اگر در زمان حضرت عیسی، جنگی گزارش نشده است، این مسئله مربوط به شرایطی است که حضرت عیسی (ع) در آن قرار داشت. مدت تبلیغ دین توسط حضرت عیسی تنها سه سال گزارش شده است که در این سه سال طرفداران آن حضرت بسیار در اقلیت بودند که هیچ چشم اندازی از پیروزی در زمانش وجود نداشت و هیچ حکومتی تشکیل نداد. بنا بر این حضرت عیسی به جنگ رو نیاورد. شبیه آن چه که پیامبر اسلام در دوره سیزده ساله خود در مکه انجام داد در این مدت پیامبرومسلمانان نه تنها به هیچ جنگی رو نیاوردند بلکه پیامبر مسلمانان را از دفاع نیز منع نموده بود تا به جهانیان ثابت گردد که حضرت در پی درگیری و جنگ نیست اگر در دوره مدینه جنگی صورت گرفت ، این بر حضرت تحمیل شده بود.
جنگهایی مانند بدر ، احد و خندق و... حالت دفاعی داشت و دفاع ، حکم عقلی است که هیچ انسان عاقلی در آن تردید نمی کند. در واقع پیامبر و مسلمانان با شکنجه ، اذیت و آزار ، مصادره اموال و حمله و تهاجم دشمنان روبرو بودند و مطمئنا اگر حضرت عیسی (ع) و یارانش با چنین موقعیتی مواجه بودند و شرایط نیز برای آنان فراهم بود ، به دفاع از خود می پرداختند ؛زیرا دفاع از خود و خانواده و سرزمین و... حکم عقل است که هیچ تردیدی در آن نیست.هیچ یک از جنگهای پیامبر جنبه خشونت طلبی و بی رحمی و تهاجم نداشت بلکه یا به سبب فتنه و نقض عهد طرف مقابل بود،مانند جنگ با بنی قنیقاع در مدینه و جنگ با مشرکان درفتح مکه که به سبب نقض عهد قریش در صلح حدیبیه روی داد.یا برای جلوگیری از تجاوز بود مانند جنگ احد و خندق و یا قصاص و معامله به مثل و یا به سبب محاصره اقتصادی بود، مثل جنگ بدر و یا پشگیری از تجاوز و فتنه بود مانند : تجاوزهای پراکنده عمال روم و امپراطوری روم و هم چنین ایران وعوامل آنان در سر حدات و جنگ تبوک . حتی رومیان سفیر پیامبر را کشتند.
جورح سیل انگلیسی می گوید : « آن ها که می پندارند شریعت اسلام با زور شمشیر پیش رفته است ، خیانت و خدعه بزرگی مرتکب شده اند .» آرنولد می گوید : « پیروزی اسلام عمدتاً بدون شمشیر بود و جز در موارد کمی متوسل به شمشیر می شد. »
بر خلاف تصور و تبلیغات رایج ، در دین و تاریخ مسیحیت نیز جنگ و مبارزه وجود دارد و در کتاب عهد عتیق که بخشی از کتاب مقدس و مورد قبول مسیحیان است، داستان جنگهای حضرت موسی و برخی از پیامبران الهی فراوان نقل شده است.به عنوان نمونه به برخی از آن ها اشاره می نماییم:
1- «وخداوند مرا گفت: اینک به تسلیم نمودن سیحون و زمین او به دست تو شروع کردم پس بنا به تصرف آن بنما تا زمین او را مالک شوی... و تمام شهرهای او را در آن وقت گرفته، مردان و زنان و اطفال هر شهر را هلاک کردیم و هیچ کدام را باقی نگذاشتیم.»
2- «و با مِدیان به طوری که خداوند موسی را امر فرموده بود جنگ کرده همة ذکوران را کشتند... و بنی اسرائیل زنان مدیان و اطفال ایشان را به اسیری بردند و جمیع بهایم و جمیع مواشی ایشان و همة املاک ایشان را غارت کردند و تمامی شهرها و مساکن وقلعههای ایشان را به آتش سوزانیدند... و موسی بر رؤسای لشکر یعنی سرداران هزارهها و سرداران صدها که از خدمت جنگ باز آمده بودند غضبناک شد و موسی به ایشان گفت: آیا همة زنان را زنده نگاه داشتید؟... پس الآن هر ذکوری از اطفال را بکشید و هر زنی را که مرد را شناخته با او همبستر شده باشد بکشید و از زنان هر دختری را که مرد را نشناخته و با او همبستر نشده برای خود زنده نگاه دارید»3- «چون یهوه خدایت تو را به زمینی که برای تصرفش به آن جا میروی درآورد و امتهای بسیار را که حِتیان و جِرجاشیان و اموریان و کنعانیان و فِرِزّیان و حِوّیان و یَبوسیان، هفت امت بزرگتر و عظیمتر از تو باشند از پیش تو اخراج نماید و چون یهوه خدایت، ایشان را به دست تو تسلیم نماید و تو ایشان را مغلوب سازی آنگاه ایشان را بالکلّ هلاک کن و با ایشان عهد مبند و برایشان ترحم منما».
اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَحْشُرْنا مَعَهُمْ وَالْعَنْ أعْدائَهُمْ اَجْمَعینْ
ثواب کسی که یک بار بر رسول خدا (ص) صلوات بفرستد
1- ابوبصیرازامام صادق (ع) روایت کرده است که فرمود : هنگامی که نام رسول خدا (ص) برده شود ، برآن حضرت صلوات بسیارفرستید ، زیراکسی که یک صلوات بر رسول خدا (ص) بفرستد ، خداوندهزاربار ودرهزارصف ازفرشتگان براوصلواتمی فرستد، و(درچنین شرایطی) هیچ آفریده ای ازآنچه خداآفریده است باقی نمی ماند مگرآنکه به خاطرصلوات خداوفرشتگانش براوصلوات خواهد فرستاد وهیچ کس ازاینهمه اجروپاداش سربازنمی بازند مگرکسی که نادان ومغرور است که خدا و رسول خدا (ص) ازاو بیزارند .
ثواب صلوات فرستادن بررسول خدا (ص)
1- ابوالبختری ازامام صادق (ع) وآن حضرت ازپدران بزرگوارش روایت کرده است که رسول خدا (ص) فرمود : درروز قیامت ،من نزدترازوی اعمال قرارمی گیرم ، کسی که (میزان) گناهانش ازکارهای نیکی که انجام داده است بیشترباشد، آن صلواتهایی را که برمن نثارکرده است می آورم تاکفه حسناتش راسنگین تر کنم .سلام
پاینده باد واژه زیبای مادر، که از آغاز تا پایان خلقت،
نقش دلهای مهربان است.
چه زیباست تکرار نام مادر بر لبان دختری
که خود مادری درد آشناست؛ فاطمه.
به نام خدا
سلام
بعثت نه این سرور، سرور ولایت است …
مبعث نه این چراغ، چراغ هدایت است
خورشید چون ز شرق حرا پرتو افکند …
احمد نه این فروغ، فروغ رسالت است ...
واژه صلاه ، صلوه و جمع آن صلوات به معنی نماز خواندن و درود و تحیت است. صلی الله علیه یعنی خداوند بر او درود فرستاد، در معجم الوسیط هم صلاه به معنای دعا است.
صاحب المیزان در مورد کلمه صلوه می گوید:«کلمه صلوه در اصل به معنای انعطاف بوده، و صلاه خدا بر پیغمبر به معنای انعطاف او به وی است، به وسیله رحمتش، البته، انعطافی مطلق، چون در آیه شریفه صلات را مقید به قیدی نکرده، و همچنین صلاه ملائکه او بر آن جناب، انعطاف ایشان است بر وی، به اینکه او را تزکیه نموده و برایش استغفار کنند، و صلات مومنین بر او انعطاف ایشان است به وسیله درخواست رحمت برای او.»(المیزان/ 61/705)
راغب اصفهانی نیز در معنی صلوه معتقد است:«صلوات رسول الله و نماز
مسلمانان، تزکیه ایشان است. همچنین دعا و استغفار فرشتگان مثل مردم است و
صلاه که عبادت مخصوص است اصلش دعا است. و این عبادت خاص به این کلمه نامیده
شده است.» (مفردات/ 392)
در تفسیر جوان نیز آمده است که «چنانچه صلوات به خدا نسبت داده شود به
معنی فرستادن رحمت است و هرگاه به فرشتگان و مومنان منسوب گردد به معنی طلب
رحمت می باشد.»(تفسیر جوان/71/ 623)
صلوات در آینه قرآن و کلام معصوم (ع)
در سوره احزاب آیه 65 خداوند با تاکید می فرماید: «خدا و فرشتگان او بر
پیامبر اسلام درود می فرستند، شما هم ای کسانی که ایمان آورده اید بر او
صلوات بفرستید، و آن طور که باید، تسلیم شوید.»
خداوند در این
آیه تاکید می کند که ابتدا من و ملائکه بر پیامبر (ص) صلوات می فرستیم و
به پیروی از ما شما انسانها بر ایشان و آلش سلام و درود بفرستید.
در حکمت 163 نهج البلاغه آمده است «اذا کانت لک الی الله سبحانه حاجه
فابدا بمساله الصلاه علی رسوله ثم سل حاجتک فان الله اکرم من ان یسال
حاجتین فیقضی احدا هما و یمنع الاخری».
«هرگاه از خدای سبحان درخواستی داری، بر پیامبر اسلام(ص) درود بفرست سپس
حاجت خود را بخوان، زیرا خداوند بزرگوارتر از آن است که از دو حاجت درخواست
شده، یکی را برآورده و دیگری را بازدارد.»
تمام دعاهای صحیفه سجادیه نیز با صلوات آغاز می شود و یا پایان می یابد. در
برخی از دعاها نیز در اواسط دعا، صلوات فرستاده شده است زیرا ائمه معتقدند
صلوات، ذکر برآورده شدن حاجت است و در هر دعایی که صلوات فرستاده شود
اجابت آن از سوی خدا حتمی است.
ایشان در دعای 44 به کرات صلوات را تکرار کرده و دعا برای حفظ توحید،
رسیدن به منزلت بالا در نماز، شناخت حرمت خدا را از خداوند مسالت می کند.
یکی از گرانبهاترین و ارزشمندترین احادیث نقل شده از پیامبر اسلام، نصایحی است که ایشان به ابوذر داشتهاند که به سبب پرباری و اهمیتی که این نصایح داشته است و خطابهای پیاپی ایشان به ابوذر، به حدیث ابوذر مشهور شده است .
مطالب چنان متنوع و در قالبهای متفاوت تربیتی و اخلاقی بیان شدهاند که هر کس با سلیقه خاص خود به نوعی از آن بهره میبرد و مناسبترین ره توشه تربیتی که در روحش اثر میگذارد بر میگزیند که در نوع خود حدیثی است شبیه به معجزه.
... در ادامه پیامبر به موعظه ابوذر میپردازد:
تو را به موعظهای سفارش میکنم و انتظار این است که آن را حفظ کرده به آن عمل کنی زیرا این موعظه در برگیرنده همه راههای خیر و نیکبختی است. اگر تو به این وصیت و سفارش عمل کنی خیر دنیا و آخرت به تو ارزانی میگردد.
ای ابوذر! خدا را چنان پرستش کن که گویا او را میبینی، زیرا اگر تو او را نمیبینی او تو را میبیند.
ای
ابوذر! بدان که اولین مرحله عبادت خدا، شناخت اوست؛ همانا او اول است، قبل
از او چیزی نیست و یگانه و یکتاست و مانند ندارد و او باقی و جاودان است.
اوست که آسمانها و زمین و آنچه را بین آنها و آنچه را در آنهاست آفرید و
خداوند دانای مهربان است و بر هر کاری تواناست ...
ای ابوذر! بسیاری از مردم در مورد دو نعمت مغبون هستند و از آن قدردانی نمیکنند، یکی نعمت تندرستی و دیگری نعمت فراغت.