X
تبلیغات
رایتل
تـلـاش کنـیـم بـرای گـمـنـامـی
 
 


الهی نصیرمان باش تا بصیر گردیم، بصیرمان کن تا از مسیر بر نگردیم و آزادمان کن تا اسیر نگردیم

نقش آیت الله ملا علی کنی (ره) در نگهبانی از دین و مبارزه با استعمار در دوران قاجاریه

ملا علی کنی فرزند میرزا قربانعلی آملی در سال 1220 هجری قمری در محله «کَن» واقع در شمال غرب تهران دیده به جهان گشود.ایشان در پایان کتاب «توضیح المقال فی علم الرجال» می‌نویسد: «نام من علی متولد 1220 قمری در قریه‌ای نزدیک تهران به نام کن (به تشدید نون) که در دامنه‌ی کوهی قرار گرفته و عرب‌ها دامنه‌ی کوه‌ها را «کن» می‌نامند چنان که خداوند در قرآن می‌فرماید: «و جعل من الجبال اکناناً.»ایشان پس از سعی و تلاش در مکتب، در اندیشه حضور در حوزه علوم دینی بود، لیکن با مخالفت خانواده‌اش روبرو گردید و در آغاز به صورت مخفیانه به درس مشغول شد اما به دلیل مخالفت خانواده اش تا سن بیست سالگی نتوانست به آرزوی خود برسد.

ملا علی کنی (ره)

سرانجام پس از گذشت بیست سال از سن ملا علی کنی – که با پایداری زیاد و وساطتت افراد مختلف همراه بود – توانست رضایت والدین خود را کسب کند، او بی درنگ به منظور ورود به حوزه علمیه تهران بار سفر بر بست و از خاندان و روستای کن خداحافظی کرد.طلبه جوان، پس از ورود به تهران، در مدرسه مروی که از بهترین مدارس علوم دینی بود مستقر گردید و با پیگیری تمام، دروس مقدماتی خویش را تکمیل و فقه و اصول را که از درسهای سطوح عالی به شمار می آیند – نزد اساتید آن حوزه شروع کرد و پس از مدتی درس و بحث، این شهر را ترک کرد و از آن جا به اصفهان رفت و در آن شهر از محفل درس استادی چون سید اسدالله اصفهانی (متوفی 1290 ق) استفاده کرد . سپس آماده سفر به نجف اشرف شد تا از ذخایر گران سنگ آن حوزه بهره برد. اساتید بنام و معماران علمی و معنوی «کنی» در حوزه نجف عبارت بودند از: شیخ محمدحسن نجفی معروف به صاحب جواهر (متوفی 1266 ق)، شیخ حسن کاشف الغطاء (متوفی 1262 ق) شیخ مشکور حولاوی نجفی (متوفی 1273 ق). در کنار حوزه نجف، حوزه علمیه کربلا نیز جایگاه پرورش دانش طلبان بود. شیخ علی کنی در جوار آستان مقدس حضرت امام حسین علیه السلام از محضر دو استاد برجسته‌ای چون شریف العلماء مازندرانی (متوفی 1245 ق) و سید ابراهیم قزوینی معروف به صاحب ضوابط (متوفی 1262 ق) کسب فیض کرد و دوره عالی فقه و اصول را گذراند.در سال 1244 هـ. ق طاعون مرگباری در عراق پدیدار شد و جان هزاران مرد و زن شهر و روستای آن کشور را گرفت.بسیاری از مردم برای در امان ماندن از بیماری، خانه و کاشانه خود را ترک کردند و به طور موقت به مکانهای امن روی آوردند.علما و طلبه های نجف و کربلا نیز بناچار شهر را ترک کردند و مدتی از درس و تحصیل بازماندند. شیخ علی کنی نیز از آن جمله بود که در طول زمان شیوع این بیماری خارج از حوزه به سر می برد . او با پایان طاعون در سال 1246 به نجف اشرف بازگشت و به تکمیل درسهای خویش پرداخت.زمانی که او به نجف وارد شد خبر ارتحال استاد فرزانه اش، شریف العلماء مازندرانی – که در اثر ابتلا به طاعون به دیار حق شتافته بود – وی را به غم و سوگ نشاند؛ حادثه ای که حوزه های علمی را تکان داد. دوستان هم حجره‌ای او در حوزه علمیه نجف عبارت بودند از ملا علی خلیلی (متوفی 1297 ق)، شیخ عبدالحسین تهرانی (متوفی 1286 ق) و سید زین العابدین طباطبایی حائری (متوفی 1292 ق).آقای طباطبایی حائری از دوران سخت تحصیل چنین یاد می‌کند: «در ایام طلبگی که به نجف اشرف آمده بودم من و آقای شیخ عبدالحسین شیخ العراقین و آخوند ملا علی کنی در یک حجره از مدارس حوزه علمیه در نهایت فقر و فاقه بسر می‌بردیم و فقیرتر از همه حاجی کنی بود که هر هفته یک شب به مسجد سهله می‌رفت و از گوشه و کنار مسجد ـ‌‌ بدون این که کسی بفهمد ـ نان خشک جمع می‌کرد و به مدرسه می‌آورد و گذران هفته را از آن ها می‌کرد!».

 

 حاج شیخ علی کنی در سفری که به مکه مکرمه و مدینه منوره انجام داد در راه بازگشت، به همراه میرزا محمدحسن شیرازی (میرزای بزرگ) به سوی شام آمده، تا بارگاه حضرت زینب علیهاالسلام را زیارت کند و آن دو وقتی به حرم مطهر وارد شده از غربت آن مکان بسیار متأثر گردیدند زیرا گرد و غبار زیادی بر آستان مبارک و اطراف ضریح نشسته بود.به سرعت دست بکار شده، به نظافت آن جا پرداختند و با گوشه عبای خویش خاک و خاشاک را از حرم و ضریح مطهر زدودند و آن جا را تمیز کردند. شیخ مرتضی انصاری (متوفی 1281 ق) نیز از دوستان نزدیک کنی بود. او پیرامون زهد و دوری از زخارف و دلبستگی‌های دنیا که در زندگی شیخ انصاری به چشم می‌خورد، چنین می‌گوید: «حدود بیست سال در کربلا با او دوست و معاصر بودم. اثاثیه‌ای جز یک عمامه نداشت که آن را شب های تابستان فرش خویش قرار می‌داد و هنگامی که از محل سکونت بیرون می‌رفت آن را عمامه سر خویش می‌کرد»

بازگشت به ایران

ملا علی کنی در سال 1262 هـ. ق عراق را ترک گفت و وارد ایران شد. او پس از انجام زیارت مشهد، راهی تهران شد. هر روز که از حضور حاجی کنی در شهر تهران می گذشت، شناخت مردم از او بیشتر می شد و از آنکه مجتهد جامع الشرایطی – که مدتها در عتبات مقدس و نزد استوانه ای علمی چون صاحب جواهر تحصیل کرده بود – در میانشان است، مباهات کرده، حضور او را نعمتی الهی می دانستند.به دلیل افزایش مراجعات و وسعت و فزونی مقلدان و بنا به درخواست آنان، سرانجام در سال 1271 ق رساله علمیه آن فقیه پارسا به چاپ رسید.وى از 1282ق. تولیت مدرسه مروى را برعهده گرفت .حاج ملاعلی کنی سومین متولی مدرسه بودند.( امینی، 1992، ص:7) مقام ریاست عظمی و کیاست کبری حاج ملاعلی در اداره امور مدرسه و مسجد بسیار بارز بود به طوری که بسیاری افراد از دوست و دشمن به آن معترف بودند، به طور کلی بعد از عهده دار شدن ایشان تغییرات بسیاری چه در شکل ظاهری آن و چه از نظر نحوه ی مدیریتی ایشان در مدرسه مروی به وقوع پیوست.حاجی کنی موقعیت علمی و جایگاه معنوی دانشمندان دینی را بسیار محترم می شمرد و به هر وسیله ای در صدد دعوت از آنان، به منظور تدریس در مدرسه مروی بود..آیه الله سید عبدالکریم لاهیجی (متوفی 1323 هـ. ق) مدتی در درس آیه الله کنی شرکت کرد. حاجی چون به مراتب فضل و دانش او آگاهی یافت، بی درنگ او را بر بالای مجلس نشاند و سپس تدریس در مدرسه مروی را به او سپرد و پس از آن او را داماد خویش گرداند.


فعالیت های علمی:

آن فقیه برجسته، تربیت شاگردان را یکی از اهداف و مقاصد خود قرار داده بود. برخی از شاگردان او از این قرارند: شیخ موسی شراره عاملی، شیخ محمد باقر نجم آبادی، شیخ اسدالله تهرانی، سید محمود حیاطشاهی، سید محمد لواسانی، سید محمد مرعشی، مولا محمد علی خوانساری، ملا محمد تقی سنجابی، میرزا حسین نایب الصدر، شیخ محمد حسین گرگانی و شیخ حسین بافقی.اما تالیفات گرانمایه ایشان بسیار است، از آن جمله: ارشاد الامه، ایضاح المشتبهات، تحقیق الدلائل فی شرح تلخیص المسائل (شامل مباحث مستقلی چون کتاب البیع، کتاب الخیارات، کتاب القضاء و کتاب الشهادات،کتاب الطهاره و کتاب الصلاة)، تلخیص المسائل، توضیح المقال فی علم الدرایه و الرجال، حاشیه بر قواعد، رساله در استصحاب، رساله در اوامر و نواهی، رساله در مفاهیم و مواعظ حسنه.


فعالیت های اجتماعی-اقتصادی:

مرحوم آیت الله مهدوی کنی درباره اموال حاجی ملا علی کنی (ره) می نویسد که: «ایشان خیلی ثروتمند بوده و هم اکنون در کن، شهرری، ورامین، قزوین و تهران موقوفات زیادی از ایشان مانده است که بخشی از آن وقف خاص است که برای ورثه اش وقف کرده و بقیه وقف بر امور عام المنفعه می باشد.البته بخشی از این اموال موروثی بوده است که از ماترک پدرش به ارث مانده است. آقای دکتر علینقی کنی از نواده های مرحوم حاج ملا علی می گفت که بخش مهمی از ثروت ایشان از جد اعلای وی که در مازندران ساکن بوده است به ارث رسیده است.آن بخش هایی که در کن است ظاهرا مال پدرشان بوده است. پدرم نقل می کرد که منشأ پیدایش این ثروت این بوده که ایشان چون کشاورز زاده بود قهرا به کارهای کشاورزی علاقه داشته است. در شهر ری روستایی به نام دولت آباد وجود دارد که آسیاب و قنات داشت. زمین های این روستا غالبا با قنات آبیاری می شد. می گفتند آن قنات به تدریج خشک شد و این ده هم تقریبا از بین رفته بود و آبادی خود را از دست داده بود. مرحوم حاجی با قیمت مختصری اینجا را می خرد، بعد شروع به لایروبی قنات و آباد کردن آنجا می کند. به زودی آب در قنات به جریان می افتد و آسیاب شروع به کار می کند ... این اقدام سنگ اولیه ثروت ایشان بوده»

مرحوم آیت الله مهدوی کنی می گوید : مرحوم حاج ملا علی کنی در زمان تولیت مدرسه‌ی مروی در توسعه و تعمیر اساسی مدرسه اقدامات شایانی کرده قسمتی از اموال خود را وقف مدرسه‌ی مروی کردند. ایشان در وقفنامه‌ی جداگانه‌ای، موقوفات و اقدامات انجام شده را به تفصیل نگاشته که به صورت کتابچه‌ای در کتابخانه‌ی مدرسه موجود است.

رسیدگی به ضعیفان، دستگیری از مستمندان و تلاش در پی رفع گرفتاری نیازمندان از صفات بارز ملاعلی کنی بود. او چون پدری دلسوز، بسیاری از یتیمان درمانده را تحت تکفل قرار داده و برای گذران زندگی آنان مقرری مناسبی در نظر گرفته بود و همچنین برای حل مشکل بیمارانی که بنیه مالی ضعیفی داشتند، مکان هایی را به منظور پرداخت پول داروها در نظر گرفته بود تا آنان با دریافت مبلغ آن، به درمان خود اقدام کنند.

ساخت آب انبار و کاروانسرا به منظور رفاه و آسایش قافله‌ها ـ چون کاروانسرایی در خاتون آباد ـ نیز از خدمات عمومی و عام المنفعه حاجی بود.

مُهر آیت الله کنی سند اعتبار اسناد بشمار می‌رفت. معامله کنندگان برای معتبر ساختن کاغذ و سند معامله خویش به در خانه او رفته، سند خود را با مُهر مبارکش اعتبار می‌بخشیدند . آیه الله نجفی مرعشی (ره) می گوید:«در باب املاک و در باب خرید و فروش و اجاره، اگر صاحبان این کاغذها می خواستند کاغذشان معتبر شود در همه دوائر به مهر حاجی می رساندند. خطا از مهر این مرد دیده نشده؛ با این که به منزله محاضر این دوره (دفاتر رسمی اسناد) بود، تمام کاغذها را از تهران، اطراف تهران، بلکه از خراسان، شیراز و اصفهان برای محکمی و اعتبار مهر حاجی، می فرستادند.»
حکومت های سلسله قاجار، مشکلات، عقب ماندگی ها و مفاسد فراوانی  را برای مردم ایران به همراه داشت. دراین میان حکومت ناصرالدین شاه با توجه به نفوذ جریانات غربگرا در دام رقابت دولت های بیگانه ای چون انگلیس و روس نیز قرار گرفت و با اعطای امتیازات فراوان، مملکت را به ورطه نابودی کشاند و اگر بیداری عالمان اسلامی نبود، بی شک امروز خسارت های بیشتری به ایران و مردم مسلمان شاهد بودیم.عالمان دینی به مثابه یگانه ملجا و پناه مردم، به دفاع از حقوق آنان برخاستند.

نفوذ و اقتدار ملا علی کنی (ره)

نفوذ و قدرت ملا علی کنی به حدی بود که میرزا محمد مهدی لکهنوی می نویسد:«اینک حکم محکم ایشان مشابهت ندارد از سلطان و شاهزادگان و امرا کسی را جرأت آن نیست که بی اذن ایشان اقدام بر تکلم نماید و یا بی مشورت ایشان اجرای مطلبی بنماید ... امرای عصر حتی ناصرالدین شاه قاجار از وی خائف می بودند و شاه مذکور مکرر به خانه اش به جهت ملاقات می آمد.»

«س، ج، بنجامین» اولین سفیر آمریکا در ایران درباره اقتدار ملاعلی در خاطرات خود چنین می نویسد: «... حکام شرع ملا یا مجتهد نامیده می شوند که بزرگترین مجتهدهای حالیه که به منزله رئیس عدالتخانه حالیه ممالک فرنگ است، حاجی ملا علی کنی است ... حاجی ملا علی شخص مسنی است و ظاهرا مایل به تجمل نیست بلکه میل به سادگی زیاد دارد، اگرچه املاک او زیاد است، مع هذا نمی خواهد جلال و ظاهرسازی به خرج دهد. وقتی در کوچه ای راه می رود بر قاطر سفیدی سوار می شود و فقط یک نفر نوکر دارد، اما جمعیت از هر طرف کوچه به جلوی او ازدحام می کنند مثل این که وجودی ملکوتی است، اگر یک کلمه بگوید، می تواند اعلی حضرت شاه را از سلطنت خلع کند. وقتی به نزد اعلی حضرت شاه می آید پادشاه به جهت احترام او قیام تمام به عمل می آورد.سربازهایی که در سفارت ممالک متحده آمریکا قراول می کشیدند به من گفتند که اگرچه ما برای حفظ وجود شما اینجا فرستاده شده ایم، اما اگر حاجی ملا علی امر کند همه شما را می کشیم!


مبارزات مذهبی-سیاسی:

حکومت های چندین ساله سلسله قاجار، مشکلات، عقب ماندگی ها و مفاسد فراوانی را برای مردم ایران به همراه داشت و کشور در این دوران در سراشیبی انحطاط قرار گرفت. دراین میان حکومت حدودا پنجاه ساله ناصرالدین شاه با توجه به نفوذ جریانات غربگرا در دام رقابت دولت های بیگانه ای چون انگلیس و روس نیز قرار گرفت و با اعطای امتیازات فراوان، مملکت را به ورطه نابودی کشاند و اگر بیداری عالمان اسلامی اصیل و فریاد پیشوایان روشن ضمیر در مقابل اقدامات نابخردانه و خانمانسوز دولتمردان ناصری نبود، بی شک امروز خسارت های بیشتری به ایران و مردم مسلمان شاهد بودیم.عالمان دینی به مثابه یگانه ملجا و پناه مردم، به دفاع از حقوق آنان برخاستند و با ارشاد و نصیحت دولتمردان و در صورت نیاز با قاطعیت، سنگر مقابله با استبداد داخلی را گرمی بخشیدند. آیت الله العظمی حاج ملاعلی کنی از جمله پیشوایان شجاع و هوشیاری بود که در این مقطع از تاریخ ملت ایران، به خوبی درخشید و بر افتخارات علما و مراجع اسلامی افزود.

* موضع گیری در برابر ناصرالدین شاه؛ دفاع از علما

بسیاری از مورخان تاریخ معاصر ایران بر این نکته اشاره دارند که ناصرالدین شاه از عظمت و نفوذ حاجی فوق العاده بیم و ملاحظه داشت و لذا بارها به خانه او رفت و آمد می کرد. این امر حاکی از قدرت معنوی، نفوذ کلام پیوند با مردم و شجاعت آن مرجع دینی است؛ عالمی که با تحقیر و شکستن قدرت پوشالی و پر نخوت کارگزاران ظالم، پشتوانه حمایت خویش را بر مردم مستضعف گسترده بود و در دفاع از اسلام، ملت و کشور دوران خود را سپری کرد.رفتار و سلوک سیاسی مرحوم حاج ملا علی کنی به نحوی بود که توانست علی رغم شرایط نامساعد و محدودیت امکانات علما در مقابل دستگاه حاکمه، قاجارها را به طور مؤثرتری تحدید کند و تحت فشار گذارد؛ لکن خطر دو قدرت روس و انگلیس و رقابت خرد کننده آنها در ایران به حدی بود که ایشان را به پیروی از سیاستی خاص و گاه پندآمیز و قدرت بخشیدن به دولت ایران در برابر آن دو قدرت خارجی ناچار کرد، اما در همان حال می کوشید تا قدرت دولت را در مقابل مردم محدود و حتی الامکان از مردم، رفع ظلم کند.عملکرد مغایر با دین و همکاری و ارادت ذلت بار با بیگانگانی چون روس و انگلیس؛ از شاه چهره منفی و خائنی ساخته بود؛ بدان حد که حاجی درباره ی او می گفت: «او ناصرالدین (یاری کننده دین) نیست، بلکه ناصرالکفر است.»

 روزی نایب السلطنه کامران میرزا- پسر ناصرالدین شاه و وزیر جنگ و حاکم تهران - برای انجام کاری در منزل حاج ملاعلی کنی حضور یافت: در ضمن صحبت، حاجی با عذرخواهی فرمود: «خیلی ببخشید، من پایم درد می کند و ناچارم آن را دراز کنم!».کامران میرزا که مردی خودخواه و خودپسند بود، احساس کرد ملاعلی کنی قصد بی احترامی به او را دارد و برای اینکه تلافی کرده باشد، گفت: « اتفاقاً بنده هم پایم درد می کند و اجازه می خواهم آن را دراز کنم.»آیت الله کنی با فراست و هوشیاری تمام، متوجه منظور نایب السطنه شد و برای آنکه او را خوب ادب کرده باشد فرمود: « من اگر ناچارم پاپم را دراز کنم، علتش این است که دستم را کوتاه کردم، ولی فکر نمی کنم شما در وضعی باشید که لازم باشد پایتان را دراز کنید.»

 مشهور است که آیت الله شیخ جواد رشتی- شاگرد میرزای شیرازی - از کسانی بود که در انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر بسیار تلاش می کرد و از هیچ کس واهمه نداشت و بی پروا به وظیفه دینی خویش عمل می نمود.ناصرالدین شاه زمانی او را به همین علت از رشت به تهران طلبید تا به خیال خود مجازاتش کند همین که حاج ملاعلی کنی از موضوع باخبر شد، به سرعت از شیخ جواد رشتی تجلیل فراوانی به عمل آورد.برخورد حاجی به گونه ای بود که شاه مجبور شد از شیخ جواد عذرخواهی کند و او را با کمال احترام به رشت بازگرداند

* مبارزه با فراماسونری:

تشکیلات فراماسونری همگام با استعمار وارد کشورهای زرخیزی مانند ایران شد و از طریق عناصر مرموز خود فرهنگ منحط خود را وارد این کشورها کرد و منابع آن ها را به غارت برد. از جمله این عناصر و مجری سیاست های استعماری در ایران «میرزا ملکم خان» بود.او اولین تشکیلات فراماسونری را در ایران دائر کرد به نام «فراموشخانه».وی برای این که با مخالفت علما مواجه نشود حرف های خود را در هاله ای از مطالب اسلامی می زد؛ حتی بیان می کرد که فراماسونری همان «حزب الله»! است و برای ادعا های خود متوسل به آیات قرآن می شد. وی همان کسی است که گفت اگر می خواهیم آدم شویم باید دویست سال خود را در اختیار انگلستان قرار دهیم!. آیت الله ملاعلی کنی در نامه ای به ناصرالدین شاه قاجار وجود میرزا ملکم خان ارمنی را در دستگاه فراموشخانه موجب نابودی مذهب و ملت دانست و با شجاعت تمام نوک پیکان حملات خود را به سمت شاه نشانه گرفت و او را خائن خواند و نوشت:«عرض می شود اگر علمای اعلام در مسائل دولتیه – خدای نخواسته – مشاهده فرمائید و به خاکپای مبارک برحسب رضای آقا، مخدوم عرض کنند، فضولی نکرده بلکه فضول باید کسی باشد که این را فضولی بنامد. بر علما و غیر علما لازم است عرض کنند، پسند خاطر مبارک شود یا نشود، در مقام اصلاح آن برآیند یا نیایند،... ما دعاگویان، بلکه عموم اهل ایمان عرض می کنیم که شخص میرزا ملکم خان را ما دشمن دین و دولت دانسته ایم و به هیچ وجه صلاحیت وکالت از دولت و سلطنت و انتظام ملک و مملکت ندارد که به خطاب ولقب ناظم الملکی مخاطب و ملقب باشد و هرکس باعث این امر شده است، خیانت کلی به دین و دولت نموده است که چنین دشمن جانی را مداخله در کارهای بزرگ دولت داده است. مدت زمانی نگذشته که در دارالخلافه ... مجلس فراموشی ترتیب داده بود و به این تزویر و شعبده، در خیال تصاحب ملک و دولت و اضمحلال وذهب و ملت بود و الزام مواسات و یک جهتی و هم عهدی [گرفته بود] که هر یک در پای دیگری در مقام تمام مال و جان بایستند و تا یکی آوازی برآورد همه حاضر و ناظر باشند و در دقت اجرای شروط و فرصت و جمع اسباب نهضت و حرکت، همگی یک دفعه حمله ور شوند و بر غیر هرکه باشند بتازند و هرچه بخواهند بگیرند و ببرند...». ایشان در نامه دیگری به ناصرالدین شاه تعارض مرام فراموشخانه را با شریعت اسلام گوشزد می کند و می نویسد:«پیروی احکام الهی که لازمه تدین است، هیچ احتیاجی به قواعد ملل و آداب دیگر ندارد. صاحب شریعت که چیزی را در امور زندگی فرو نگذاشته چرا وضع فراموشخانه را از خاطر محو می فرمود؟ اگر، مقصود اخوت است که فرموده اند: المؤمنون اخوه.اگر غرض، جماعت و جمعیت است که خمس و زکوه را مقرر داشته اند. اگر دفع ظلم و تعدی است که باید حدودات شرعی و تهدیدات اخروی را کافی بدانیم. اگر معنی اختیار و آزادی این است که تحت حکم دیگری نباشیم و خود بشخصه هرکاری بخواهیم بکنیم، این منافی اساس خداوندی است؛ چه امور دنیا مهمل و معطل خواهد ماند. اگر از اول خلقت، امتیازات برداشته و مرتفع می شد و همه مساوی بودند، هیچ کاری در دنیا پیشرفت نمی کرد.[خلاصه آن که] آداب تعیش و زندگی و نزدیکی به حقیقت و تحصل ماحصل، هردو نشأت را کلام مجید فرموده [...] پس در این صورت پیروی به قواعد و قوانین الهی نکردن و به عقاید دیگر تأسی نمودن، کفر محض و محض کفر است.». بنابراین آیت الله کنی به دلیل دین ستیزی فراماسون ها حکم به تکفیر آنان داد و در اقدامی شجاعانه حمله به مرکز آن ها را رهبری کرد و مردم مسلمان هم با شور و هیجان فراموشخانه – آن مرکز استعماری – را به آتش کشیدند.با مقاومت ملا علی کنی و علما و مردم مسلمان، ناصرالدین شاه مجبور شد تا حکم به تعطیلی فراموشخانه بدهد

* مبارزه با قرارداد رویترز:

در سال 1289 ق (1872 م ) قراردادی در تهران میان ناصرالدین شاه و نماینده رویتر به امضا رسید به در صورت اجرا تسلط کامل اقتصادی و به دنبال آن سیاسی انگلستان بر سرتاسر ایران برقرار می شد.بارون ژولیوس دو رویتر یهودی آلمانی بود که به تابعیت انگلیس در آمده بود. او مؤسس خبرگزاری رویتر و از بزرگ ترین سرمایه داران بین الملل به شمار می رفت.کارگردانان اصلی و پشت پرده این خیانت آشکار میرزا ملکم خان و میرزا حسین خان سپهسالار صدراعظم وقت بودند. این دو نفر تنها به خاطر غرب باوری و منافع شخصی خود، کلیه منابع طبیعی یک ملت فقیر را به یک سرمایه دار یهودی واگذار کردند و کشور را به سراشیبی هلاکت و سقوط کشاندند.مفاد این امتیاز به گونه ای است که اروپاییان در بهت و حیرت فرو می روند.

از مبارزات سیاسی آیت الله ملا علی کنی (ره) می توان به مقابله با استبداد قاجار , مقابله با تهاجم اقتصادی غرب مانند قرارداد رویترز , مقابله با تهاجم فرهنگی غرب مانند تاسیس فراموشخانه و تجددگرایی به سبک غربی ,مقابله با فرقه های انحرافی مانند فرقه شیخیه , فرق ضاله بابیت و بهاییت که همراه با کشف حجاب طاهره قره العین شد و .... اشاره کرد.

لرد کرزن: «کامل ترین و غیر عادی ترین تسلیم تمام منابع صنعتی یک دولت به دست خارجی که شاید بتوان در خواب دید و در تاریخ کمتر نظیری دارد».کرزن در جای دیگری بیان می کند که «موقعی که متن این قرارداد منتشر گردید، نفس اروپا از حیرت بند آمد، زیرا تا آخر تاریخ در صحنه معاملات بین المللی چنین امری سابقه نداشت که پادشاهی تمام ثروت های زمینی، زیرزمینی و کلیه منابع طبیعی، پولی و اقتصادی کشورش را بدین سان مفت و دربست در اختیار یک سرمایه دار خارجی گذاشته باشد»

تی یر، سیاستمدار فرانسوی: «برای شاه، جز هوا، چیزی باقی نگذاشته اند»

الکساندر دوم (تزار روسیه) در ملاقات خصوصی با ناصرالدین شاه: «اعلیحضرت با اعطای این امتیاز بالا بلند، تقریبا تمام منابع و ثروت و هست و نیست کشورتان را دربست به بارون رویتر بخشیده اید. جز هوایی که ایرانیان برای نفس کشیدن لازم دارند که آن هم خوشبختانه قابل معامله نبوده است وگرنه مردم ایران ناچار می شدند حتی هوایی که از منخرین (دو سوراخ بینی) فرو می برند، از یک سرمایه دار بریتانیایی بخرند.»

حاج ملا علی کنی در نامه اعتراض آمیز خود به شاه، ضمن انتقاد شدید از سپهسالار و ملکم خان که بانیان انعقاد قرارداد بودند، زیان های قرارداد را برشمرد و بیان کرد که دولت (شاه) اصلا حق دخالت در اموال مردم را ندارد: «... برای ما این اوقات از راه محکم دیگری که خیلی محکم تر و واضح تر و شدیدتر است در همان خیالات افتاد که احداث راه آهن بفرمایید با شروط و تعهدات و مواثیق چندی از قرار مسموع و مکتوب در عهدنامه، آنکه جمیع خلق مجبور بر تسلیم اموال و املاک خود باشند از قبیل جنگل ها و معادن و قنوات. بلکه سلطان با اقتدار نیز در این اجبار داخل باشد که املاک خالصه و زرخریدی و معادن و رودخانه ها را بتوانند به اجبار ببرند، به حدی که اگر پس از زمانی دولت بخواهد رفع آن ها را بکند، جمیع نقود خزانه عامره و نقود اجناس متداوله موجود در دست رعایا، وفا به اداء تاوان و زیان آن ننماید و اگر جسارت نباشد، گوینده را می رسد که بگوید و بپرسد دولت را چه تسلط است بر املاک و اشجار و آب و اراضی رعایا که حتما بفروشند؟گمان ندارم در شرع خود بلکه سایر ادیان، تجویز این قسم اجبارها شده باشد ...»ایشان در ادامه با اشاره به کمپانی هند شرقی قرارداد رویتر را به ضرر حکومت و سلطنت ایران معرفی می کند و می نویسد:«... کمپانی هند[شرقی] ، تمام هند به آن وسعت و مکنت را به خریداری و تملک یک جریب زمین مخصوص سکونت خود برد. کمپانی معاصر (رویتر) ، با تصرف آن همه اراضی متعلقه به راه آهن، استحقاق انتفاع جمیع معادن و رودخانه ها و اراضی، با حق به کار واداشتن جمیع کارکنان از رعایا، چگونه ایران را نبرد و چرا نبرد؟خوب، پس از آنکه رعایا به رضا یا به حکم، کارکنان ایشان شدند و از دادن منال دیوانی معاف ماندند، آیا به خزانه عامره از کجا و کدام مالیات و کدام نسق از زراعات چیزی بیاید؟ یا اینطورها در عهدنامه نیست و یا هست و نخوانده اید و به مآل کار برنخورده اید؟ اگر خدای نخواسته کار لازم لازم افتد دفع طغیان و تعدی همجوار با اقتداری را از سرحدات خود نماییم اولا با کدام مال که عرض شد؟ کذلک، با کدام رجال؟ حکم جنگ به کدام فوجی داده شود که مواجب و جیره چند ساله ایشان نرسیده و هرچند فوجی که هستند دربست اند و اگر از همه مأیوس شده، در خیال اجماع و بلوا برآمده باشیم، کدام عالم محترم مسموع الکلام مانده با هجوم عموم فرنگیان در بلاد ایران از راه آهن؟ کدام عالمی در ایران خواهد ماند؟ و اگر بماند جانی و نفسی داشته باشد که یک دفعه وادینا واملتا بگوید از جانب میرزا ملکم خان یا سرکار کمپانی [رویتر] ، با این همه اموال و این همه رجال و داشتن راهی به این سهل به بلاد عظیمه ایران به خصوص به پایتخت سلطنت و دولت؟ به کدام قلب و اطمینان؟ چه اطمینان داریم که در طول یک ساعت پر نکند اطراف ما را از رجال و توپ و تفنگ و غافلگیر نشویم؟»

نفوذ کلام و اقتدار مردمی حاجی کنی، خیزش و حرکت مردم پایتخت را به دنبال داشت. سیل خروشان ملت، آماده عمل به دستور مرجع شجاع خویش شدند و برای انجام تکلیف از هیچ گونه جانفشانی و مجاهدت دریغ نورزیدند. لغو امتیاز و برکناری محمدحسین خان سپهسالار از صدراعظمی دو خواسته‌ای بود که علما و مردم بر آن اصرار داشتند؛ بدان حد که پس از بازگشت ناصرالدین شاه از سفر اروپا و به محض پیاده شدن از کشتی و ورود به بندر انزلی، استقبال کنندگان درباری، بیداری و خیزش مردم به رهبری روحانیون را گزارش داده، به او فهماندند که اگر صدراعظم همراه شما وارد تهران شود، شورش عظیمی در پایتخت برپا خواهد شد.به این سبب شاه در مرحله نخست سپهسالار را از مقام صدراعظمی عزل کرد و او را در رشت قرار داد و خود رهسپار تهران گردید و سپس در دهه آخر رمضان 1290 ق بطلان قرارداد به طور رسمی اعلان شد. این اولین ضربه ای بود که این چنین از جانب روحانیت بر پیکر استعمار زده شدو دیگر تا زمانی که ملا علی در قید حیات بود ناصرالدین شاه جرأت تکرار چنین کاری را نداشت تا این که پس از رحلت ایشان داستان قرارداد رژی (تنباکو) بوجود آمد که آن نیز به رهبری مرجعیت شیعه میرزای شیرازی با شکست مواجه شد

* مبارزه با تجددگرایی غربی:

حاج ملا علی کنی از مخالفان جدی و سرسخت اصلاحات سیاسی،‌اجتماعی و اقتصادی میرزا حسین خان سپهسالار صدر اعظم بود.مشکل سپهسالار آن بود که در تمایز بین اخذ تمدن جدید و حفظ و صیانت از وضع موجود، تا حدی پیش رفت که برای پیشرفت داخلی، سرمایه و دانش خارجی را ضرورتی تام احساس کرد و با احساسی صرفاً خوشبینانه باعث اعطای امتیازات کلان اقتصادی و سیاسی به اروپاییان شد. زمانی که کلمه لیبرالیسم «آزادی» به همان مفهوم غرب، خروج از قید و بند در عهد سپهسالار رایج شد و هیاهویی که سیاستمداران و روشنفکران و روزنامه نگاران بر سر «آزادی» به راه انداختند و رفتار خلاف شرعی که در افراد متأثر از غرب دیده شد سبب گردید میرزا حسین خان مورد تکفیر روحانیت قرار گرفته و حتی ملاعلی کنی مجتهد بزرگ تهران به دلیل ترویج فقره کلمه قبیحه آزادی به خیانت محکومش کرده و از صحنه سیاست کنار گذاشته شد.  به گفته آدمیت به نقل از اسناد خان ملک ساسانی در مورد نامه حاج ملاعلی کنی به شاه در رجب سال 1290، ضمن بدگویی هایی از سپهسالار در کلمه قبیحه «آزادی» عکس العمل مخالفین را در مورد این نوع آزادی بیان می کند:«کلمه قبیحه آزادی.... به ظاهر خیلی خوش نماست و خوب، در باطن سراپا نقض است و عیوب. این مسئله برخلاف جمیع احکام و رسل و اوصیاء و جمیع سلاطین عظام و حکام والا مقام است. به این جهت... دولت را وداع تام و تمام باید نمود، به واسطه اینکه اصل شرایع و ادیان در هر زمان خود قید محکم سخت و شدیدی بوده و می باشد که ارتکاب مناهی و محرمات ننمایند، معترض اموال و ناموس مردم نشوند. و هکذا بر خلاف مقاصد و انتظام دولت و سلطنت است که هر کس هر چه بخواهد بگوید، و از طریق تقلب و فساد نهب اموال نماید و بگوید: آزادی است، و شخص اول مملکت همه را آزاد کرده است و در معنی به حالت وحوش برگردانیده. معلوم است نفوس بالطبع در طبیعت شیطانی، مایل به هوی و هوس و برآوردن متشبهات خودند. همین مایه بی نظمی و زیادی تاخت و تاز شده و هیچ کس نمی تواند چاره کند.

* همچنین مبارزات ایشان با فرقه شیخیه و فرق ضاله بابیت و بهایت و مسئله کشف حجاب


وفات

  مزار آیت الله ملا علی کنی (ره) در حرم عبدالعظیم حسنی (ره)

سرانجام حضرت آیت‏ الله العظمی ملا علی کنی بعد از هشتاد و شش سال خدمت به مردم و شیعه در 27 محرم الحرام سال 1306 قمری، در تهران از دنیا رفت و مردم عالم‏دوست آن زمان تهران با تعطیل مغازه‏ها، به ناله و سوگواری پرداختند. پس از سه روز عزادری، مراسم تشییع پیکر مطهر حاجی برگزار شد و تشییع کنندگان بدن مطهر ایشان را تا حرم حضرت عبدالعظیم(ع) مشایعت کرده و در مسجد عتیق حرم به خاک سپردند.

شیخ آقا بزرگ تهرانی از کمالات او چنین می گوید: «...وی حق نعمت را به طور کامل ادا کرد؛ چشمه های احسان از دستانش می جوشید. و عطایا و هدایای بسیاری از سوی او بر مردان علم و رجال دین - به ویژه درماندگان، یتیمان و نیازمندان - نثار می شد. او پدری دلسوز برای ایشان بود. و آنان در زمان زندگانی او به آسایش و نعمت و سرور و شادمانی زندگی می گذرانیدند. از گوشه و کنار شهرها به قصد بهره مندی از عطایای حاجی به سویش می شتافتند. و هیچ گاه کسی ناامید از در خانه اش برنگشت هر آنچه راکه به او هدیه می دادند، به دیگران می داد و چیزی را پیش خود باقی نمی گذاشت.». سید علی اصغر جاپلقی می نویسد: «المولی الوحید والشیخ الفرید، معروف بین عرب و عجم، حاج ملاعلی کنی، از اجلاء علما و بزرگان مجتهدین و فریادرس و پناه مظلومان بود.»


منابع : کتاب مجموعه گلشن ابرار، جلد 1، زندگی نامه "ملا علی کنی"

کتاب «علمای مجاهد» ؛ نویسنده : «دکتر محمد حسن رجبی دوانی»

کتاب «ملا علی کنی مرزبان دین» ؛ نویسنده: «محمدباقر پور امینی»
کتاب مجموعه مقالات همایش نکوداشت حاج ملا علی کنی (ره)
http://www.abna.ir

http://namehnews.ir

http://rasekhoon.net

http://www.iichs.org

http://www.aviny.com

http://fa.wikipedia.org

http://www.serajnet.org

http://www.taamolnews.ir

http://www.ahl-ul-bayt.org

http://daneshnameh.irdc.ir

http://www.farhangnews.ir

http://www.mashreghnews.ir



نویسنده : شَــریــد
تاریخ : سه‌شنبه 25 آذر‌ماه سال 1393