در تمام طول زندگی به یاد ندارم که به من گفته باشند یک لیوان آب به ایشان بدهم. از ظلم به زن ها بسیار ناراحت و منقلب می شدند. همیشه می گفتند: زن نباید استثمار شود.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif  یک بار که برای معالجه مرحوم علامه طباطبائی قدس سرّه با ایشان به خارج از کشور رفته بودیم، عده ای از دخترها و خانم های دانشگاهی پیش ما آمدند و به آقا گفتند: علمای اسلام به زن هایشان چندان احترام نمی گذارند و اسم آن ها را همیشه با نام «بی ادبی!» و چیزهای دیگر می برند، آن ها را در هیچ کاری شرکت نمی دهند.آقا جواب دادند: خیر، این طورها نیست؛ و خیلی از حقوق زن در اسلام صحبت کردند؛ از جمله گفتند: اسلام حق بسیار زیادی برای خانم ها قایل شده که حتی می گوید، وظیفه ندارد به بچه خودش هم شیر بدهد، چه برسد به کارهای دیگر.


سیره میرزا جواد آقا تهرانی ( رحمته الله علیه )

همسر ایشان از سادات علویه بود علاوه بر احترام زیادی که آقا برای ایشان قائل بودند، هر وقت هم که فرصت یاری می نمود در خانه یار و کمک کار ایشان بودند؛ اساسا" ایشان به کسی زحمت نمی داد مخصوصا" در امور شخصی خویش تا آنجائی که می توانستند و قدرت و توان داشتند خودشان انجام می دادند،  تا آنجا که از همسر خود نمی خواستند که مثلا" لباسهایشان را بشویند، بلکه این همسر شان بود که با توجه به اخلاق مرحوم آقا از ایشان می خواستند که لباسهایشان را برای شستن در اختیار ایشان بگذارند.و باز هم به سادگی حاضر نمی شدند ، گاها" نیز دیده می شد که جارو به دست گرفته و حیاط منزل را جاروب می زنند و این در حالی بود که راه رفتن با عصا برایشان مشکل بود. !


توصیه های آیت اله بهجت و مقام معظم رهبری به زوج های جوان

حضرت آیت الله العظمی بهجت : هماهنگی و موافقت بین زن و مرد در محیط خانواده از هر لحاظ و به صورت صد در صد برای غیر انبیاء و اولیا غیر ممکن است.اگر بخواهیم محیط خانه،گرم و با صفا و صمیمی باشد،فقط باید صبر و استقامت و گذشت و چشم پوشی و رافت را پیشه خود کنیم تا محیط خانه گرم و نورانی باشد.اگر این ها نباشد اصطکاک و برخورد پیش خواهد آمد.و همه اختلافات خانوادگی از همین جا ناشی می شود.». زن و مرد باید مانند باغبان باشند. باغبان به گل‌های خود عشق می‌ورزد، با آنکه می‌داند که گل‌هایش خار هم دارند و چه بسا، دستانش به هنگام نوازش گل‌ها، به خار زخمی شده باشد!زن و مرد باید به یاری هم عیوب و کاستی‌های یکدیگر را برطرف نمایند. انعطاف‌پذیری، مدارا نمودن و کنار آمدن با کاستی‌های همسر به این معنی نیست که آنها را بپذیریم، بلکه باید برای رفع آن عیوب و کاستی‌ها به وی یاری رسانیم. البته بعضی شرایط را نمی‌توان تغییر داد.

 مثلاً نازیبایی صورت، نا متعادل بودن قد و قامت، اصل و نسب، بیماری‌های لاعلاج و... که باید پیش از ازدواج با دقت به این موارد، چشم‌های خود را بازکنیم! پس از ازدواج نیز به انتخاب خود احترام بگذاریم. عیب بستن به همسر، به معنای عیب خرد و انتخاب ماست!
در رویارویی با طوفان‌های سهمگین، درختانی تاب ایستادگی دارند که انعطافپذیر باشند. درختانی که اهل انعطاف و سازگاری و نرمش و مدارا نباشند، درهم می‌شکنند.ما هم اگر اهل مدارا و انعطاف نباشیم و نتوانیم خود را با شرایط خاص و ویژه همسر خود سازگار کنیم، به زودی دلشکسته می‌شویم و این مسأله باعث سرخوردگی و افسردگی در ما می‌شود.باید پذیرفت که هیچ انسانی به طور مطلق کامل نیست و هر کسی دارای عیوبی است. ما و همسر ما نیز از این امر مستثنا نیستیم.بنابراین به جای توهم و زندگی در رۆیا، عیوب یکدیگر را نادیده بنگاریم و در کنار هم کامل شویم که مدارا کردن، اساس دوستی است.

مقام معظم رهبری :

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif  توصیه میکنم به همسران خود مهر بورزید ، به آنان وفادار باشید و خویشتن را در زندگی یکدیگر شریک بدانید . از گره افتادن در رشته زندگی مشترک بر حذر باشید و گره های کوچک و بی اهمیت را نادیده بگیرید...

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif زن وشوهر باید همدیگر را درراه صحیح وصراط مستقیم الهی حمایت کنند .اگر هرکدام ازاینها مشاهده می کنند یک عمل خیر و یک کارشایسته ای ازهمسرانشان سر می زند ،آن را تشویق کنند واگر برعکس ،احساس کردند که خطایی ،یک انحرافی – خدای نخواسته – وجود دارد ، سعی دراصلاح آن بکنند ،یکدیگر را درراه خدا کمک وتشویق کنند.

زن وشوهر باید سعی کنند که یکدیگر را اصلاح کنند . نه مثل یک آقا بالاسرکه مرتب به دیگری نیش بزند، نه ! مثل یک پرستار ، یک مادر وپدردلسوز .


منابع : کتاب مطلع عشق

مجله خانواده سبز

http://www.lahoot.net/

http://www.tebyan.net/

http://www.mashreghnews.ir/

http://www.rasekhoon.net

http://valedein.ir/

http://www.hawzah.net/fa/

http://fatemiyon.ir

http://leader-khamenei.com

http://www.aviny.com



نویسنده : شَــریــد
تاریخ : یکشنبه 5 شهریور‌ماه سال 1391