X
تبلیغات
رایتل
تـلـاش کنـیـم بـرای گـمـنـامـی
 
 


الهی نصیرمان باش تا بصیر گردیم، بصیرمان کن تا از مسیر بر نگردیم و آزادمان کن تا اسیر نگردیم

آیت الله سید محمد تقی خوانساری (ره) ؛ مرجعی که نماز طلب باران او پذیرفته شد
ولادت با سعادت او در سال 1305 ه ق (1267 ه ش) در خوانسار رخ داد در کنف عنایت حمایت پدر و حمایت مادر مهربان رشد و نمو را آغاز نمود و تحصیلات مقدماتی رادر زادگاه خویش به انجام رسانید.سرعت فراگیری سید محمدتقی چنان بود که به هفده سالگی نرسیده، ادبیات عرب و دیگر پایه‎های مقدماتی علوم اسلامی را فرا گرفت. او در همین مدت قسمتهایی هم از فقه و اصول دوره سطح را خواند.  تا اینکه در سال 1322 در سنین نوجوانی به عتبات عالیات رهسپار و در نجف پس از تکمیل درسهای ناتمام، در درس محققان بزرگ این رشته‎ها حاضر شد تا جوانه‎های اجتهاد که از توانایی در تحقیق ریشه می‎گیرد در او برویند.
افشاگری های تازه پزشکان بحرینی از شکنجه و ارعاب در زندان

خوانساری جوان , چهار سال در درس فقیه و محقق بزرگ اصولی آیه الله آخوند خراسانی شرکت کرد. در کنار این به درس فقیه آیه الله سید محمدکاظم طباطبایی یزدی هم حاضر گشت. بعد از ارتحال این دو او از درسهای اصول آیه الله نائینی، آیه الله آقا ضیاء عراقی تلمز نمود.  واقعه ثوره عشرین عراق پیش آمد و او نیز همانند دیگر روحانیان مبارز به امر مطاع مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیة الله العظمی میرزا محمد تقی شیرازی(میرزای دوم)پاسخ گفتند و با نیروهای مهاجم به مقابله و مدافعه پرداختند قوای دشمن پیروزیهای شایانی در جبهه فرات به دست آورد. ولی شکست در کوت العماره پای رفتن را از آنان گرفت و به ناچار جبهه جنگ از جنوب به شرق تغییر یافت .با اشغال بغداد که مقارن با پیروزیهای دیگر متفقین بود، پایان جهاد فرارسید. از آن سو اشغالگران در تعقیب نیروهای مقاومت برآمدند. دستگیریهای وسیعی آغاز گشت و سرانجام خوانساری جوان هم که در نبرد از قسمت پا مجروح شده بود، دستگیر شد. مجاهدان عرب تنها با سپردن تعهدی آزاد گشتند اما برخورد با مجاهدان دیگر متفاوت بود. انگلیسی ها از آزادی آنان اجتناب ورزیدند. در این میان وساطتهایی نیز برای آزادی آقای خوانساری صورت گرفت ولی بی ثمر بود. اشغالگران اسرای جنگی را در بندر بصره جمع نموده ، آنجا یا کشتی هایی به اسرارتگاههای خود در مستعمراتشان فرستادند و آقای خوانساری و قریب چهارصد تن دیگر از اسراء به جزیره سنگاپور برده شدند.چهار ماه طول کشید تا کشتی آنان در آن سرزمین پهلو گرفت . در سنگاپور، اسرا در زندانی صحرایی قرار داده شدند. در این زندان گروهی از مردمان وحشی جزیره نیز به نام کوکا به چشم می خوردند. آنها به آدمخواری معروف بودند از آن رو هر روز صبح که شیفت زندانبان عوض می شد اسرا سرشماری می شدند.

 در آن محیط خش ‍ آقای خوانساری به تلاش علمی روی آورد. او علاوه بر تدریس منطق و حکمت ، خود نیز به آموختن پرداخت و توانست زبان انگلیسی را از یک راجه هندی بیاموزد. رئیس زندان که متوجه مقام علمی او شده بود با توجه به آشنایی او به زبان انگلیسی از او خواست کتابی گمراه ساز را ترجمه کند.او با آنکه روزهای سختی را پیش روی خود داشت با این درخواست مخالفت نمود. و شاید هم برای انتقام از این سرسختی بود که زندانبانان قصد جان او را کردند. او خود در این باره گفته است :(روزی همه به بیرون رفته بودند و من تنها بودم . زندانبانان حیوانی وحشی را از آن دم در بر درون زندان ول کردند. حیوان جستی زد و بسرعت به طرف من آمد. خیلی نزدیک شد اما کاری به من نداشت . به دم در رفت و دو مرتبه برگشت . چند دفعه این کار را انجام داد ولی کاری با من نکرد.)


بعدها که راجه هندی آزاد شد در آزادی آقای خوانساری کوشید. در نتیجه آقای خوانساری نیز پس از گذشت چهار سال تحمل رنج اسارت ، آزاد گشت و به زادگاه خویش بازگشت و پس از اندکی توقف به اراک منتقل،و در دروس مرحوم آیة الله حائری شرکت جست و همراه آن مرحوم بنا به دعوت مردم نیکوکار قم به حوزه علمیه قم مهاجرت و در تشکیل حوزه وحفظ و نگهداری آن تشریک مساعی نمود.پس از درگذشت زعیم و مؤسس حوزه،همراه دو بزرگوار عالیقدر،آیتین علمین:آیة الله حجت و آیة الله صدر در دوران فترت،تا آمدن آیة الله بروجردی، در نگهداری و سرپرستی حوزویان و تربیت طلاب ومحصلین کمال سعی و کوشش خود را به کار گرفتند و چه بسیار از افاضل و مراجعی که از حوزه تربیت و سرپرستی آن مرجع عالیقدر فارغ التحصیل گردیده اند. 

مرجعیت

آقا ضیاء الدین عراقی - که بارها مقام این شاگردش را ارج نهاده و گفته بود «و حفظ مقام و نگهداری شؤونات آقای خوانساری را مانند علمای متأخر بر خود فرض می‎دانم» هنگامی که از بعدها به ایران بازگشته بود، اجتهادنامه وی را از نجف برایش فرستاد. افزون بر این آقای خوانساری از این استاد خود اجاره روایی نیز یافته بود.

مراجع ثلاث حوزه علمیه
نهاد مرجعیت تداوم خط رهبری فکری و سیاسی پیامبر اکرم و ائمه‌ی اطهار(ع) بر جامعه‌ی شیعی است که ضمن پرداختن به تربیت فقها و اداره‌ی مدارس دینی، دخالت در امور سیاسی و اجتماعی را نیز وجهه‌ی همت خود قرار داده و در هر دوره به حکم اقتضائات خاص زمان وارد صحنه شده و به تمشیت امور پرداخته است. این روند در تاریخ معاصر بنابه تحولات سیاسی و فرهنگی مختلف از جمله انقلاب مشروطه و شکل‌گیری حکومت‌ پهلوی با ایدئولوژی غربی برای کشاندن جامعه به ارزش‌های رایج در غرب شدت بیشتری گرفت. شکل‌گیری حکومت پهلوی بر مبنای ناسیونالیسم ایرانی و سعی و تلاش رضاشاه و کارگزاران آن در محو و نابود ساختن فرهنگ بومی و سنتی ایران از مظاهر بزرگ این تحول است. در این دوره علی‌رغم تضییقات رژیم پهلوی حوزه‌ی علمیه‌ی قم بنیان‌گذاری شد و قوام یافت؛ هرچند روحانیت به حکم سیاست‌های دین‌زدایی رضاشاه در روزگار عسرت به سر بردند. با فوت مدارس قدیمی قم، توسط آیت الله حائری، در سال 1301 ساماندهی و با مدیریت ایشان حرکت علمی جدیدی را آغاز کرد. ایشان با آینده نگری و توجه به سرنوشت حوزه، قبل از وفات، مدیران بعد از خود یعنی آیت الله حجت و آیت الله صدر را تعیین نمود که در آینده و با پیوستن آیت الله خوانساری به آن ها حوزه علمیه به صورت مشترک اداره شد.با درگذشت آیت الله حائری در اوج قدرت رضاخانی و با وجود مشکلات فراوان اجتماعی و سیاسی در جامعه و با توجه به نقش تأثیرگذار حوزه در بقای اسلام در استبداد رضاخانی، موضع گیری این سه مرجع از اهمیت ویژه ای برخوردار بود که توانستند حوزه نوپای قم را از طوفان استبداد و سیاست‌های دین‌زدایی رضاشاه و هرج‌و‌مرج‌ها و هتاکی بعد از سقوط وی حفظ کنند و آن را به زعیم بزرگ شیعه آیت‌الله بروجردی تحویل دهند.


شرح زندگی آیت الله سید محمد تقی خوانساری در برنامه ماه خدا


فتاوای آیت لله خوانساری

 منکر حجاب نجس و کافر است
پس از اعلام رسمی کشف حجاب از سوی رضا شاه در دی ماه 1314،دولت و سایر دستگاههای اجرائی موظف گردیدند برای پیشبرد این طرح، در ولایات بکوشند. به همین منظور از اقدامات تبلیغی و انتظامی در حد وسیعی بهره گیری شد و حتی مسئولین در بسیاری از موارد، کاربرد قوه قهریه را نیز اولویت قرار دادند. اما مبارزه علما با این فتوا در خور توجه است.

 

آیت الله حاج سید محمد خوانساری نیز در پاسخ به سوالی این چنان قاطعانه فتوا می دهد:

حضرت مستطاب حجه الاسلام آیه الله فی الانام آقای حاج سید محمد تقی خونساری دامت برکاته
متمنی است پاسخ پرسش زیر را لطفا مرقوم فرمایید.
آیا برای زنان حرمت کشف حجاب بنحوی که در این ایام متعارف است بادله قطعیه در اسلام ثابت است یا خیر و نیز جلوگیری و نهی از این منکر در صورت امکان بر هر فردی از افراد مسلمانان واجب است یا نه
بسمه تعالی ؛جواب حرمت کشف بنحویکه امروزه در پای تخت تداول دارد علاوه بر آنکه ادله قطعیه دارد مثل صاحب جواهر اعلی الله مقامه که او متبحر درفقه هست دعوی ضرورت از دین کرده است که منکرش کافر و نجس است و جلوگیری از آن هم از باب نهی از منکر بر تمام افراد واجب است و تمام هم مقصر و مسئولند در اهمال به این وظیفه فرضیته
الاحقر محمد تقی الموسوی الخوانساری 

توطئه اشغال فلسطین
با شروع شکل گیری توطئه اشغال فلسطین ، آیة الله خوانساری با فریاد آیة الله کاشانی همنوا بود. او در فتوایی فداکاری و کمک مسلمانان را در قضیه فلسطین و جنگ صهیونیسم واجب شمرد سرانجام فریادها کارساز شد و هزاران فدایی اسلام آماده عزیمت به فلسطین گردیدند اما با سنگ اندازی های دولت وقت این اعزام چشمگیر انجام نپذیرفت .همگامی آیة الله خوانساری با آیة الله کاشانی مرزهای فراتری پیموده است .

ملی شدن نفت
 او با فتوایی سرنوشت ساز ملی شدن نفت را اعلام کرد و قطع دست غارتگران را از این سرمایه خداداد خواهان گردید. در هنگام برگزاری انتخابات مجلس هفدهم که پس از پیروزی نهضت ملی انجام گرفت ، ایشان بار دیگر به یاری رهبری نهضت آیة الله کاشانی شتافت و در فتوایی مهم شرکت در انتخابات را ادای وظیفه شرعی دانست و سستی در این راه را عملی مسؤ ولیت آفرین در پیشگاه خدا قلمداد نمود. انتشار این فتوا، تاءثیر بسزایی در انتخابات مزبور گذاشت . و در تهران تاءثیر آن شگفت آورتر بود.

انتخابات 11 شهریور 1331
ایشان در موضوع انتخابات دخالت نمودند و در مورد انتخابات با توجه به شرایط خاص آن روزاعلامیه دادند و مردم متدین را به مشارکت مؤثر در انتخابات 11 شهریور ربیع الاول 1371 دعوت نمودند.


نماز باران
در شهریور ۱۳۲۰ که متفقین در ایران به طور انبوه حضور یافتند. در آن موقع موجی از قحطی و نابسامانی در کشور به راه افتاد. قسمتی از سپاه متفقین در منطقه خاکفرج قم استقرار یافت و بعد از مدتی کنترل شهر در دست آنان قرار گرفت. اشغال هنوز ادامه داشت که زمین‌های مساعد و وسیع شهر قم – که به صورت دیم کشت می‌شد – با گذشت دو ماه بهاری از سال ۱۳۲۳ هنوز تشنه بودند. با بروز این خشکسالی موقعیت غذایی مردم بحرانی شد.
 اهالی قم، چاره در خواندن نماز باران دیدند. آنان به جستجوی امامی برآمدند تا آنها را به ساحل اجابت رساند و با خلوص و صفایش خواست مردم را معنی بخشد. مردم راهی خانه‌های آقایان صدر، حجت و خوانساری شدند. آقایان صدر و حجت در پاسخ مردم گفتند اگر شما وظیفه‌های شرعی خود را به جا آورید، آسمان و زمین دستهایشان بر شما گشوده خواهد بود. اما آقای خوانساری نتوانست جواب نه بگوید و مردم هم گمان بردند او موافق با خواندن نماز باران است. به همین علت اطلاعیه‌هایی در سطح شهر نصب گردید که آقای خوانساری در روز جمعه نماز استسقاء خواهد خواند. گروهی ایشان را از پایان بد کار بیم دادند. اما او گفت حالا که چنین شده، خواندن این نماز بر من تکلیفی است و هر چه صلاح باشد همان واقع خواهد شد. با نزدیک شدن لحظه موعود بهائیان شهر، متفقین را به انگیزه‌های این حرکت بدبین نمودند تا جایی که این نیروها در پوششی دفاعی رفتند.


قطعه ای از کتاب شرح حال و کرامات آیت الله محمد تقی خوانساری

 در روز موعود، جمعیت از گوشه و کنار شهر روانه شدند تا به صحرای خاکفرج که در نیم کیلومتری شهر قرار داشت و مصلای آن محسوب می‌شد بروند. آیت‌الله خوانساری هم با طمأنینه و آرامش مخصوص و در حالی که پاها را برهنه کرده و تحت الحنک انداخته بود با عده‌ای از همراهان به سمت آن نقطه حرکت نمودند. جمعیت افزون بر بیست هزار نفر بود و اکثر ساکنان شهر را در بر می‌گرفت. با عبور آرام مردم از کنار پادگان، شائبه‌های تردید زدوده شد و توطئه‌ بهائیان بی‌‌اثر ماند. آن روز نماز خوانده شد اما اثری از اجابت دیده نشد.

 آیت‌الله خوانساری که بارها عطوفت و مهربانی پایان ناپذیر خدا را با همه وجود خود درک کرده بود به خوبی می‌دانست که خواستن را با اصرار معنا بخشد. چه آن که اگر خواهش باشد اجابت حتمی است. او بعد از پایان درس و بحث از شاگردانش خواست که تا همپای او باز به کوی خواهش روند و نماز بارانی دیگر بخوانند. این بار نماز در باغ‌های پشت قبرستان نو به پا گشت. غروب یکشنبه فرا رسید و آسمان بی‌تکه ابری سرخ گونگی خورشید را به نظاره نشست. گزارش هواشناسان غربی که در پادگان خاکفرج بودند گویای این بود که بارشی روی نخواهد داد. دین ناباوران زبان تمسخر گشودند.
 استاد رسولی در خاطره خود می‌گوید: «آن روز گذشت و ما مطابق معمول به نماز جماعت آیت‌الله خوانساری در مدرسه فیضیه رفتیم. اکنون یادم نیست که به چه مناسبتی شبها در مدرسه فیضیه بعد از نماز جلسه روضه‌خوانی و سخنرانی بود. مرحوم حاج محمد تقی اشرافی به منبر رفت و هنوز اوایل سخنرانی ایشان بود که باران شروع شد …. آن شب باران مفصلی آمد.»


ویژگی های اخلاقی آیت الله خوانساری

آیت اله استاد حسین انصاریان : آیت الله سید محمد تقی خوانساری همشهری ما بود و به پدر بزرگ  مادری ام بسیار ارادت می ورزید و او را نمونۀ انسانی متدین و با ایمان می دانست و به حق که چنین بود. اهالی محل مدت 50 سال با اذان او نماز می خواندند و در ماه مبارک رمضان با اذان او سحری خورده ، افطار می کردند، او اهل عبادت و راز و نیاز شبانگاهی ، قاری  قرآن و عامل به آن بود و بسیار به امر حلال و حرام اهمیت می داد . آیت الله العظمی سید محمد تقی خوانساری در قم دعای باران خواندند و به دعای ایشان باران بارید این موضوع روی قبرشان نوشته شده است و هنوز هم افرادی در قم این واقعه را به یاد دارند.

آیت اله خوانساری (ره) در قضای حوایج مؤمنین و سعی و تلاش در انجام آنها بی نهایت ساعی وکوشا بوده است غیرت دینی و تعصب خاص روحانی و علاقه به حضور در صحنه سیاسی و اجتماعی از ویژگیهای آن بزرگ بوده است.


خواب آیت الله بروجردی

در شب فوت آن مرحوم آیة الله العظمی بروجردی در عالم رؤیا می بیند که سیدبزرگوار سید مرتضی علم الهدی از دنیا رفته است و جنازه او را به قم حمل می کنند.وی از مشاهده این رؤیا بسیار متاسف و اندوهناک می گردد و با اضطراب و وحشتازخواب بیدار می شود و انتظار وقوع حادثه ای را می کشد که ناگاه تلفنی به بیت او اطلاع می دهند که مرحوم آیة الله العظمی  سید محمد تقی خوانساری در همدان به رحمت ایزدی پیوسته است و جنازه او را به قم حمل می کنند.مرحوم آیة الله بروجردی عموم علمای اعلام و محصلین و طلاب حوزه علمیه قم را برای استقبال و تشییع جنازه آن مرحوم آماده و به استقبال اعزام می  دهند و خود نیز به استقبال و تشییع می شتابد و باعظمت و احترام خاصی در بالاسر حرم مطهر حضرت معصومه(ع)نازل می نمایند و دفنش می کنند.رحمت و رضوان الهی شامل حالش باد!

وفات
او در سال 1371 ه.ق،هفتم ذیحجة الحرام (1331 ه ش) در شهر همدان به رحمت ایزدی پیوست و با تشییع بسیار باشکوه جنازه او به تهران  و قم حمل و در بالای سر کنار مرقدمرحوم آیة الله حائری مؤسس حوزه و مربی و استاد خویش مدفون گردید.


منابع : کتاب شرح حال و کرامات آیت الله سید محمد تقی خوانساری

کتاب مراجع ثلاث

http://www.hawzah.net

http://www.hankh.ir

http://www.tebyan-zn.ir/

http://www.varesoon.ir/

http://tebyan.net

http://www.irdc.ir/fa

http://www.iranseda.ir/



نویسنده : شَــریــد
تاریخ : سه‌شنبه 5 شهریور‌ماه سال 1392