الهی نصیرمان باش تا بصیر گردیم، بصیرمان کن تا از مسیر بر نگردیم و آزادمان کن تا اسیر نگردیم

احیاگر حوزه علمیه مشهد ؛ آیت اله سید محمد هادی میلانی (ره)

آیت‌الله العظمی سید محمد هادی حسینی میلانی از مراجع تقلید در هفتم محرم ۱۳۱۳ ه‍.ق (۹/۴/۱۲۷۴ ش) در خاندان بزرگ علمی در نجف به دنیا آمد. پدرش آیت‌الله سید جعفر میلانی شاگرد و داماد آیت‌الله محمد حسن ممقانی بود.یای مادری آیه الله میلانی آیه الله شیخ محمد حسین مامقانی (متوفی به سال 1223 ق.) شاگردان شیخ مرتضی انصاری و شیخ مهدی آل کاشف الغطا است که خود از فقهای بزرگ اوایل قرن چهاردهم ق. به شمار می‎رفت

افشاگری های تازه پزشکان بحرینی از شکنجه و ارعاب در زندان

و در دوران زندگی به زهد و پارسایی شهرت داشت.  آیت‌الله میلانی در سنین کودکی پدرش را از دست داد. ااولین مکتب تربیتی سید محمد هادی دامان مادری از خاندان علم و فضیلت و پدر فرزانه و عالم وی بود.یشان تا ۱۲ سالگی مقدمات معارف دینی را نزد میرزا ابراهیم همدانی و ملا حسن تبریزی و دیگران خواند. دوره سطح را نزد شیخ ابراهیم سالیانی، سید جعفر اردبیلی، حاج میرزا علی ایروانی و شیخ ابوالقاسم ممقانی فرا گرفت. آن‌گاه به درس خارج و فقه و اصول آیات عظام شریعت اصفهانی، نائینی، محمد حسین اصفهانی و آقای ضیاء‌الدین عراقی حاضر گردید و به مرتبه اجتهاد نایل آمد. هم‌چنین فلسفه و کلام را از محضر محمد حسین اصفهانی و شیخ جواد بلاغی آموخت.بعدها نیز همواره با اساتید تفسیر به ویژه با مفسر بزرگ علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان مباحثه و مناظره داشت. وی تفسیر را در کنار فقه و اصول تدریس می‎کرد و محصلین علوم دینی را با قرآن، این منبع جوشان فیض الهی آشنا می‎ساخت. و این روش را که نشانه‎ای از عشق ایشان به قرآن بود همواره در زندگیش حفظ کرده بود.ایشان هشت سال نیز در علوم حدیث با آیه الله شیخ علی قمی مباحثه و مذاکره داشت و نسخه کتاب وسایل الشیعه خود را با نسخه‎ای که به خط شیخ حر عاملی بود، مقابله کرده است


مهاجرت به کربلا
آیه الله میلانی هیجده سال در کربلا اقامت داشت و در این مدت شاگردان فراوانی را تربیت کرده است. بزرگانی چون آیات و حجج اسلام: حاج شیخ حسین وحید خراسانی، سید ابراهیم علم الهدی سبزواری، سید عباس صدر، حاج سید حسین شمس، حاج شیخ محمد رضا مهدوی دامغانی، شیخ محمد تقی جعفری، مهدی نوقانی، محمود کلباسی، کاظم مدیر شانه چی، سید نور الدین میلانی، سید محمد شیرازی، شیخ محمد تقی عندلیب سبزواری، سید محمد باقر حجت طباطبایی، محمد علی علمی، سید ابراهیم مهاجریان طبسی از شاگردان بر جسته ایشان هستند که بعضی اجازه روایتی از ایشان نیز داشته‎اند.
  


:: ادامه مطلب
نویسنده : شَــریــد
تاریخ : پنج‌شنبه 17 مرداد‌ماه سال 1392
سالک الی الله ؛ آیت الله سید رضا بهاءالدینی (ره)

آیت‌الله سید رضا بهاءالدینی‌ درنهمین روز از فروردین ماه  1287 ش‌ (1327 هجری قمری) در شهر مقدس‌ قم‌ به‌ دنیا آمد. پدرش‌ سید صفی‌الدین‌ از علمای‌ بزرگ‌ زمان‌ خود بود که‌ به‌ خاطر اندوخته‌ی‌ ذهنی‌ سرشارش‌ به‌ «کشف‌الآیات‌» علما معروف‌ بود. مادرش‌ نیز فاطمه‌ سلطان‌، از نوادگان‌ صدرالمتألهین‌ شیرازی‌ (ملاصدرا) بود. نویسنده کتاب آیت بصیرت از قول ایشان نقل کرده است :«... یک ساله که بودم افراد پاک طینت و نیکو سرشت را دوست داشتم و علاقه ای قلبی به آنان پیدا می کردم. خیر و شر را می فهمیدم و اهل آن را می شناختم. در همان ایام بود که بین انسانهای خیر و نیکوکار و افراد شرور و طغیانگر فرق می گذاشتم. در بیانی فرمودند:« خداوند از دو سالگی معرفتش را به ما داد. »

 

سیدرضا چون به دو سالگی رسید به مکتب خانه پای گذاشت. حمد و سوره، اذان و اقامه، و سپس قرائت قرآن را یاد گرفت و آن گاه خواندن و نوشتن را آغاز کرد. در شش سالگی دوره مکتب تمام شد و برای آموختن درس های دیگر به مکتب دیگری رفت تا در این محل نصاب الصبیان و سایر کتاب های مرسوم آن دوره را بیاموزد.

ایشان در مورد رویای ملکوتی خود فرمودند : در کنار رفتن به مکتب، با بچه ها الک دو لک (چوب بازی) می کردیم. در همان ایام و در هنگامی که هفت سال بیشتر نداشتم، شبی در خواب دیدم مشغول بازی هستم. سید بزرگواری جلو آمد و به تمامی بچه ها پول و شکلات داد، همه خوشحال شدند اما چیزی به من نداد و گفت : نه، به این نمی دهم ! چون بچه است و اهل بازی از شدت ناراحتی از خواب پریدم. مدتی فکر کردم. ناگاه احساس نمودم که قرار است خیری به بنده برسد اما بازی در کوچه مانع آن است. از همان زمان تصمیم گرفتم در کوچه بازی نکنم و چنین هم کردم.

 در مورد تحصیل در حوزه علمیه قم می فرمودند:« در همان هفت هشت سالگی بودم که حاج شیخ عبدالکریم حائری آمد تا به مشهد برود.در ایوان طلای ( حرم حضرت معصومه سلام الله علیها ) نماز می خواند. رفت و در مراجعت توافق شد در قم بماند.ما در آن سنین در مدرسه رضویه علیه السلام بودیم. برای خواندن مغنی به مدرسه فیضیه آمدیم. آنوقت درس آشیخ محمد علی ادیب می رفتیم و اینها همه قبل از آمدن حاج شیخ بود. »

سیدرضا تا حدود 12سالگی مشغول به تحصیل ادبیات عرب و مقدمات بود و در این سن، نزد مرحوم آیت الله حائری یزدی امتحان داد. موفقیت چشمگیر او در این امتحان، موجب آشنایی و توجه آیت الله حائری به ایشان شد: «وقتی ما در مدرسه ی فیضیه و در حجره بودیم، با اینکه منزل ما قم بود همین محله ای که الآن هستیم، ولی یکبار حساب کردیم دیدیم یکسال شده که به منزل نرفته ایم. آنقدر سرگرم تحصیل و تدریس بودیم که به فکر منزل نمی افتادیم و هر وقت پدر و مادر و اقوام می خواستند از ما دیدنی بکنند به مدرسه می آمدند. چنان عشق و علاقه ای به تحصیل داشتم که زندگی ام کتاب بود و همنشینم، درس و بحث و مطالعه، با هیچ جلسه ای و برنامه ای به اندازه ی مجلس درس، انس نداشتم. بطوریکه در سن نوجوانی، روزانه حدود 16ساعت کار درسی می کردم. به کارهای فکری شوق بسیار داشتم بطوریکه لحظه ای نمی آسودم و همیشه فکرم مشغول بود.».




:: ادامه مطلب
نویسنده : شَــریــد
تاریخ : پنج‌شنبه 27 تیر‌ماه سال 1392
آیین همسرداری در سیره بزرگان تشیع

امام صادق (علیه السلام) می فرماید:((خَمْسٌ مَنْ لَمْ تکُن فِیهِ لَمْ یَکُنْ فِیهِ کَثِیرُ مُسْتَمْتَعٍ قِیلَ وَ مَا هُنَّ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ؟ قَالَ(صلی الله علیه و آله و سلم) الدِّینُ وَ الْعَقْلُ وَ الْحَیَاءُ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ وَ حُسْنُ الْأَدَبِ وَ خَمْسٌ مَنْ لَمْ تکُن فِیهِ لَمْ یَتَهَنَّأِ الْعَیْشُ: الصِّحَّةُ وَ الْأَمْنُ وَ الْغِنَاءُ وَ الْقَنَاعَةُ وَ الْأَنِیسُ الْمُوَافِقُ))(93) پنج چیز است که اگر کسی آنها را دارا نباشد کثیری از بهره مندی ها(و داراییها ) را ندارد.گفته شد چیست آنها یابن رسول الله؟حضرت فرمود: دین، عقل، حیا،حسن خلق و حسن ادب در ادامه فرمودند: پنج چیز است که اگر کسی آنها را دارا نباشد زندگی اش به کام نباشد؛ سلامتی، امنیت، بی نیازی، قناعت و انیسی که موافق اوست.اگردو رکن خانواده ای این صفات دهگانه را داشته با شند مصداق این حدیث شریف شده وخانواده ای کامل هستند.

سیره امام خمینی (ره)

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif  خوش خُلقی با همسر : همسر، فرزندان و خدمت گزارانی که سالیانی دراز در کنار امام خمینی بودند، همگی به حُسن رفتار امام راحل در محیط خانواده گواهی داده اند. همسر امام در این باره می گوید:

امام، احترام ویژه ای برای من قائل بودند و حتی در اوج عصبانیت نیز هرگز نسبت به من بی احترامی و اسائه ادب نمی کردند. همیشه جای خوب را به من تعارف می کردند و همیشه تا من سر سفره نمی آمدم، شروع به خوردن غذا نمی کردند. به بچه ها هم می گفتند: صبر کنید تا خانم بیاید.

امام خمینی در بیان قدردانی از همسر خویش چنین گفته است: «فداکاری ای که خانم در زندگی کرده اند، هیچ کسی نکرده است. همسر امام در پاسخ به این پرسش که امام چگونه همسری است و در طول سال های زندگی با شما چگونه رفتار کرده است، می گوید:رفتار ایشان با من، بسیار خوب بوده است. من از ایشان، خیلی راضی هستم. همیشه احترام مرا داشته اند. هیچ وقت با تندی صحبت نمی کنند. اگر لباس و حتی چای بخواهند، می گویند: ممکن است، بگویی به من فلان لباس را بدهند! حتی گاهی خودشان چای خودشان را می ریزند. امام، محیط زندگی را و احترام به همسر و فرزندان را، بخشی از سلامت و سعادت جامعه آینده می دانند.حضرت امام [کارهای خانه] جارو کردن و ظرف شستن و حتی شستن روسری بچه خودمان را هم وظیفه من نمی دانستند و اگر به جهت نیاز گاهی به این کارها دست می زدم، ناراحت می شدند و آن را به حساب نوعی اجحاف نسبت به من می گذاشتند.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif  خانم فریده مصطفوی، دختر امام تأکید می کند:«هیچ وقت ما ندیدیم ایشان[امام] به خانم بگویند «فلان کار را انجام بده» و یا حتی «یک چای برای من بریز»... خیلی به ایشان[مادرم] اظهار محبّت و علاقه می کردند و مقید بودند این اظهار محبّت و علاقه را جلوی ما فرزندان هم علنی کنند. امام احترام فوق العاده برای خانم قائل بودند... در طول شصت سال زندگی، هیچ وقت یک لیوان آب از خانم نخواستند...



:: ادامه مطلب
نویسنده : شَــریــد
تاریخ : یکشنبه 5 شهریور‌ماه سال 1391
جایگاه حضرت فاطمه در کتب عالمان اهل سنت (۳)

جایگاه حضرت زهرا (س) در احادیث عالمان اهل سنت 


جایگاه حضرت فاطمه (س)در کلام پیامبر اکرم (ص)

 قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (إذا کانَ یَوْمُ القیامَةِ نادى مُنادٍ: یا أَهْلَ الجَمْعِ غُضُّوا أَبْصارَکُمْ حَتى تَمُرَّ فاطِمَة) .
(روز قیامت یک صدائی بلند میشود که : إی مردم غضّ بصر کنید که فاطمة (س) میخواهد عبور کند) .کنز العمّال ج 13 ص 91 و 93/ منتخب کنز العمّال بهامش المسند ج 5 ص 96/ الصواعق المحرقة ص 190/ أسد الغابة ج 5 ص 523/ تذکرة الخواص ص 279/ ذخائر العقبى ص 48/ مناقب الإمام علی لابن المغازلی ص 356/ نور الأبصار ص 51 و 52/ ینابیع المودّة ج 2 باب 56 ص 136. 

 قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (کُنْتُ إذا اشْتَقْتُ إِلى رائِحَةِ الجنَّةِ شَمَمْتُ رَقَبَةَ فاطِمَة) 
( اگر به بوی بهشت اشتیاق میکردم فاطمه را بو میکردم ) .منتخب کنز العمّال ج 5 ص 97/ نور الأبصار ص 51/ مناقب الإمام علی لابن المغازلی ص 360. 

 قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (حَسْبُک مِنْ نساءِ العالَمیَن أَرْبَع: مَرْیمَ وَآسیَة وَخَدیجَة وَفاطِمَة) .
( از زنان عالم 4 نفر بهترینانند : مریم وآسیه وخدیجه وفاطمه (س) ) .مستدرک الصحیحین ج 3 باب مناقب فاطِمَة ص 171/ سیر أعلام النبلاء ج 2 ص 126/ البدایة والنهایة ج 2 ص 59/ مناقب الإمام علی لابن المغازلی ص 363. 

 قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (ما رَضِیْتُ حَتّى رَضِیَتْ فاطِمَة) . 
( هیج گاه راضی نشدم تا فاطمه راضی میشد ) .مناقب الإمام علی لابن المغازلی: ص 342. 

 قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (یا عَلِیّ إِنَّ اللّهَ أَمَرَنِی أَنْ أُزَوِّجَکَ فاطِمَة) .
( یا علی , خدا به من دستور داد تا تو را به ازدواج فاطمه درآورم ) .الصواعق المحرقة باب 11 ص 142/ ذخائر العقبى ص 30 و 31/ تذکرة الخواص ص 276/ مناقب الإمام علی من الریاض النضرة ص141/ نور الأبصار ص53. 

 قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (أَحَبُّ أَهْلِی إِلیَّ فاطِمَة) .
( فاطمه محبوب ترین أهل من است نزد من ) .الجامع الصغیر ج 1 ح 203 ص 37/ الصواعق المحرقة ص 191/ ینابیع المودّة ج 2 باب 59 ص 479/ کنز العمّال ج 13 ص93. 

 قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (أَوَّلُ مَنْ یَدْخُلُ الجَنَّةَ: عَلیٌّ وَفاطِمَة) .
( اولین کسی که وارد بهشت میشود : علی وفاطمه هستند ) .نور الأبصار ص 52/ شبیه به آن در کنز العمّال ج 13 ص 95. 

 قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (أُنْزِلَتْ آیَةُ التطْهِیرِ فِیْ خَمْسَةٍ فِیَّ، وَفِیْ عَلیٍّ وَحَسَنٍ وَحُسَیْنٍ وَفاطِمَة) .
( آیه تطهیر بر 5 نفر نازل شد , بر من وعلی وحسن وحسین وفاطمه (علیهم السلام) ) .إسعاف الراغبین ص 116/ صحیح مسلم، کتاب فضائل الصحابة. 

 قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (المَهْدِیِ مِنْ عِتْرَتی مِنْ وُلدِ فاطِمَة) .
( مهدی أز عترت من أز ولد فاطمه میباشد ) . الصواعق المحرقة ص237. 



:: ادامه مطلب
نویسنده : شَــریــد
تاریخ : شنبه 2 اردیبهشت‌ماه سال 1391
جایگاه حضرت فاطمه در کتب عالمان اهل سنت (۲)

جایگاه حضرت زهرا (س) در قرآن از منظر تفاسیر عالمان اهل سنت 


بر اساس منابع تفسیری و حدیثی اهل سنت، تقریباً صد و سی و پنج آیه در چهل و نه سوره به نوعی درباره حضرت فاطمه(س) است. البته این تعداد غیر از آیاتی است که در منابع شیعه ذکر شده است. دو سوره، یعنی دهر و کوثر هم به طور کامل در شأن فاطمه(س) نازل شده است.
 همه آیات و سوره های نازل شده در این باره در چهار دسته جای می گیرد:
 1. اسباب نزول: یعنی آیاتی که حضرت فاطمه(س) سبب نزول آن بوده است.
 2. شأن نزول: یعنی آیاتی که در شأن آن حضرت نازل شده است.
 3. جری و تطبیق: یعنی آیاتی که حضرت فاطمه(س) به عنوان مصداقی از آن اراده شده است.
 4. بطن: یعنی آیاتی که حضرت فاطمه(س) به عنوان باطن آن مورد نظر است.

سوره ها و آیاتی که حضرت فاطمه(س) سبب نزول آنهاست
از مجموع چهار آیه ای که در این باره در روایات اهل سنت آمده است، یعنی آیات تطهیر، اعطا، ایثار و تجاره، بحث را پیرامون سه آیه اول متمرکز می کنیم. البته باید یادآوری کنم که سوره دهر هم سبب نزولش فاطمه(س) است، 

 1. آیه تطهیر 
 إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّـهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا؛(جز این نیست که خداوند می خواهد پلیدی را از شما اهلبیت(ع) دور کند و شما را به راستی پاک سازد.)
 بر اساس روایات بسیار از فریقین، که از صحابه و تابعین به حد تواتر رسیده است، آیه تطهیر در شأن اصحاب کساء نازل شده است. بررسی روایات فریقین نشان می دهد که فاطمه(س) سبب نزول این آیه است. این آیه بر طهارت و عصمت اصحاب کساء دلالت تام دارد.
 ابوسعید خدری از ام سلمه چنین روایت کرده است: 
 آیه تطهیر در خانه من نازل شد. من بر در خانه نشسته بودم. گفتم: ای رسول خدا، من از اهلبیت(ع) نیستم؟ فرمود: تو بر خیر و نیکی هستی ، تو از همسران پیامبر هستی. گفت: و در منزل، رسول خدا، علی، فاطمه، حسن و حسین بودند.

دیدگاه برخی از دانشمندان اهل سنت
 این افراد، فقط اهلبیت(ع) را اصحاب کساء می دانند:
 جمهور اهل سنت، امام شافعی، احمدبن حنبل، محمدبن سوره، امام طحاوی، شوکانی، شبلنجی، حاکم نیشابوری،سخاوی، محب الدین طبری، حافظ گنجی، قسطلانی، حاکم حسکانی، توفیق ابوعلم، امام ثعلبی، احمدبن محمد الشامی،ابن صباغ، ابومنصور ابن عساکر شافعی، حمزاوی،سمهودی،ملاعلی قاری،امام مجدالدین فیروزآبادی، ابن حجر هیثمی، ابوبکر الحضرمی،محمد جسوس،ابوبکر النقاش، ابن مردویه، ابن بلبلان، حکمت یاسین، دکتر بیومی مهران، شیخ سندی و رفاعی. 
 همچنین بسیاری از مفسران، محدثان، رجالیان و بزرگان اهل سنت به صحت حدیث کساء اعتراف نموده اند. ابن جریر طبری شانزده روایت، طحاوی شانزده روایت، احمد طبری شانزده روایت، سیوطی پانزده روایت، ابن مردویه نوزده روایت و ابی حاتم هشت روایت آورده اند که همه دلالت بر شأن نزول آیه تطهیر درباره اهل کساء دارند.
 حدیث کساء از بیش از چهل نفر از اهلبیت(ع) و صحابه کرام با مضامین مختلفی نقل شده است. حاکم حسکانی در شواهد التنزیل تقریباً 138 حدیث به طرق مختلف از چهارده نفر از صحابه، نقل کرده و تنها از ام سلمه همسر پیامبر، به 69 طریق مختلف این حدیث نقل نموده است. همین طور ابن مردویه می گوید: در بیش از صد طریق آمده است که آیه تطهیر درباره علی ، فاطمه(س)، حسنائمه(ع) و حسین نازل شده است. 
 امام فخر رازی (م604 ق) و نیشابوری (م728 ق)و ابوبکر حضرمی ادعای اجماع اهل تفسیر و حدیث بر صحت حدیث کساء نموده اند . دیدگاههای دیگری نیز از بزرگان اهل سنت در این باره وجود دارد که برای رعایت اختصار از ذکر آنها خودداری می کنیم.



:: ادامه مطلب
نویسنده : شَــریــد
تاریخ : دوشنبه 28 فروردین‌ماه سال 1391
جایگاه حضرت فاطمه در کتب عالمان اهل سنت (1)

جایگاه فاطمه علیها السلام در بیان عالمان اهل سنت


 دانشمندان اهل سنت در شأن حضرت فاطمه علیها السلام سخن فراوان گفته‌اند. در این جا به مختصری از این سخنان اکتفا می شود:
 
سیوطی: « ما عقیده داریم که برترین زنان عالم، مریم و فاطمه هستند».

افشاگری های تازه پزشکان بحرینی از شکنجه و ارعاب در زندان

 شنقیطی: «همانا سروری فاطمه زهرا، از جانب دین اسلام امر واضح و روشنی است وبر کسی پوشیده نیست، زیرا وی پاره تن پیامبر است وآن چیزی که زهرا را آزار دهد، پیامبر را می آزارد و آن چه که زهرا را نارحت کند، پیامبر را ناراحت می کند. همان طورکه درحدیث صحیح از پیامبر نقل شده و هر دو حدیث از مسور بن مخرمه آمده است که: شنیدم از رسول خدا که بالای منبر بود و می فرمود : فاطمه پاره تن من است آن چه که فاطمه را آزار دهد ، مرا آزار می دهد و آن چه که او را ناراحت کند، مرا ناراحت می کند».

 آلوسی: « فاطمه از همه زنان گذشته و آینده برتر است ». با این حدیث برتر بودن فاطمه علیها السلام بر تمام زنان ثابت می شود، زیرا او روح و روان رسول خداست از این رو بر عایشه نیز برتری می‌یابد».
 
سهیلی: وی بعد از نقل حدیث معروف « فاطمةٌ بضعةٌ منی » می گوید :« من هیچ کس را مساوی با بضعة رسول الله نمی دانم ».
 ابن الجکنی: « بنابر قول صحیح‌تر فاطمه از همه زنان افضل است».

 
توفیق ابوعلم: «در عظمت شأن و رفعت مقام ارجمند او، همین بس که تنها دختر بزرگوار پیامبر صلی الله علیه واله و همسر گرامی امام علی بن ابی طالب ـ کرم الله وجهه ـ و مادر حسن و حسین است. زهرا، همان بانویی که میلیون ها آدمی را چشم و دل به سوی اوست و نام گرامی‌اش بر زبان ایشان است. زهرا، آن شهاب نور افشان آسمان نبوت و اختر فروزان فلک رسالت و بالاخره، آن والاترین بانوی آفرینش. اما همه این تعبیرات، جز بخشی اندک از دنیای فضیلت و شرافت او را آیینه داری نمی کند و جز مختصری از فضایل و مناقب او را نمایش گر نیست».
 
ابن اثیر : از جمله پرهیزکارترین برگزیدگان و برگزدیده ترین پرهیزکاران، فاطمه سلام الله علیها، سید بتول، پاره ی تن و شبیه رسول است.

 دکتر على ابراهیم حسن : زندگانى حضرت فاطمه صفحه‏ى برجسته‏اى از صفحات تاریخ را تشکیل داده است، در آن صفحه چهره‏هاى گوناگونى از بزرگى و عظمت را مشاهده مى‏کنیم، او همچون بلقیس یا کلئوپاترا نیست که عظمت خود را از تخت بزرگ و ثروت کلان و زیبائى کم‏نظیر خود داشته‏اند، و شهامتش در اعزام و رهبرى لشکرها و فرماندهى بر مردان است، بلکه ما در مقابل شخصیتى قرار گرفته‏ایم توانسته است هاله‏اى از حکمت و شکوه را بر پهنه‏ى گیتى بگستراند حکمتى که به کتابها و فلاسفه و دانشمندان برنمى‏گردد، بلکه تجربه‏هائى است از روزگار مملو از دگرگونیها و پیش‏آمدهاى ناگهانى، شکوهى که از فرمانروائى و ثروت برنخاسته بلکه از درون روح و اعماق جان او نشأت گرفته است...

 دکتر بنت الشاطی : فاطمه سلام الله علیها به ام ابیها ملقب شده و محبوب ترین افراد نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم بود.



:: ادامه مطلب

نویسنده : شَــریــد
تاریخ : جمعه 25 فروردین‌ماه سال 1391
سالروز درگذشت سیّد العلماء الرّبَّانیّین ؛ آیت اله سید علی قاضی طباطبائی (ره)

حاج سید علی آقا قاضی فرزند حاج سید حسین قاضی است. ایشان در سیزدهم ماه ذی الحجة الحرام سال 1282هـ.ق. از بطن دختر حاج میرزا محسن قاضی، در تبریز متولد شد و او را علی نام نهادند، بعد از بلوغ و رشد به تحصیل علوم ادبیه و دینیه مشغول گردید و مدتی در نزد پدر بزرگوار خود و میرزا موسی تبریزی و میرزا محمد علی قراچه داغی درس خواند.ایشان در سال 1308هـ.ق. در سن 26 سالگی به نجف اشرف مشرف شد و تا آخر عمر آن جا را موطن اصلی خویش قرار داد.آیت الله سید علی آقا قاضی از زمانی که وارد نجف اشرف شد، دیگر از آنجا به هیچ عنوان خارج نشد مگر یک بار برای زیارت مشهد مقدس حدود سال 1330هـ ق به ایران سفر کرد و بعد از زیارت به طهران بازگشت و مدت کوتاهی در شهرری در جوار شاه عبدالعظیم اقامت گزید.


آیت اله سید علی قاضی طباطبائی

پس از اقامت در نجف، تحصیلات خود را نزد اساتیدی از جمله فاضل شربیانی، شیخ محمد ممقانی، شیخ فتح الله شریعت و آخوند خراسانی ادامه داد، و در سن ۲۷ سالگی به درجه اجتهاد نائل شد. او همچنین نزد آیت‌الله شیخ محمد بهاری و آیت‌الله سید احمد کربلایی که هر دو از شاگردان مبرز ملا حسینقلی همدانی بودند به کسب مکارم اخلاقی و علوم عرفانی پرداخت. آقازاده سید علی آقا قاضی نقل می کند: « ... میرزا علی آقا قاضی بسیار از استادش میرزا حسین خلیلی یاد می کرد و او را به نیکی نام می برد و من ندیدم کسی مثل این استادش او را در شگفتی اندازد و هر وقت نام این استاد نزدش برده می شد به او حالت بهت و سکوت دست می داد و غرق تأملات و تفکرات می شد! »

ایشان از جوانی به دنبال تزکیه و تهذیب نفس و کسب معنویت و معارف بلند اسلام بود و در این راه چهل سال صبر و مجاهده کرد و چهل سال درد طلب و عشق، آرام و قرار و خواب و خوراک را از وی ربوده بود. آیت الله قاضی به این زودی ها خسته نمی شود. و می گوید: « هر چه بادا باد، در بحر جنون پا می زنم، امشب کشفی نصیبم شد شد، نشد نشد، امشب خوابی دیدم دیدم، ندیدم ندیدم، من کشف نمی خواهم تمام این مدت چهل سال آن هم برای زرق و برق و کشف و کرامتی چند، نه! من معرفت خودش را می خواهم، من خودش را می خواهم. » . آیت اله قاضی برای ادای نماز مغرب و عشاء به حرم حضرت ابوالفضل میروند.آیت الله نجابت می گوید:« تکبیره الاحرام را که می گوید، می بیند که وضع در اطراف حرم حضرت ابوالفضل علیه السلام به طور کلی عوض می شود، آن گونه که نه چشمی تا به حال دیده و نه گوشی شنیده و نه به قلب بشری خطور کرده است ...... آری و بالاخره درهای آسمان برایش گشوده و فتح باب می شود. می گوید: « آن چه را می خواستم، تماماً بدست آوردم و امام حسین علیه السلام در را به رویم گشود»


شاگردان از استاد می گویند ..

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif استاد علاّمه‌ طباطبائی می‌فرمودند: چون‌ به‌ نجف‌ اشرف‌ برای‌ تحصیل‌ مشرّف‌ شدم‌، از نقطۀ نظر قَرابت‌ و خویشاوندی‌ و رَحِمیّت‌ گاهگاهی‌ بمحضر مرحوم‌ قاضی‌ شرفیاب‌ می‌شدم‌؛ 

« انسان هیچ وقت نباید مأیوس شود و از دیر کرد نتیجه نباید دست از سیر و سلوک بردارد زیرا ممکن است کسی با ناخن زمین را بخراشد و سپس ناگهان به اندازه گردن شتر آب زلال و روان جاری شود. »

 تا یک‌ روز درِ مدرسه‌ای‌ ایستاده‌ بودم‌ که‌ مرحوم‌ قاضی‌ از آنجا عبور می‌کردند، چون‌ بمن‌ رسیدند دست‌ خود را روی‌ شانۀ من‌ گذاردند و گفتند: «ای‌ فرزند! دنیا می‌خواهی‌ نماز شب‌ بخوان‌؛ و آخرت‌ می‌خواهی‌ نماز شب‌ بخوان‌!»این‌ سخن‌ آنقدر در من‌ اثر کرد که‌ از آن‌ ببعد تا زمانیکه‌ به‌ ایران‌ مراجعت‌ کردم‌ پنج‌ سال‌ تمام‌ در محضر مرحوم‌ قاضی‌ روز و شب‌ بسر می‌بردم‌؛ و آنی‌ از ادراک‌ فیض‌ ایشان‌ دریغ‌ نمی‌کردم‌. و از آن‌ وقتیکه‌ بوطن‌ مألوف‌ بازگشتم‌، تا وقت‌ رحلت‌ استاد پیوسته‌ روابط‌ ما برقرار بود و مرحوم‌ قاضی‌ طبق‌ روابط‌ استاد و شاگردی‌ دستوراتی‌ می‌دادند و مکاتبات‌ از طرفین‌ برقرار بود.ایشان‌ می‌فرمودند: «ما هر چه‌ داریم‌ از مرحوم‌ قاضی‌ داریم‌.»علامه طهرانی می فرماید: « ایشان [یعنی علامه طباطبائی] نام «استاد» را فقط بر او می بردند و هر وقت «استاد» به طور اطلاق می گفتند، مراد مرحوم قاضی بود؛ و گویا در مقابل قاضی تمام اساتید دیگر با وجود آن مقام و عظمت علمی، کوچک جلوه می کردند. 



:: ادامه مطلب
نویسنده : شَــریــد
تاریخ : یکشنبه 9 بهمن‌ماه سال 1390