الهی نصیرمان باش تا بصیر گردیم، بصیرمان کن تا از مسیر بر نگردیم و آزادمان کن تا اسیر نگردیم

سالک الی الله ؛ آیت الله سید رضا بهاءالدینی (ره)

آیت‌الله سید رضا بهاءالدینی‌ درنهمین روز از فروردین ماه  1287 ش‌ (1327 هجری قمری) در شهر مقدس‌ قم‌ به‌ دنیا آمد. پدرش‌ سید صفی‌الدین‌ از علمای‌ بزرگ‌ زمان‌ خود بود که‌ به‌ خاطر اندوخته‌ی‌ ذهنی‌ سرشارش‌ به‌ «کشف‌الآیات‌» علما معروف‌ بود. مادرش‌ نیز فاطمه‌ سلطان‌، از نوادگان‌ صدرالمتألهین‌ شیرازی‌ (ملاصدرا) بود. نویسنده کتاب آیت بصیرت از قول ایشان نقل کرده است :«... یک ساله که بودم افراد پاک طینت و نیکو سرشت را دوست داشتم و علاقه ای قلبی به آنان پیدا می کردم. خیر و شر را می فهمیدم و اهل آن را می شناختم. در همان ایام بود که بین انسانهای خیر و نیکوکار و افراد شرور و طغیانگر فرق می گذاشتم. در بیانی فرمودند:« خداوند از دو سالگی معرفتش را به ما داد. »

 

سیدرضا چون به دو سالگی رسید به مکتب خانه پای گذاشت. حمد و سوره، اذان و اقامه، و سپس قرائت قرآن را یاد گرفت و آن گاه خواندن و نوشتن را آغاز کرد. در شش سالگی دوره مکتب تمام شد و برای آموختن درس های دیگر به مکتب دیگری رفت تا در این محل نصاب الصبیان و سایر کتاب های مرسوم آن دوره را بیاموزد.

ایشان در مورد رویای ملکوتی خود فرمودند : در کنار رفتن به مکتب، با بچه ها الک دو لک (چوب بازی) می کردیم. در همان ایام و در هنگامی که هفت سال بیشتر نداشتم، شبی در خواب دیدم مشغول بازی هستم. سید بزرگواری جلو آمد و به تمامی بچه ها پول و شکلات داد، همه خوشحال شدند اما چیزی به من نداد و گفت : نه، به این نمی دهم ! چون بچه است و اهل بازی از شدت ناراحتی از خواب پریدم. مدتی فکر کردم. ناگاه احساس نمودم که قرار است خیری به بنده برسد اما بازی در کوچه مانع آن است. از همان زمان تصمیم گرفتم در کوچه بازی نکنم و چنین هم کردم.

 در مورد تحصیل در حوزه علمیه قم می فرمودند:« در همان هفت هشت سالگی بودم که حاج شیخ عبدالکریم حائری آمد تا به مشهد برود.در ایوان طلای ( حرم حضرت معصومه سلام الله علیها ) نماز می خواند. رفت و در مراجعت توافق شد در قم بماند.ما در آن سنین در مدرسه رضویه علیه السلام بودیم. برای خواندن مغنی به مدرسه فیضیه آمدیم. آنوقت درس آشیخ محمد علی ادیب می رفتیم و اینها همه قبل از آمدن حاج شیخ بود. »

سیدرضا تا حدود 12سالگی مشغول به تحصیل ادبیات عرب و مقدمات بود و در این سن، نزد مرحوم آیت الله حائری یزدی امتحان داد. موفقیت چشمگیر او در این امتحان، موجب آشنایی و توجه آیت الله حائری به ایشان شد: «وقتی ما در مدرسه ی فیضیه و در حجره بودیم، با اینکه منزل ما قم بود همین محله ای که الآن هستیم، ولی یکبار حساب کردیم دیدیم یکسال شده که به منزل نرفته ایم. آنقدر سرگرم تحصیل و تدریس بودیم که به فکر منزل نمی افتادیم و هر وقت پدر و مادر و اقوام می خواستند از ما دیدنی بکنند به مدرسه می آمدند. چنان عشق و علاقه ای به تحصیل داشتم که زندگی ام کتاب بود و همنشینم، درس و بحث و مطالعه، با هیچ جلسه ای و برنامه ای به اندازه ی مجلس درس، انس نداشتم. بطوریکه در سن نوجوانی، روزانه حدود 16ساعت کار درسی می کردم. به کارهای فکری شوق بسیار داشتم بطوریکه لحظه ای نمی آسودم و همیشه فکرم مشغول بود.».




:: ادامه مطلب
نویسنده : شَــریــد
تاریخ : پنج‌شنبه 27 تیر‌ماه سال 1392
آیین همسرداری در سیره بزرگان تشیع

امام صادق (علیه السلام) می فرماید:((خَمْسٌ مَنْ لَمْ تکُن فِیهِ لَمْ یَکُنْ فِیهِ کَثِیرُ مُسْتَمْتَعٍ قِیلَ وَ مَا هُنَّ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ؟ قَالَ(صلی الله علیه و آله و سلم) الدِّینُ وَ الْعَقْلُ وَ الْحَیَاءُ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ وَ حُسْنُ الْأَدَبِ وَ خَمْسٌ مَنْ لَمْ تکُن فِیهِ لَمْ یَتَهَنَّأِ الْعَیْشُ: الصِّحَّةُ وَ الْأَمْنُ وَ الْغِنَاءُ وَ الْقَنَاعَةُ وَ الْأَنِیسُ الْمُوَافِقُ))(93) پنج چیز است که اگر کسی آنها را دارا نباشد کثیری از بهره مندی ها(و داراییها ) را ندارد.گفته شد چیست آنها یابن رسول الله؟حضرت فرمود: دین، عقل، حیا،حسن خلق و حسن ادب در ادامه فرمودند: پنج چیز است که اگر کسی آنها را دارا نباشد زندگی اش به کام نباشد؛ سلامتی، امنیت، بی نیازی، قناعت و انیسی که موافق اوست.اگردو رکن خانواده ای این صفات دهگانه را داشته با شند مصداق این حدیث شریف شده وخانواده ای کامل هستند.

سیره امام خمینی (ره)

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif  خوش خُلقی با همسر : همسر، فرزندان و خدمت گزارانی که سالیانی دراز در کنار امام خمینی بودند، همگی به حُسن رفتار امام راحل در محیط خانواده گواهی داده اند. همسر امام در این باره می گوید:

امام، احترام ویژه ای برای من قائل بودند و حتی در اوج عصبانیت نیز هرگز نسبت به من بی احترامی و اسائه ادب نمی کردند. همیشه جای خوب را به من تعارف می کردند و همیشه تا من سر سفره نمی آمدم، شروع به خوردن غذا نمی کردند. به بچه ها هم می گفتند: صبر کنید تا خانم بیاید.

امام خمینی در بیان قدردانی از همسر خویش چنین گفته است: «فداکاری ای که خانم در زندگی کرده اند، هیچ کسی نکرده است. همسر امام در پاسخ به این پرسش که امام چگونه همسری است و در طول سال های زندگی با شما چگونه رفتار کرده است، می گوید:رفتار ایشان با من، بسیار خوب بوده است. من از ایشان، خیلی راضی هستم. همیشه احترام مرا داشته اند. هیچ وقت با تندی صحبت نمی کنند. اگر لباس و حتی چای بخواهند، می گویند: ممکن است، بگویی به من فلان لباس را بدهند! حتی گاهی خودشان چای خودشان را می ریزند. امام، محیط زندگی را و احترام به همسر و فرزندان را، بخشی از سلامت و سعادت جامعه آینده می دانند.حضرت امام [کارهای خانه] جارو کردن و ظرف شستن و حتی شستن روسری بچه خودمان را هم وظیفه من نمی دانستند و اگر به جهت نیاز گاهی به این کارها دست می زدم، ناراحت می شدند و آن را به حساب نوعی اجحاف نسبت به من می گذاشتند.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif  خانم فریده مصطفوی، دختر امام تأکید می کند:«هیچ وقت ما ندیدیم ایشان[امام] به خانم بگویند «فلان کار را انجام بده» و یا حتی «یک چای برای من بریز»... خیلی به ایشان[مادرم] اظهار محبّت و علاقه می کردند و مقید بودند این اظهار محبّت و علاقه را جلوی ما فرزندان هم علنی کنند. امام احترام فوق العاده برای خانم قائل بودند... در طول شصت سال زندگی، هیچ وقت یک لیوان آب از خانم نخواستند...



:: ادامه مطلب
نویسنده : شَــریــد
تاریخ : یکشنبه 5 شهریور‌ماه سال 1391
یا هادی المضلـّین ؛ پروانگان شمع عزای تو می شویم

امام علی بن محمدالهادی علیه السلام دهمین پیشوای شیعیان درنیمه ذی الحجة سال .212 در اطراف مدینه در محلی به نام «صریا» متولد شد.آن حضرت و فرزند گرامی ایشان امام عسکری علیه السلام به دستور خلیفه عباسی به سامرا (عسکر) برده شدند و تا آخر عمر در آنجا تحت نظر قرار داشتند از این رو به عسکریین شهرت یافتند.

 

امام دهم با القاب متعددی از جمله : نجیب، مرتضی، هادی، نقی، عالم، فقیه، امین، مؤتمن، طیب  و عسکری که مشهورتر از همه "هادی" و "نقی" است نامیده شده اند وکنیه مبارک ایشان ابوالحسن است. از آنجا که کنیه امام کاظم و امام رضا علیهماالسلام نیز ابوالحسن بود،  امام هادی علیه السلام به ابوالحسن ثالث مشهور شدند. پدر بزرگوارش امام جواد علیه السلام و مادر گرامیش سمانه ، بانویی با فضیلت و با تقوا بود.امام هادی علیه السلام در سن 8 سالگی بعد از شهادت امام نهم علیه السلام به امامت رسیدندو درمدّت33سال امامت خود با چند تن از خلفای عباسی (معتصم، واثق، متوکل، منتصر، مستعین و معتز) معاصر بود.حضرت هادی(ع)  با کسی زندگی کرد که امیرالمؤمنین(ع) در نهج‌البلاغه او را شقی‌ترین خلفای بنی‌عباس شمرده است. حضرت هادی با کسی بود که نه فقط حضرت را زندان می‌کرد و در  مقابلش قبر می‌کند و در زندان تاریک او را نگاه می‌داشت؛ بلکه آب  به قبر ابی‌عبدالله الحسین(ع) بست و آنجا را شیار کرد و قبر حسین(ع) را خراب نمود، و هرکه به زیارت حسین می‌رفت، دست او را قطع می‌کرد. راستی باید گفت متوکل عباسی از شقی‌ترین خلفای  بنی‌عباس است. متوکل کرامتها و معجزه‌ها از حضرت می‌دید؛ ولی تنبه برای او پیدا نمی‌شد، تا بالاخره به واسطه توهینی که به حضرت نمود،‌  از دنیا رفت.متوکل چون فتح ‌بن خاقان را به وزارت خود منصوب  کرد، امر نمود که همه بزرگان در رکاب او و  فتح بن خاقان پیاده راه می‌روند. راوی می‌گوید: «حضرت هادی را دیدم که در آن  هوای گرم پیاده می‌رود. به ایشان گفتم: نباید شما را به چنین کاری وادارند. حضرت فرمودند: اینها قصدشان از این کار استخفاف من است؛ ولی نمی‌دانند که من از ناقه صالح کمتر نیستم.» می‌گوید این جمله را نزد بزرگی گفتم. او گفت متوکل بیش از سه روز زنده نیست؛ زیرا خداوند درباره قوم صالح می‌فرماید: چون ناقه را پی کردند، بیش از سه روز زندگی نکردند. سه روز تمام نشده بود، که منتصر عباسی پسر متوکل با چند نفر از غلامان خود وارد جلسه متوکل شدند و فتح‌ بن خاقان را با متوکل پاره‌پاره کردند.


فضایل امام هادی ( علیه السلام )

از آن بزرگوار  روایت شده که فرموده اند: مَنْ یَتّقِ اللّهَ یُتَّقی وَمَنْ یُطِعِ اللّهَ یُطاعُ؛ «هرکه از خدا بترسد و تقوا پیشه خود کند، همه از او می‌ترسند و از او  حساب می‌برند،‌ و هر کس که اطاعت خداوند کند، همه از او اطاعت می‌کنند.»این جمله، جمله‌ای است که به تجربه اثبات شده است. علاوه بر اینکه آیات و روایات فراوانی آن را تأیید می‌کند،
خداوند متعال می‌فرماید: اِنَّ الَّذیِنَ آمَنُوا وَعَمِلُواالصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدّاً. « همانا کسانی که ایمان به خدا دارند و کار شایسته می‌کنند، پروردگار عالم قطعاً محبت آنها را در دلها می‌ریزد ـ همه مطیع آنها می‌شوند، بر دلها حکومت می‌کنند. ـ»

I امام علی النقی ع :همانا ولایت ما اهل بیت براى شیعیان و دوستانمان پناهگاه أمنى مى باشد که چنانچه در همه امور به آن تمسّک جویند، بر تمام مشکلات فایق آیند.

 . امام صادق می‌فرماید: مَنْ اَصْلَحَ بَیْنَهُ وَبَیْنَ اللّهِ اَصْلَحَ اللّهُ دُنْیَاهُ و آخِرَتَهُ.«هرکه میان خود و خدای خود را اصلاح کند، پروردگار عالم، دنیا و آخرت او را اصلاح خواهد کرد.»امام دوم می‌فرماید: مَنْ اَرَادَ عِزّاً بِلاَعَشِیَرةٍ وَهَیْبَةٍ بِلاسَلْطَنَةٍ فَلْیَخْرُجْ مِنْ ذُلِّ مَعْصِیَةِ اللّهِ اِلَی عِزً طَاعَتِهِ.«هرکه بدون اینکه عشیره و طایفه داشته باشد، عزت و شخصیت و ابهت در میان مردم بخواهد، بدون‌اینکه قدرت و سلطه‌ای داشته باشد، باید از ذلت معصیت به درآید و لباس عزت اطاعت خداوند بپوشد.»



:: ادامه مطلب
نویسنده : شَــریــد
تاریخ : پنج‌شنبه 4 خرداد‌ماه سال 1391
کرامات امام رضا (ع) به روایت اهل سنت
دوران پر برکت و همراه با کرامات و وقیعی که قبل و بعد از ولادت امام رضا (علیه السلام) از مدینه تا مرو و مدت امامت ایشان رخ داد، جملگی دلالت بر عظمت بی‌کران امام رضا (علیه السلام) دارد. روایت آن از زبان بزرگان اهل سنّت جالب و شنیدنی و البته شگفت‌انگیز است. آنچه پیش روی دارید، گوشه‌ای از سخنان بزرگان اهل سنت درباره امام رضا است که در منابع معتبر آنها نقل شده و تأثیر به سزایی در نزدیک کردن دیدگاه اهل سنت به دیدگاه شیعه درباره کرامت، شفاعت، توسل و زیارت قبور و ... دارد.

 

  بزرگان اهل سنت با اعتراف به جایگاه والای امام رضا (علیه السلام)، سخنان و اعتراف‌های شگفتی درباره ابعاد معنوی آن حضرت داشته‌اند که آنها را نقل می‌کنیم.

مجدالدین ابن اثیر جَزَری (۶۰۶ق): «ابوالحسن علی بن موسی ... معروف به رضا...، مقام و منزلت ایشان همانند پدرشان موسی بن جعفر است. امامت شیعه در زمان علی بن موسی به ایشان منتهی می‌شد، فضایل وی قابل شمارش نیست. خداوند رحمت خود و رضوان خود را بر ایشان بفرست.

محمد بن طلحه شافعی(۶۵۲ق): «سخن در امیرالمؤمنین علی و زین العابدین علی گذشت و ایشان علی الرضا سومین آنهاست. کسی که در شخصیت ایشان تأمل کند، در می‌یابد که علی بن موسی وارث امیرالمؤمنین علی و زین العابدین علی است، و حکم می‌کند که ایشان سومین علی است. ایمان و جایگاه و منزلت ایشان فراوانی اصحاب ایشان، باعث شد تا مأمون وی را در امور حکومت شریک کند و ولایت عهدی را به ایشان بسپارد....

عبدالله بن اسعد یافعی شافعی (۷۶۸ق): «وی امام جلیل و بزرگوار از سلاله بزرگان و اهل کرم ابوالحسن علی بن موسی الکاظم است . وی یکی از دوازده امام شیعیان است که اساس مذهب بر نظریات ایشان است. وی صاحب مناقب و فضایل است.

ابن صبّاغ مالکی (۸۵۵ق) به نقل از بعضی از اهل علم : «علی بن موسی الرضا داری والاترین و وافرترین فضایل و کرامات و برخوردار از برترین اخلاق و صورت و سیرت است که از پدرانش به ارث برده است....

عبدالله بن محمد عامر شبراوی شافعی (۱۱۷۲ق): «هشتمین امام علی بن موسی الرضاست که مناقب والا و صفات اولیا و کرامت نبوی وی قابل شمارش و توصیف نیست... .

یوسف بن اسماعیل نبهانی (۱۳۵۰ق): «علی بن موسی از بزرگان ائمه و چراغان امت از اهل بیت نبوی و معدن علم و عرفان و کرم و جوانمردی بود. وی جایگاه والایی دارد و نام وی شهره است و کرامات زیادی دارد...

شیخ یاسین بن ابراهیم سنهوتی شافعی: « امام علی بن موسی الرضا (رضی الله عنه) از بزرگان و از بهترین سلاله است و خداوند با خلق چنین فردی قدرت خود را به نمایش گذاشته. هیچ فردی علی بن موسی را نمی‌تواند درک کند. وی والا مقام و در فضایل شهره است و کرامات بسیاری دارد ... .

ابوالفوز محمد بن امین بغدادی سُوِیدی: «ایشان در مدینه به دنیا آمد و کرامات ایشان بسیار و مناقبش مشهور است؛ به گونه‌ی که قلم از وصف تمامی آن عاجز است... .

عباس بن علی بن نور الدین مکّی: «فضایل علی بن موسی هیچ حد و حصری نداشته... .




:: ادامه مطلب
نویسنده : شَــریــد
تاریخ : جمعه 27 اسفند‌ماه سال 1389
آیا تشیع مکتبی ایرانی است؟

به گزارش خبرگزاری اهل‏بیت(ع) ـ ابنا ـ  آیت الله سبحانی این مرجع تقلید در این نوشتار به شبهات مطرح شده در خصوص ایرانی بودن مکتب تشیع مستدل و محکم پاسخ گفتند.بر اساس یافته‌ها و ادله قطعی تشیع در عصررسول خدا‌(ص) هستی پذیرفته و بذر آن به وسیله خود پیامبر‌(ص) افشانده شده است و گروهی در زمان پیامبر(ص) و پس از رحلت وی، به نام شیعه علی‌(ص) شناخته می‌شدند و همگی این گروه، از تبار عرب عدنانی یا قحطانی بودند.

 

 

*نظر مستشرقان

ولی برخی از مستشرقان، غافل از ریشه‌های تشیع، آن را زاییده فکر ایرانیان دانسته و می‌گویند: در جامعه ایرانی شاهان سلطنت می‌کردند و سلطنت آنان موروثی بود، ایرانیان نیز پس از ورود به اسلام، اصل خود را در مورد اسلام پیاده کرده و علی و فرزندان او را وارث پیامبر دانستند، بر این اساس، هر امامی، وارث امام پیشین بوده و از این طریق اصل وراثت حکومت را محفوظ نگاه داشتند.


*رد نظریه مستشرقان

این اندیشه به قدری نارسا و بی‌پایه است که اصلا نباید آن را جزو فرضیه‌ها شمرد.

اولا در امت‌های گذشته که نبوت بالاترین مقام دینی است، به ظاهر موروثی بود، چنان که قرآن می‌فرماید:« أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آَتَیْنَا آَلَ إِبْرَاهِیمَ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَآَتَیْنَاهُمْ مُلْکًا عَظِیمًا»[1]

یا این که نسبت به پیامبر‌(ص) و خاندانش بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشیده، حسد می‌ورزند، ما به خاندان ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و حکومت عظیمی در اختیار آنان نهادیم....

آنگاه که ابراهیم به مقام امامت رسید، از خدا خواست امامت را در ذریه او نیز قرار دهد، خدا نیز با درخواست او موافقت کرد اما مشروط بر این که در میان فرزندان صالح و عادل او قرار گیرد چنان که می‌فرماید:

« وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّیَّتِی قَالَ لَا یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ»[2]



:: ادامه مطلب
نویسنده : شَــریــد
تاریخ : جمعه 27 اسفند‌ماه سال 1389
زندگینامه علامه العمری رهبر شیعیان عربستان ؛ 60 سال مبارزه در کانون وهابیت

 

 «علامه العمری» رهبر شیعیان عربستان که هفته گذشته در مدینه منوره درگذشت از شاگردان علامه نائینی و آیت الله سیدابوالحسن اصفهانی بود و با وجود تحمل 45 سال زندان آل سعود، از انقلاب اسلامی ایران و شیعیان لبنان حمایت می کرد. وی که در میان عربستانی ها به عنوان «پدر روحانی شیعیان» خوانده می شود؛ در سال 1911 میلادی (1332هجری قمری) در مدینه منوره به دنیا آمد. 16 ساله بود که به امر پدرش شیخ علی بن احمدالعمری وارد حوزه علمیه نجف اشرف شد.رهبر معنوی شیعیان عربستان پس از مدت ها تحصیل در حوزه نجف در سال 1370 هجری قمری (1950 میلادی) به مدینه منوره بازگشت و تبلیغ خود برای مکتب اهل بیت (ع) را در این شهر آغاز کرد.شیخ العمری که اکثر حجاج ایرانی زائر قبر نورانی پیامبر اکرم (ص) پشت سر او در مسجد شیعیان مدینه نماز خوانده اند؛ در طول بیش از 60 سال حضور خود خدمات اجتماعی و دینی بسیاری به اقلیت شیعه مدینه ارائه داد.در مزرعه آیت الله محمدعلی العمری، مسجد شیعیان و نیز دفتر کار وی قرار دارد و این مسجد هر روزه پذیرای تعداد زیادی از زوار شیعه و ایرانی است که معمولاً شب ها به مسجد شیعیان عربستان می روند و صدای «اشهد ان علیاً ولی الله» را در غربت مدینه می شنوند.
شیرازی از آگاهان به مسائل شیعیان عربستان در این باره می گوید: شیخ محمد علی العمری فرد بسیار مبرز و زجر کشیده ای است ؛ دولت سعودی چندین بار حکم اعدام ایشان را صادر کرد، اما خوشبختانه اجرا نشد و کسانی که حکم را صادر کرده بودند مشکلاتی برای شان به وجود آمد و دچار بلا شدند.علامه العمری در یکی از این جریان ها سال ها پیش با انتشار اعلامیه هایی در دفاع از شیعیان و حقوق آنها در عربستان و به ویژه شهر مدینه بین اقشار مختلف مردم، به اصرار وهابی ها به زندان افتاد و دادگاه سعودی وی را به اعدام محکوم کرد، اما علامه العمری از اعدام جان سالم به در برد.
وی خاطره آن حادثه را اینچنین تعریف کرده است: «همه چیز دست به دست هم داد تا من را اعدام کنند و پس از چندماه زندانی شدن سرانجام روز اعدام فرا رسید؛ من را در ملأ عام و مقابل هزاران شیعه و برخی عاملان حکومت به پای چوبه دار بردند و طناب را به گردنم انداختند؛ به حضرت زهرا (س) توسل کرده و زیر لب با خودم گفتم: یا حضرت زهرا من فقط برای دفاع از شما و آبروی شما به پای چوبه دار آمده ام. یاری ام کن! وقتی طناب دار را کشیدند پس از حدود 30 ثانیه طناب پاره شد و من بیهوش شدم و دیگر چیزی از آن لحظه هم بیاد نمی آورم و وقتی به هوش آمدم 35 روز گذشته بود و در یکی از بیمارستان های مدینه بستری بودم و فهمیدم نجات یافته ام.»
شیرازی در ادامه صحبت هایش درباره علامه العمری از حمایت او از انقلاب اسلامی و همچنین کمک وی به شیعیان لبنان در جنگ 33 روزه نیز یاد می کند سرانجام این عالم ربانی در اثر جمع شدن آب در کبدش به کما رفته و به دیدار حق شتافت.


منبع : http://www.sobhesadegh.ir


نویسنده : شَــریــد
تاریخ : جمعه 27 اسفند‌ماه سال 1389