_blankjavascript_blanka target=javascriptdiv id=rightmenua target=

تـلـاش کنـیـم بـرای گـمـنـامـی
الهی نصیرمان باش تا بصیر گردیم، بصیرمان کن تا از مسیر بر نگردیم و آزادمان کن تا اسیر نگردیم
قالب وبلاگ

شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

اختلاف نظرى که در باره مدت عمر حضرت فاطمه(س) وجود دارد بیشتر ناشى از اختلاف در تاریخ ولادت آن حضرت(س) است؛ زیرا هرچند در خصوص تاریخ دقیق شهادت حضرت(س) نیز نظریات چندى ابراز گردیده ولى فاصله‏اى که میان این نظریات است، چندان نیست و حداقل و اکثر آن به یک سال نمى‏رسد (حداکثر 8 ماه و حداقل 45 روز)، ولى اختلاف‏آرا در سال تولد آن حضرت(س) زیاد است و فاصله حداقل و اکثر آن به حدود 17 سال مى‏رسد! یعنى حداقل سنّى که براى حضرت(س) هنگام رحلت ذکر شده 18 سال و حداکثر 35 سال است.این گفته‏ها با محور قرار دادن تاریخ بعثت پیامبر(ص) در سن 40 سالگى و 13 سال قبل از هجرت، به دو بخش تقسیم مى‏گردد. عده‏اى ولادت حضرت(س) را پیش از مبعث مى‏دانند و دسته‏اى بعد از آن.

 دسته اول: پیش از بعثت
  حداکثر تاریخى که در این بخش از نظرها، یعنى ولادت فاطمه(س)، پیش از بعثت، وجود دارد، 12 سال است که بدین ترتیب، عمر حضرت(س) به 35 سال مى‏رسد! بعضى آن را سال هفتم قبل از مبعث دانسته‏اند که بنابراین، سنّ حضرت(س) هنگام شهادت 30 سال خواهد شد، و عده‏اى دیگر رحلت آن حضرت(س) را در 29 سالگى یعنى 6 سال پیش از بعثت شمرده‏اند. برخى نیز تصریح به 28/5 سال کرده‏اند که البته قابل جمع با 29 سال و 28 سال است. برخى نیز 25 سال را ذکر کرده‏اند. ولى آنچه که در میان مورخان اهل سنت، بیشتر شهرت دارد سال پنجم قبل از مبعث است. چنان که عده‏اى نیز همین نظریه را با تصریح به همزمانى آن با سال تجدید بناى کعبه یعنى سال پنجم پیش از مبعث نموده‏اند. بر طبق این قول، فاطمه(س) هنگام شهادت 28 سال بوده است. برخى نیز سنّ 27 سال را ذکر کرده‏اند.

 دسته دوم: بعد از بعثت
این بخش از نظرها، ولادت فاطمه(س) را مربوط به بعد مبعث دانسته‏اند، و تقریباً در این دسته، سه گفته وجود دارد:
سال نخست بعثت:
  این گفته عده‏اى است که سال نخست بعثت را سال تولد قرار داده‏اند و هر چند بعضى آن را در 41 سالگى سنّ شریف رسول خدا(ص) نوشته‏اند ولى ظاهراً منظورشان همان سال اول بعثت است. چون برخى اینان تصریح کرده‏اند که در رأس 41 سالگى بوده است و لذا خود نتیجه گرفته‏اند که بر این اساس، سنّ حضرت فاطمه(ع) هنگام رحلت 23 سال بوده است. البته ما در میان صاحب‏نظران شیعه کسى که این قول را پذیرفته باشد نیافتیم.

سال دوم بعثت:
  گفته دوم که طرفداران بزرگى چون شیخ‏مفید دارد، ولادت را در 20 جمادى‏الآخره سال دوم بعثت مى‏داند. چنان که مرحوم سید بن‏طاووس به نقل از کتاب حدائق الریاض شیخ مفید آورده است. و نیز خود شیخ مفید در رساله مسارّ الشیعه به این مطلب تصریح کرده است:
  و فى الیوم العشرین منه، سنة اثنتین من المبعث، کان مولد السیّدة (مولاتنا خ.ل) الزهراء فاطمة بنت رسول اللَّه(علیهماالسلام) و هو یوم شریف یتجدَّد فیه سرور المؤمنین و یُستحبّ فیه التطوع بالخیرات و الصدقة على المساکین؛ ولادت حضرت فاطمه زهرا، دختر رسول خدا که سلام بر آنها باد، در روز بیستم از این ماه (جمادى‏الاخر) از سال دوم مبعث بوده است. و آن روز شریفى است که خوشحالى مؤمنان تجدید مى‏شود و در این روز انجام دادن خیرات و پرداخت صدقه به تنگدستان مستحب است.کفعمى نیز در کتاب مصباح خود، همین گفته را ترجیح داده است و گفته سوم را که خواهد آمد با تعبیر «گفته شده» بیان کرده است. شیخ طوسى در ضمن بیان مناسبتهاى ماه جمادى‏الاخر این عبارت را آورده است: فى الیوم العشرین من جمادى الآخرة سنة اثنتین من المبعث، کان مولد فاطمه(ع) فی بعض الروایات، و فی روایة أخرى سنة خمس من المبعث و العامة تروی انّ مولدها قبل المبعث لخمس سنین؛ ولادت فاطمه(ع) بر اساس برخى روایات، روز 20 ماه جمادى‏الآخره از سال دوم مبعث آمده، و در روایتى دیگر، سال پنجم ذکر شده است و اهل سنّت روایت مى‏کنند که ولادت حضرت(س) 5 سال پیش از مبعث بوده است.مرحوم شیخ‏عباس قمى، این قول را ظاهراً نظر اکثر علماى شیعه مى‏داند. بنابراین، تنها شیخ مفید است که با جزم، به این قول تصریح کرده است، که بر اساس آن، حضرت فاطمه(س) در 21 سالگى رحلت فرموده است.
ادامه مطلب
[ جمعه 22 اردیبهشت ماه سال 1391 ] [ 6:23 PM ] [ شَــریــد ] [ نظرات (1) ]

علی اکبر قربان شیرودی، در دی ماه 1334 در روستای بالا شیرود تنکابن در استان مازندران به دنیا آمد .  پدر این شهید بزرگوار در مورد خوابی که پیش از بدنیا آمدن علی اکبر دیده می گوید :

" پیش از تولد علی اکبر در خواب دیدم که بر فراز بام خانه، ستاره درخشانی است که چشم ها را خیره می کند به طوری که اهالی از اطراف برای تماشای آن می آمدند. 

  شهید علی اکبر قربان شیرودی

علی اکبر که متولد شد، درشت تر از نوزادان دیگر بود و اعجاب اقوام و همسایگان را برانگیخت".بعد از اتمام دوره ابتدایی و کسب رتبه شاگرد اولی، به دلیل نبود دبیرستان در روستای بالاشیرود در دبیرستان شیرود در شش کیلومتری محل سکونتش ادامه تحصیل داد. وی که از مشکلات مالی خانواده مطلع بود از طریق کارگری و کشاورزی به پدرش کمک می‌کرد.

علی اکبر در سال آخر دبیرستان جهت یافتن کار به تهران آمد و در کنار کار به ادامه تحصیل پرداخت. در سال 1350 با افکار و مبارزات امام خمینی(ره) آشنا شد و شروع به مطالعه معارف و کتاب‌های ادیان مختلف همچنین کتب فلسفی و سیاسی از جمله نوشته‌های استاد شهید مرتضی مطهری کرد.

او در سال 1351 وارد دوره مقدماتی خلبانی شد و پس از مدتی برای گذراندن دوره کامل به پادگان هوانیروز اصفهان منتقل شد.وی پس از پایان دوره خلبانی به عنوان خلبان به استخدام ارتش در آمد و به پادگان هوانیروز کرمانشاه منتقل شد. در این ایام با شهید احمد کشوری، از خلبانان مؤمن که از همشهریانش نیز بود آشنا شد.

زمانی که جنگ کردستان آغاز شد شیرودی و چند تن دیگرازخلبانان وارد جنگ شدند و او ساعتی ازجنگ فاصله نگرفت وچنان جنگید که شهید دکتر چمران او را ستاره درخشان جنگ کردستان می نامید و شهید تیمسار فلاحی نیز او را ناجی غرب و فاتح گردنه ها و ارتفاعات آربابا ، بازی دراز ، میمک و دشت ذهاب وپایگاه ابوذر معرفی می کرد . شهید شیرودی بالاترین ساعت پرواز در جنگ را در جهان داشت و با بیش از 40بار سانحه و بیش از 300 مورد اصابت گلوله به هلی کوپترش ولی باز سرسختانه می جنگید و همیشه عاشق به تمام معنی بود.

با شروع جنگ تحمیلی در ۳۱ شهریور ماه سال ۱۳۵۹ به منطقه کرمانشاه رفت. وی هنگامی که شنید بنی صدر دستور داده پادگان تخلیه و انبار مهمات منهدم شود از دستور سرپیچی کرد و به دو خلبانی که با او همفکر بودند گفت : "ما می مانیم و با همین دو هلیکوپتری که در اختیار داریم مهمات دشمن را می کوبیم و مسئولیت تمرد را می پذیریم". در طول ۱۲ ساعت پرواز بی نهایت حساس و خطرناک، این شهید به عنوان تنها موشک انداز پیشاپیش دو خلبان دیگر به قلب دشمن یورش برد. شجاعت و ابتکار عمل این شهید نه تنها در سراسر کشور، بلکه در تمام خبرگزاری های

همرزم شهید شیرودی: شهید علی‌اکبر شیرودی از نظر تاکتیک‌های نظامی، ایمان، اخلاق، مدیریت و شهامت برای همه الگو بود و خیلی‌ها      آرزو داشتند، شهید شیرودی شوند.

مهم جهان منعکس شد. بنی صدر برای حفظ ظاهر دو هفته بعد به او ارتقاء درجه داد، اما خلبان شیرودی درجه تشویقی را نپذیرفت و تنها خواسته اش این بود که کارشکنی های بنی صدر و بی تفاوتی برخی از فرماندهان را به عرض امام (ره) برساند. در همان ایام به دستور فرماندهی هوانیروز چند درجه تشویقی گرفت و از ستوانیار سوم خلبان به درجه سروانی ارتقاء یافت، اما طی نامه ای به فرمانده هوانیروز کرمانشاه در ۹ مهر ۱۳۵۹ چنین نوشت:" اینجانب خلبان پایگاه هوانیروز کرمانشاه می باشم و تا کنون برای احیای اسلام و حفظ مملکت اسلامی در کلیه جنگ ها شرکت نموده اند، منظوری جز پیروزی اسلام نداشته ام و به دستور رهبر عزیزم به جنگ رفته ام. لذا تقاضا دارم درجه تشویقی که به اینجانب داده اند، پس گرفته و مرا به درجه ستوانیار سومی که بوده ام، برگردانید".


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 7 اردیبهشت ماه سال 1391 ] [ 7:57 PM ] [ شَــریــد ] [ نظرات (3) ]

جایگاه حضرت زهرا (س) در احادیث عالمان اهل سنت 


جایگاه حضرت فاطمه (س)در کلام پیامبر اکرم (ص)

 قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (إذا کانَ یَوْمُ القیامَةِ نادى مُنادٍ: یا أَهْلَ الجَمْعِ غُضُّوا أَبْصارَکُمْ حَتى تَمُرَّ فاطِمَة) .
(روز قیامت یک صدائی بلند میشود که : إی مردم غضّ بصر کنید که فاطمة (س) میخواهد عبور کند) .کنز العمّال ج 13 ص 91 و 93/ منتخب کنز العمّال بهامش المسند ج 5 ص 96/ الصواعق المحرقة ص 190/ أسد الغابة ج 5 ص 523/ تذکرة الخواص ص 279/ ذخائر العقبى ص 48/ مناقب الإمام علی لابن المغازلی ص 356/ نور الأبصار ص 51 و 52/ ینابیع المودّة ج 2 باب 56 ص 136. 

 قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (کُنْتُ إذا اشْتَقْتُ إِلى رائِحَةِ الجنَّةِ شَمَمْتُ رَقَبَةَ فاطِمَة) 
( اگر به بوی بهشت اشتیاق میکردم فاطمه را بو میکردم ) .منتخب کنز العمّال ج 5 ص 97/ نور الأبصار ص 51/ مناقب الإمام علی لابن المغازلی ص 360. 

 قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (حَسْبُک مِنْ نساءِ العالَمیَن أَرْبَع: مَرْیمَ وَآسیَة وَخَدیجَة وَفاطِمَة) .
( از زنان عالم 4 نفر بهترینانند : مریم وآسیه وخدیجه وفاطمه (س) ) .مستدرک الصحیحین ج 3 باب مناقب فاطِمَة ص 171/ سیر أعلام النبلاء ج 2 ص 126/ البدایة والنهایة ج 2 ص 59/ مناقب الإمام علی لابن المغازلی ص 363. 

 قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (ما رَضِیْتُ حَتّى رَضِیَتْ فاطِمَة) . 
( هیج گاه راضی نشدم تا فاطمه راضی میشد ) .مناقب الإمام علی لابن المغازلی: ص 342. 

 قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (یا عَلِیّ إِنَّ اللّهَ أَمَرَنِی أَنْ أُزَوِّجَکَ فاطِمَة) .
( یا علی , خدا به من دستور داد تا تو را به ازدواج فاطمه درآورم ) .الصواعق المحرقة باب 11 ص 142/ ذخائر العقبى ص 30 و 31/ تذکرة الخواص ص 276/ مناقب الإمام علی من الریاض النضرة ص141/ نور الأبصار ص53. 

 قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (أَحَبُّ أَهْلِی إِلیَّ فاطِمَة) .
( فاطمه محبوب ترین أهل من است نزد من ) .الجامع الصغیر ج 1 ح 203 ص 37/ الصواعق المحرقة ص 191/ ینابیع المودّة ج 2 باب 59 ص 479/ کنز العمّال ج 13 ص93. 

 قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (أَوَّلُ مَنْ یَدْخُلُ الجَنَّةَ: عَلیٌّ وَفاطِمَة) .
( اولین کسی که وارد بهشت میشود : علی وفاطمه هستند ) .نور الأبصار ص 52/ شبیه به آن در کنز العمّال ج 13 ص 95. 

 قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (أُنْزِلَتْ آیَةُ التطْهِیرِ فِیْ خَمْسَةٍ فِیَّ، وَفِیْ عَلیٍّ وَحَسَنٍ وَحُسَیْنٍ وَفاطِمَة) .
( آیه تطهیر بر 5 نفر نازل شد , بر من وعلی وحسن وحسین وفاطمه (علیهم السلام) ) .إسعاف الراغبین ص 116/ صحیح مسلم، کتاب فضائل الصحابة. 

 قال رسول اللّه (صلى الله علیه وآله): (المَهْدِیِ مِنْ عِتْرَتی مِنْ وُلدِ فاطِمَة) .
( مهدی أز عترت من أز ولد فاطمه میباشد ) . الصواعق المحرقة ص237. 


ادامه مطلب
[ شنبه 2 اردیبهشت ماه سال 1391 ] [ 9:25 PM ] [ شَــریــد ] [ نظرات (3) ]

جایگاه حضرت زهرا (س) در قرآن از منظر تفاسیر عالمان اهل سنت 


بر اساس منابع تفسیری و حدیثی اهل سنت، تقریباً صد و سی و پنج آیه در چهل و نه سوره به نوعی درباره حضرت فاطمه(س) است. البته این تعداد غیر از آیاتی است که در منابع شیعه ذکر شده است. دو سوره، یعنی دهر و کوثر هم به طور کامل در شأن فاطمه(س) نازل شده است.
 همه آیات و سوره های نازل شده در این باره در چهار دسته جای می گیرد:
 1. اسباب نزول: یعنی آیاتی که حضرت فاطمه(س) سبب نزول آن بوده است.
 2. شأن نزول: یعنی آیاتی که در شأن آن حضرت نازل شده است.
 3. جری و تطبیق: یعنی آیاتی که حضرت فاطمه(س) به عنوان مصداقی از آن اراده شده است.
 4. بطن: یعنی آیاتی که حضرت فاطمه(س) به عنوان باطن آن مورد نظر است.

سوره ها و آیاتی که حضرت فاطمه(س) سبب نزول آنهاست
از مجموع چهار آیه ای که در این باره در روایات اهل سنت آمده است، یعنی آیات تطهیر، اعطا، ایثار و تجاره، بحث را پیرامون سه آیه اول متمرکز می کنیم. البته باید یادآوری کنم که سوره دهر هم سبب نزولش فاطمه(س) است، 

 1. آیه تطهیر 
 إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّـهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا؛(جز این نیست که خداوند می خواهد پلیدی را از شما اهلبیت(ع) دور کند و شما را به راستی پاک سازد.)
 بر اساس روایات بسیار از فریقین، که از صحابه و تابعین به حد تواتر رسیده است، آیه تطهیر در شأن اصحاب کساء نازل شده است. بررسی روایات فریقین نشان می دهد که فاطمه(س) سبب نزول این آیه است. این آیه بر طهارت و عصمت اصحاب کساء دلالت تام دارد.
 ابوسعید خدری از ام سلمه چنین روایت کرده است: 
 آیه تطهیر در خانه من نازل شد. من بر در خانه نشسته بودم. گفتم: ای رسول خدا، من از اهلبیت(ع) نیستم؟ فرمود: تو بر خیر و نیکی هستی ، تو از همسران پیامبر هستی. گفت: و در منزل، رسول خدا، علی، فاطمه، حسن و حسین بودند.

دیدگاه برخی از دانشمندان اهل سنت
 این افراد، فقط اهلبیت(ع) را اصحاب کساء می دانند:
 جمهور اهل سنت، امام شافعی، احمدبن حنبل، محمدبن سوره، امام طحاوی، شوکانی، شبلنجی، حاکم نیشابوری،سخاوی، محب الدین طبری، حافظ گنجی، قسطلانی، حاکم حسکانی، توفیق ابوعلم، امام ثعلبی، احمدبن محمد الشامی،ابن صباغ، ابومنصور ابن عساکر شافعی، حمزاوی،سمهودی،ملاعلی قاری،امام مجدالدین فیروزآبادی، ابن حجر هیثمی، ابوبکر الحضرمی،محمد جسوس،ابوبکر النقاش، ابن مردویه، ابن بلبلان، حکمت یاسین، دکتر بیومی مهران، شیخ سندی و رفاعی. 
 همچنین بسیاری از مفسران، محدثان، رجالیان و بزرگان اهل سنت به صحت حدیث کساء اعتراف نموده اند. ابن جریر طبری شانزده روایت، طحاوی شانزده روایت، احمد طبری شانزده روایت، سیوطی پانزده روایت، ابن مردویه نوزده روایت و ابی حاتم هشت روایت آورده اند که همه دلالت بر شأن نزول آیه تطهیر درباره اهل کساء دارند.
 حدیث کساء از بیش از چهل نفر از اهلبیت(ع) و صحابه کرام با مضامین مختلفی نقل شده است. حاکم حسکانی در شواهد التنزیل تقریباً 138 حدیث به طرق مختلف از چهارده نفر از صحابه، نقل کرده و تنها از ام سلمه همسر پیامبر، به 69 طریق مختلف این حدیث نقل نموده است. همین طور ابن مردویه می گوید: در بیش از صد طریق آمده است که آیه تطهیر درباره علی ، فاطمه(س)، حسنائمه(ع) و حسین نازل شده است. 
 امام فخر رازی (م604 ق) و نیشابوری (م728 ق)و ابوبکر حضرمی ادعای اجماع اهل تفسیر و حدیث بر صحت حدیث کساء نموده اند . دیدگاههای دیگری نیز از بزرگان اهل سنت در این باره وجود دارد که برای رعایت اختصار از ذکر آنها خودداری می کنیم.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 28 فروردین ماه سال 1391 ] [ 09:20 AM ] [ شَــریــد ] [ نظرات (2) ]

جایگاه فاطمه علیها السلام در بیان عالمان اهل سنت


 دانشمندان اهل سنت در شأن حضرت فاطمه علیها السلام سخن فراوان گفته‌اند. در این جا به مختصری از این سخنان اکتفا می شود:
 
سیوطی: « ما عقیده داریم که برترین زنان عالم، مریم و فاطمه هستند».

افشاگری های تازه پزشکان بحرینی از شکنجه و ارعاب در زندان

 شنقیطی: «همانا سروری فاطمه زهرا، از جانب دین اسلام امر واضح و روشنی است وبر کسی پوشیده نیست، زیرا وی پاره تن پیامبر است وآن چیزی که زهرا را آزار دهد، پیامبر را می آزارد و آن چه که زهرا را نارحت کند، پیامبر را ناراحت می کند. همان طورکه درحدیث صحیح از پیامبر نقل شده و هر دو حدیث از مسور بن مخرمه آمده است که: شنیدم از رسول خدا که بالای منبر بود و می فرمود : فاطمه پاره تن من است آن چه که فاطمه را آزار دهد ، مرا آزار می دهد و آن چه که او را ناراحت کند، مرا ناراحت می کند».

 آلوسی: « فاطمه از همه زنان گذشته و آینده برتر است ». با این حدیث برتر بودن فاطمه علیها السلام بر تمام زنان ثابت می شود، زیرا او روح و روان رسول خداست از این رو بر عایشه نیز برتری می‌یابد».
 
سهیلی: وی بعد از نقل حدیث معروف « فاطمةٌ بضعةٌ منی » می گوید :« من هیچ کس را مساوی با بضعة رسول الله نمی دانم ».
 ابن الجکنی: « بنابر قول صحیح‌تر فاطمه از همه زنان افضل است».

 
توفیق ابوعلم: «در عظمت شأن و رفعت مقام ارجمند او، همین بس که تنها دختر بزرگوار پیامبر صلی الله علیه واله و همسر گرامی امام علی بن ابی طالب ـ کرم الله وجهه ـ و مادر حسن و حسین است. زهرا، همان بانویی که میلیون ها آدمی را چشم و دل به سوی اوست و نام گرامی‌اش بر زبان ایشان است. زهرا، آن شهاب نور افشان آسمان نبوت و اختر فروزان فلک رسالت و بالاخره، آن والاترین بانوی آفرینش. اما همه این تعبیرات، جز بخشی اندک از دنیای فضیلت و شرافت او را آیینه داری نمی کند و جز مختصری از فضایل و مناقب او را نمایش گر نیست».
 
ابن اثیر : از جمله پرهیزکارترین برگزیدگان و برگزدیده ترین پرهیزکاران، فاطمه سلام الله علیها، سید بتول، پاره ی تن و شبیه رسول است.

 دکتر على ابراهیم حسن : زندگانى حضرت فاطمه صفحه‏ى برجسته‏اى از صفحات تاریخ را تشکیل داده است، در آن صفحه چهره‏هاى گوناگونى از بزرگى و عظمت را مشاهده مى‏کنیم، او همچون بلقیس یا کلئوپاترا نیست که عظمت خود را از تخت بزرگ و ثروت کلان و زیبائى کم‏نظیر خود داشته‏اند، و شهامتش در اعزام و رهبرى لشکرها و فرماندهى بر مردان است، بلکه ما در مقابل شخصیتى قرار گرفته‏ایم توانسته است هاله‏اى از حکمت و شکوه را بر پهنه‏ى گیتى بگستراند حکمتى که به کتابها و فلاسفه و دانشمندان برنمى‏گردد، بلکه تجربه‏هائى است از روزگار مملو از دگرگونیها و پیش‏آمدهاى ناگهانى، شکوهى که از فرمانروائى و ثروت برنخاسته بلکه از درون روح و اعماق جان او نشأت گرفته است...

 دکتر بنت الشاطی : فاطمه سلام الله علیها به ام ابیها ملقب شده و محبوب ترین افراد نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم بود.


ادامه مطلب
[ جمعه 25 فروردین ماه سال 1391 ] [ 5:41 PM ] [ شَــریــد ] [ نظرات (3) ]

آیت‏اللَّه سیدابوالحسن آل رسول معروف به شمس آبادی در سال 1268 ش در اصفهان متولد شد و پس از فراگیری مقدمات علوم در اصفهان تزد اساتیدی نظیر مرحوم ابوالقاسم زفره ای، سید علی نجف آبادی ، سید محمد نجف آبادی و احمد حسین آبادی عازم حوزه نجف اشرف گردید و از محضر درس خارج مراجع بزرگی همچون مرحوم آیت الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی آقاضیاءالدین عراقی، آقا جمال الدین گلپایگانی،‌سید عبدالهادی شیرازی، سید محسن حکیم استفاده نمود. وپس از 12 سال تدریس و ارشاد مردم به اصفهان باز گشت


وفاداری به نهضت امام (ره)؛ بازخوانی پرونده‏های ساواک

 آیت‌الله شمس‌‏آبادی از جمله روحانیونی بود که در سال 1342، وفاداری خود را به نهضت امام خمینی (ره) اعلام کرد. در ادامه، خلاصه‏ای از برخی بخش‏های پرونده‏ی آیت‌الله شمس‌‏آبادی را در ساواک می‏خوانیم:

 آیت اله سید ابوالحسن آل رسول شمس آبادی

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif حمایت از حضرت امام خمینی (ره) و آقای محلاتی و سایر علمایی که در سال 1342 دستگیر شده بودند. انتشار اعلامیه‏ای با امضای جمعی از علمای اصفهان از جمله آیت‏الله خادمی، سیدابوالحسن شمس‏آبادی، آقایان رجایی، اردکانی، سیدعلی ابطحی، محمدرضا ثفقی و سیدعلی‏اکبر هاشمی.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif  عزیمت به تهران در تاریخ 42/4/20 برای اعتراض به حرکت رژیم و پیوستن به جمع علمای تهران.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif  ساواک اصفهان طی نامه‏ای به مرکز در تاریخ 42/5/13 اعلام کرد: «حاج ابوالحسن شمس‏آبادی، پیش‏نماز مسجد سرتیپ چهارسوق و مسجد شیخ‏بهایی است و پس از شیخ‏مهدی نجفی، در اصفهان، بانفوذترین عالم است.»
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif نام‏برده به‏همراه عده‏ای از علمای اصفهان (از جمله آقای خادمی، سیدعلی بهبهانی و)... طی تلگرام‏هایی به مراجع تقلید و دیگر علما، از جمله آیت‏الله خوانساری (تهران) به محکومیت آقای ربانی‏شیرازی، اعتراض و درخواست اقدام از ایشان جهت تجدید نظر در حکم مصادره را می‏نماید. (47/4/25)
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif مؤسسه‏ی احمدیه که زیر نظر آقایان خادمی و شمس‏آبادی اداره می‏شود، اقدام به اعزام طلاب به اطراف می‏کند. به مبلغان مذکور اعلام شده که هیچ‏گونه پولی از مردم نگیرند. قرار است مؤسسه، خرج سفر و حق منبر ایشان را تقبل نماید. (48/12/19)
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif ارسال تلگرامی در سال 1349با امضای جمعی از اعضای علمای اصفهان (از جمله آقای خادمی، شمس‏آبادی، اردکانی و...) درمورد تبعید آقای صافی، به آیت‏الله گلپایگانی.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif در جلسه‏ای که در منزل حاج‏آقا مرتضی ابطحی، با شرکت بیست نفر از علما تشکیل شد، آقای شمس‏آبادی بر ضد فحشا سخنرانی و از روحانیون خواست که آن را در منابر عنوان کنند.(50/1/14)
 - آقایان خادمی و شمس‏آبادی، به‏شدت آقای منتظری را [به‏خاطر دفاع از مطالب کتاب شهید جاوید و نویسنده‏اش] مورد حمله قرار دادند.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif ساواک در سال 52 در ارتباط با وی چنین می‏نویسد: «فاقد پیشینه‏ی کیفری (از نظر ضد امنیتی) می‏باشد و از نظر روحیه و مشئ سیاسی، فردی است طرف‏دار آیت‏الله خویی، که به نمایندگی از وی، شهریه‏ی طلاب را می‏پردازد. ضمناً باطناً از روحانیون افراطی حمایت [کرده] ولی تاکنون به ظاهر، رعایت بی‏طرفی را کرده است.»
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_1.gif در سال 1353، گزارش‏هایی از طریق منابع ساواک دریافت می‏شود که آیت‌الله شمس‌‏آبادی به عده‏ای از طلاب، که به خدمت در اداره‏ی اوقاف درآمده و مروج مذهبی نام گرفته‏اند، توسط نزدیکان خود، پیغام فرستاده و تعدادی را به منزل خود دعوت نموده تا از خدمت در اوقاف، استعفا کنند و به آنان قول داده است چنانچه از حقوق دولت چشم‏پوشی کنند، حقوق بیشتری به آنان خواهد داد.



ادامه مطلب
[ پنجشنبه 17 فروردین ماه سال 1391 ] [ 11:46 PM ] [ شَــریــد ] [ نظرات (2) ]

مرحوم حجت‌الاسلام سید احمد خمینی در 24 اسفند 1324 در قم پا به عرصه وجود نهاد،‌دوره‌های تحصیل ابتدایی و متوسطه را در قم به پایان رساند. سالهای پایانی دوره دبیرستان او مصادف با قیام 15 خرداد شد. پس از آن به تحصیل علوم اسلامی پرداخت و بعد از تبعید امام خمینی، در سال 1345 مخفیانه برای دیدار پدر عازم نجف شد و در همان جا به دست پدر، به سلک روحانیت درآمد.

 چندی بعد به وطن بازگشت و با ایجاد ارتباط های مطمئن در  میان عناصر انقلابی و رهبر انقلاب، ‌به سازماندهی نیروهای فعال  مذهبی پرداخت و ضمن انجام این فعالیت ها، ‌با جدیت  تمام به کسب علوم و معارف دینی و ضروری روی آورد. پس از      طی دوره مقدماتی و متوسطه حوزه، ‌سطوح عالی را نزد استاتید بزرگی همچون آیت‌الله سلطانی (‌پدر همسر مکرشان)،‌ آیت‌الله حاج مرتضی حائری و ایت‌الله شبیری زنجانی سپری کرد. در سال 1356،‌ برخی از همرزمان ایشان توسط ساواک دستگیر شده و ارتباط آنان با وی آشکار شد. از این رو مخفیانه ایران را ترک نموده و به نجف می‌رود. در همین سفر، فاجعه رحلت برادر بزرگوار ایشان آیت‌الله سید مصطفی خمینی به وقوع پیوست. سید احمد ، همراه با مهاجرِ بزرگِ انقلابِ رهائیبخشِ اسلام در مهرماه 1357 بغداد را به قصد پاریس ترک می کند تا در بزرگترین تحول فرهنگی و سیاسی جهانِ اسلام، رهبر انقلاب را یاوری و همراهی کند.سرانجام در روز 12 بهمن سال 1357 هجری شمسی همراه امام خمینی به ایران اسلامی باز میگردد.

یازده سال همگام با رهبر کبیر انقلاب : او را «رازدار» و «امین امام و انقلاب» خوانده‌اند. در وصف امانت‌داری او همین شهادت امام کافی است که می‌فرماید: «من خدای قاهر حاضر منتقم را شاهد می‌گیرم که احمد از آن روزی که در کمک اینجانب در بیرونی مشغول اداره امور من بوده تا الآن که این ورقه را می‌نویسم قدمی یا قلمی برخلاف گفتار و نوشتار من برنداشته و با وسواس عجیب در کلیه گفتارهای من یا نوشته‌های من سعی نموده که حتی یک کلمه بلکه گاهی یک حرف را که به نظر او محتاج به اصلاح است بدون اذن من تصرف نکند.» (صحیفه امام، ج 20، ص 442)

نقش سید احمد در دوران دفاع مقدس : کسب اطلاعات دقیق روزمره از آخرین وضعیت نیروهای خودی و قوای دشمن در جبهه‌ها، گردآوری آخرین اطلاعات از شرایط سیاسی و اجتماعی جامعه و موضعگیری افراد و گروهها در قبال مسائل جنگ، و تنظیم و جمعبندی آخرین اطلاعات از مواضع سیاسی و نظامی دولتها و مجامع بین‌المللی در رابطه با رخدادهای جبهه و مواضع رادیوها و دیگر رسانه‌های بیگانه و رساندن به موقع این اطلاعات به فرماندهی کل قوا مسئولیتی بود که مرحوم حاج احمد آقا با مدیریت عالی خود و با مطمئن‌ترین روشها و استفاده از افراد کاردان و امین در دفتر حضرت امام آن را به بهترین وجه ایفاء می‌نمود و علاوه بر آن، ابلاغ امانتدارانه و سریع پیامهای سرّی و علنی امام در رابطه با امور نظامی، و ارتباط مستمر با شورای عالی دفاع و 

من به عنوان فرزند امام از اینجا به رهبر خودم خطاب میکنم رهبرا ؛ من مرید شما هستم و هر چی شما بگین به عنوان سرباز ساده گوش میکنم

 و شرکت در جلسات شورا و ارائه رأی و نظر مشورتی خویش به حضرت امام و شورا، و برنامه‌ریزی ملاقاتِ رزمندگان ارتشی و سپاهی و بسیجی با فرمانده کل قوا از دیگر مسئولیتهایی بود که وی در 8 سال دفاع مقدس در کنار مشغله روزمره و بسیار مهم و مؤثری که در دفتر حضرت امام و در خدمت ایشان داشت بخوبی از عهده آن برآمده است.

پس از رحلت امام : یادگار امام، بعد از رحلت حضرت امام نیز همچون گذشته با وجود شایستگی هایی که داشت براساس مصلحتهایی که خود تشخیص داده بود و قبلاً نیز امام بدان توصیه کرده بود از پذیرفتن سِمَتهای رسمی اجرایی امتناع می‌ورزید و همواره می‌گفت اگر کسی بخواهد، و باانگیزه و هدف باشد، بدون سِمَت رسمی هم می‌تواند خدمت مؤثر به نظام و انقلاب بکند و چه بسا که در چنین وضعیتی راحت‌تر و مؤثرتر بتوان خدمت کرد. 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 24 اسفند ماه سال 1390 ] [ 10:46 PM ] [ شَــریــد ] [ نظرات (6) ]

نخستین اقدام مسلحانه فدائیان اسلام علیه احمد کسروی صورت گرفت. احمد کسروی از چهره های جنجالی تاریخ معاصر ایران موضوع مناقشات بسیاری بوده است. کسروی از دو جنبه در تاریخ معاصر اهمیت یافته است: نخست از منظر تاریخ نگاری به ویژه تاریخ مشروطیت و دیگر از منظر دشمنی هایی که با تشیع و ائمه معصومین(ع) داشته...

  سید احمد کسروی تبریزی

کسروی ، شدیدترین و غیر منطقی ترین و کودکانه ترین حملات را علیه اسلام و قرآن و رسول اکرم و امامان معصوم(ع) و ... آغاز کرد. او به جای این که نظرات خود را منطقی و مستدل بیان کند، با گستاخی تمام به سوزاندن قرآن و مفاتیح الجنان و سایر کتب مذهبی اقدام کرد و حتی بعضی از روزهای سال را به عنوان عید کتاب سوزی معرفی نمود.او در این روزها، انواع کتاب های مذهبی را جمع می کرد و به کمک دوستان و پیروانش به آتش می کشید. علاوه بر این، او به جای بحث های منطقی، درباره رسول اکرم و امامان شیعه، ناسزاها و سخنان رکیکی به زبان می آورد . کسروی علناً اظهار می کرد که قرآن کلام خدا نیست، حضرت رسول پیامبر نبوده است، اسلام مایه گمراهی است، آمدن فرشتگان نزد حضرت رسول چیزی غیر از افسانه نیست و ...

ایرادهای وی به اسلام بیشتر از کتب مبلغین آمریکایی و مستشرقین، اخذ شده بود و اشکال هایی را که متوجه مذهب تشیع می ساخت، غالب آنها را از علمای متعصب سنی مانند حجر و موسی جار الله عالم سنی معاصر بر گرفته بود. کسروی در حالی چنین هتاکی هایی می کرد که خودش را پیامبر و فرستاده خدا می دانست و اعلام می کرد دینی به نام پاکدینی آورده است و مردم باید از دین او پیروی کنند تا به سعادت برسند. او حتی برای خود سالروز برانگیختگی (بعثت) نیز تعیین کرده بود و اول آذرماه 1312 را روز برانگیختگی خود می دانست، همچنان که اول دی ماه هر سال را نیز روز جشن کتاب سوزان اعلام کرده بود. به هر حال، کسروی که محصول دین ستیزی های دوره مشروطه و دوره رضاخان بود به طور علنی اظهار می کرد که پیامبر است و باید پاکدینی به جای اسلام بنشیند( پیرامون اسلام، نوشته کسروی، ص94)

 کسروی ابتدا فکر میکرد می تواند در جریان بحث ها بر نواب صفوی غالب شود ، ولی بعد از جلساتی متوجه شد حتی پیروان او نیز به دلیل استدلال های بسیار متین نواب صفوی و روشنگری های اصولی او از پیرامونش پراکنده می شوند . به همین دلیل بود که دیگر حاضر نشد با نواب صفوی بحث کند


اندیشه‌های انحرافی ضدشیعی کسروی، از زمان طرح با عکس‌العمل‌هایی در سراسر ایران مواجه شد. مرحوم استاد غلام‌رضا سعیدی خراسانی از جمله کسانی است که با کسروی ارتباطاتی داشته است. حجت‌الاسلام سیدهادی خسروشاهی به نقل از ایشان می‌نویسد: 


ادامه مطلب
[ جمعه 19 اسفند ماه سال 1390 ] [ 10:10 PM ] [ شَــریــد ] [ نظرات (5) ]

حاجی‌علی رزم آرا در سال 1280شمسی در شب عید قربان در محلهی «سرچمشه»ی تهران به دنیا آمد. به همین دلیل «حاجی» را به نام او افزودند.رزمآرا تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه‌ی فرانسوی «آلیانس» به پایان رساند و سپس در 17 سالگی وارد مدرسه‌ی نظام شد. او پس از خاتمه‌ی تحصیل در مدرسه‌ی نظام به نیروی قزاق پیوست و در عملیات سرکوب نهضت جنگل با «رضاخان سردارسپه» آشنا شد.رضاخان به زیرکی و استعداد این افسر جوان پی برد و او را جزو نخستین افسران اعزامی به خارج، به فرانسه فرستاد.

   سپهبد حاج علی رزم آرا

رزمآرا تحصیلات خود را در دانشکده‌ی نظامی «سن سیر» به پایان رساند و در بازگشت به ایران در سال 1308ه.ش. با درجه‌ی سرهنگ دومی وارد خدمت ارتش شد.درخشانترین اقدام رزمآرا در ارتش، تأسیس اداره‌ی جغرافیایی برای تهیه‌ی نقشههای دقیق از سراسر ایران در سال 1316ه.ش. بود که به خاطر موفقیت در این کار، به درجه‌ی سرتیپی رسید و در رأس این اداره قرار گرفت. رزم‌آرا در 1322ه.ش. به ریاست ستاد ارتش برگزیده شد. در آن هنگام، اکثریت قریب به اتفاق امرای ارتش، ارشدتر از او بودند و تنها با حربه‌ی فروتنی توانست چند ماهی در آن سمت باقی بماند. رزم‌آرا بعد از ملاقات با وابستگان نظامی کشورهای متفق، ضمن انتقاد از رویه‌ی آن‌ها از ریاست ستاد ارتش استعفا داد و بدین طریق عده‌ای را بر طرفداران خود افزود. پس از استعفا، فرمانده‌ی دانشکده‌ی افسری شد.

افزون بر آن مسؤلیت دفتر نظامی شاه هم به او واگذار گردید. در فروردین 1323ه.ش. رزم‌آرا درجه‌ی سرلشکری را پس از 5 سال توقف در درجه‌ی سرتیپی دریافت کرد و مجدد به ریاست ستاد ارتش منصوب گردیددر فروردین 1327ه.ش. شاه برای جلب رضایت رزم‌آرا و دلگرم ساختنش، به او درجه‌ی سپهبدی داد. در آن تاریخ ارتش ایران سه سپهبد بیش‌تر نداشت و رزم‌آرا چهارمین نفری بود که به این مقام نایل آمد.از سال 1328ه.ش. رزم‌آرا به صورت جدی در مقام احراز نخست وزیری برآمد. در انتخابات دوره‌ی شانزدهم دخالت تام داشت. تهران تنها منطقه‌ای بود که نتوانست در انتخابات آن جا مداخله کند، زیرا سرلشکر «زاهدی» رقیب دیرین او در سمت ریاست شهربانی اجازه‌ی مداخله به او را نداد و غالب کرسی‌های تهران به دست جبهه‌ی ملی افتاد.در انتخابات مجلس سنا، تا حدی دخیل بود، به خصوص در انتخاب سناتورهای انتصابی که در صلاحیت شاه بود، عده‌ای از امرای ارتش را وارد کرد و در 5 تیر ماه 1329ه.ش. به دربار احضار شد و فرمان نخست وزیری خود را دریافت کرد.

 

دلایل اعدام انقلابی رزم آرا

1. رزم ‌آرا و وابستگی به انگلستان

نخست در روزهای بحرانی اوایل شهریور 1320ه.ش. در حادثه‌ی تجاوز روس و انگلیس به ایران، رزمآرا از جمله افسرانی بود که معتقد بود، ارتش ایران توان مقابله در این میدان را ندارد و پیشنهاد کرد صلاح در تَرک مخاصمه پیش از انهدام کل ارتش ایران است.

دوم، آمریکایی دانستن جبههی ملی توسط رزمآرا نشانگر علاقه‌ی وی به انگلستان بود. بدین صورت که رزمآرا با آگاهی از علاقه‌ی نواب صفوی به اجرای احکام اسلام و تشکیل حکومت اسلامی و هم‌چنین با هدف ایجاد تفرقه و سرکوب جبههی ملی، قاصدی به نزد نواب‌صفوی فرستاد و گفت: «اگر به من امکان بدهند، احکام اسلام را اجرا می‌کنم».

خلیل طهماسبی در اولین بازجویی خود نوشته است: من چون تشخیص دادم رزم‌آرا مردی خائن و وطن‌فروش است در صدد برآمدم تا شرش را از سر یک عده مسلمانان کوتاه کنم تا امثال آنها نتوانند برای یک مشت ملت فقیر ایران گربه رقصانی کنند.

سوم، براساس اسناد و مدارک موجود بین شرکت نفت انگلیس و رزم‌آرا، مذاکره‌های پنهانی صورت گرفته بود که در این مذاکره‌ها راهکارها و توصیههایی به رزمآرا ارایه شده بود که در مقابل مجلس و اقلیت جبههی ملی، به آن توصیهها استناد شود و در چارچوب همین مذاکره‌ها و توافقات رزمآرا، علاقه‌ای به ملی شدن نفت نشان نمیداد تا مبارزه‌های مردم عقیم بماند

چهارم، رزمآرا در این مذاکره‌های پنهانی که به صورت خیلی محرمانه با نماینده‌ی اعزامی شرکت نفت انگلیس وارد مذاکره شده بود، از او خواست که شرکت نفت فوراً پیشنهاد خود را در رابطه با معامله‌های نفتی به دولت ایران بدهد و در نتیجهی این گفت‌وگوها تقسیم درآمد نفت طبق اصل تصنیف (پنجاه‌ ـ ‌‌پنجاه) مورد موافقت هر دو طرف ایرانی و انگلیسی قرار گرفت؛ رزم‌آرا اصرار داشت این توافق تا تصمیم نهایی پنهان بماند. نواب صفوی نیز پس از اطلاع یافتن از مذاکره‌های پنهانی رزمآرا با نماینده‌ی شرکت نفت انگلیس، در جلسه‌ای که بعضی از اعضای نهضت ملی نیز در آن حضور داشتند، گفت: «رزم‌آرا عامل انگلستان است. باید او را از بین ببریم.»



ادامه مطلب
[ سه شنبه 16 اسفند ماه سال 1390 ] [ 08:19 AM ] [ شَــریــد ] [ نظرات (1) ]

ولادت باسعادت آن حضرت در مدینه طیبه در سنه دویست و سى و دوم هجرى در مـاه هشتم ربـیـع الثـانى بوده و شهادت آن بزرگوار هشتم ربیع‌ الاول سال 260 از هجرت به دست معتمد عباسی اتفاق افتاده است. بنابراین عمر آن بزرگوار بیست و هشت سال، و مدت امامت وی شش سال بود. اسـم شریف آن حضرت حسن و کنیه اش ابومحمّد و اشهر القابش زکى و عسکرى است و به آن حـضـرت و هـمـچـنـیـن بـه پـدر و جـدش عـلیهما السلام ( ابن الرضا ) مى گفتند و نـقش خاتمش : ( سُبْحانَ مَنْ لْهُ مَقالِیدُ السَّمواتِ وَ الارْض ) و به قولى ( اَنَا للّهِ شَهیدٌ ) بوده  و تسبیحش در روز شانزدهم و هفدهم ماه است .

  

و این است تسبیح آن حضرت :( سُبْحانَ مَنْ هُوَ فى عُلُوِّهِ دانٍ وَ فى دُنُوِّهِ عالٍ وَ فى اِشْراقِهِ مُنیرٌ وِ فى سُلْطانِهِ قَوِىُّ سُبْحانَ اللّهِ وَ بِحَمْدِهِ ) .

والده مـاجـده آن حـضـرت نـامـش ( حـدیـث ) و بـه قـولى ( سـلیل ) بوده و او را ( جده ) مى گفتند و در نهایت صلاح و ورع و تقوى بوده  است . امام عسکری ـ علیه السلام ـ در مدت کوتاه امامت خویش با سه نفر از خلفای عباسی که هر یک از دیگری ستمگرتر بودند، معاصر بود، این سه تن عبارتند از: 

1 - المعتزّ بالله (252 - 255) 2 - المهتدی الله (255 - 256) 3 - المعتمد بالله (256 - 279) 

خلفای عباسی که روز نخست به نام طرفداری از علویان و به عنوان گرفتن انتقام آنان از بنی امیه قیام کردند، آنچه را که قبلاً به مردم وعده داده بودند، نادیده گرفته و مانند خلفای بنی امیه و بلکه بدتر از آنان ستمگری و خود کامگی را آغاز کردند.فشار و اختناق والیان جور روز به روز سخت‌تر می‌شد. حکومت عباسی به قدری از نفوذ و موقعیت اجتماعی امام نگران بود که امام را ناگزیر کرده بودند هر هفته، روزهای دوشنبه و پنجشنبه در دربار حاضر شوند.


استفاده از آگاهی غیبی برای اثبات امامت

بر اساس تحقیق یکی از دانشمندان معاصر، از کرامات و گزارشهای غیبی و اقدامات خارق العاده امام عسکری-علیه السلام-، «قطب راوندی » در کتاب «خرائج » جمعا چهل مورد، «سید بحرانی » در «مدینة المعاجز» صد و سی و چهار مورد، «شیخ حر عاملی » در «اثبات الهداة » صد و سی و شش مورد، و «علامه مجلسی » در «بحار-الانوار» هشتاد و یک مورد را ثبت کرده اند  و این، بخوبی روشنگر فزونی بروز کرامات و گزارشهای غیبی از ناحیه آن حضرت می باشد.

به نظر می رسد علت این امر شرائط نامساعد و جو پراختناقی بود که امام یازدهم و پدرش امام هادی در آن زندگی می کردند;زیرا از وقتی که امام هادی از سر اجبار به سامراء منتقل گردید بشدت تحت مراقبت و کنترل بود، ازینرو امکان معرفی فرزندش «حسن » به عموم شیعیان به عنوان امام بعدی وجود نداشت و اصولا این کار، حیات او را از ناحیه حکومت وقت در معرض خطر جدی قرار می داد. به همین جهت کار معرفی امام عسکری-علیه السلام-به شیعیان و گواه گرفتن آنان در این باب، در ماههای پایانی عمر امام هادی-علیه السلام-صورت گرفت،  به طوری که هنگام رحلت آن حضرت هنوز بسیاری از شیعیان از امامت حضرت «حسن عسکری » آگاهی نداشتند. 


امام حسن عسگری (ع) می فرمایند :

 « فقر با ما بهتر از توانگری با دیگران است . ما برای کسانی که به ما پناهنده شوند پناهگاهیم و برای کسانی که از ما هدایت بجویند نوریم . ما نگهدار کسانی هستیم که به ما متوسل شوند . هر کس ما را دوست بدارد ، در رتبه بلند با ماست و کسی که پیرو را ما نباشد به سوی آتش خواهد رفت.»

گویا عامل دیگری نیز در این زمینه بی تاثیر نبوده و آن اعتقاد گروهی از شیعیان به امامت «محمد بن علی » ، برادر حضرت عسکری، در زمان حیات امام هادی بوده است. این گروه بر اساس همین پندار او را در محضر امام هادی احترام می کردند، ولی حضرت با این پندار مبارزه می کرد و آنان را به امامت فرزندش حسن راهنمایی می نمود.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 10 اسفند ماه سال 1390 ] [ 10:18 PM ] [ شَــریــد ] [ نظرات (3) ]

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
دربـاره مـن
حمایت میکنم
دانشنامه عاشورا
FOLLOW ME IN

 

 

آمار سایت
نوای آنلاین